سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
نقش و اهمیّت قرآن کریم در زندگی بشر

قرآن کریم در برگیرنده هدایت و سعادت انساندر دنیا و آخرت می‎باشد و در تمام مراحل زندگی رهبر و راهنمای انسان به سوی کمال است. «این قرآن به راهی هدایت می‎کند که مستقیم‎ترین راههاست...»[1] کسانی که با قرآن مأنوسند به کمک قران حق را از باطل تشخیص می‎دهند.[2]

قرآن کریم، انسان را به زندگی کردن با معیارها و ارزش‎های انسانی و اسلام دعوت می‎کند، حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: «هر کس قرآن را پیش روی خود قرار داد، رهبر و پیشوای او به بهشت خواهد بود وهر کس آن را به پشت سر افکند طرد کننده و سوق دهنده او به سوی جهنم خواهد بود».[3]

قرآن مجید عامل صعود به سوی بهشت،[4] مایه خرمی دلها،[5] دریای بی‎کران معرفت[6] و یگانه عامل توانگری است.[7] که عامل اصلی هدایت‎گر و تربیت کننده افراد و جوامع بشری به سوی کمال و نیل به ارزشهای اخلاقی و انسانی است.

درباره ارتباط وانس با قرآن کریم، لازم است چند نکته مورد توجه قرار گیرد:

الف. چگونه می‎توان با قرآن مجید انس پیدا کرد؟

برای بهره‎مندی و اُنس با قرآن باید مراحلی را طی کرد از جمله:

1. یادگیری قرآن؛ پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید: «خیارکم من تعلم القرآن وعلّمه؛[8] بهترین شما کسی است که قرآن را بیاموزد و آن را به دیگران نیز یاد دهد».

2. قرائت قرآن؛ حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: «من قرأ القرآن و هو شاب مؤمن اختلط القرآن بلحمه ودمه و جعله الله مع السفره الکرام البرره...؛[9] کسی که قرآن بخواند، درحالی که جوان مؤمن است، قرآن با گوشت و خون او مخلوط شده و با فرشتگان بزرگوار و نیکو صفت همنشین می‎شود».

پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید: «نوروا بیوتکم بتلاوه القرآن...»؛[10] خانه‎های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید».

تلاوت قرآن نیز خود دارای آدابی است از جمله: الف. مسواک زدن، پیامبر گرامی می‎فرماید: «نظفوا طریق القرآن قیل یا رسول الله و ما طریق القرآن قال افواهکم قیل بماذا قال بالسواک؛[11] راه قرآن را پاکیزه نگه دارید. عرض شد یا رسول الله! راه قرآن چیست؟ فرمود: دهانهایتان. عرض شد: چگونه؟! فرمود: بوسیله مسواک کردن».

ب. وضو و طهارت داشتن هنگام تلاوت قرآن؛ «لا یسمه الا المطهرون؛[12] جز پاکان بر آن دست نزنند».

ج. پناه بردن به خداوند متعال پیش از قرائت قرآن؛ «فاذا قرأت القرآن فاستغذ بالله من الشیطان الرجیم؛ وقتی که قرآن می‎خوانی از (شرّ) شیطان رانده شده به خداوند پناه ببر».

د. قرائت قرآن با صدای خوش و دلنشین؛ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید: «لکل شیء حلیه و حلیه القرآن الصوت الحسن؛[13]

ه. قرائت قرآن همراه با خشوع؛ «الم یأن للذین ءامنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحق...؛[14] آیا وقت آن نرسیده است که دل‎های مؤمنان در برابر ذکر خدا و آن چه از حق نازل شده خاشع گردد...»

و. قرائت همراه با حزن و اندوه؛ پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید: «ان القرآن نزل بالحزن فاذا قرأ نموه فابکوا فان لم تبکوا فتباکوا»[15] براستی قرآن همراه با حزن نازل شده است، بنابراین، هنگامی که قرآن می‎خوانید گریه کنید و اگر گریه نکردید حالت گریه را به خود بگیرید».

ز. تلاوت قرآن با ترتیل و شمرده؛ «ورتل القرآن ترتیلا؛[16] قرآن را با دقت و تأنی بخوان».

3. تدبر در قرآن؛ قاری قرآن باید با توجه به معانی قرآن، آن راتلاوت کند و در آیات تفکر و اندیشه نماید و از آن‎ها پند گیرد، چنان که حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: «(پرهیزکاران) در شب به پا خواسته و قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت می‎کنند، جان خویش را با آن محزون می‎سازند و دوای درد خود را از آن می‎گیرند هرگاه به آیه‎ای برسند که در آن تشویق باشد، با علاقه و امید به آن روی می‎آورند و روح و جانشان با شوق بسیار در آن ذخیره می‎شود و آن را همواره الگوی خود می‎سازند و هرگاه به آیه‎ای برسند که در آن بیم باشد، گوش‎های دل خود را برای شنیدن آن باز می‎کنند و صداهای ناله و برخورد زبانه‎های آتش در گوش‎شان طنین انداز است»[17].

4. عمل به قرآن؛ پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید: «ربّ تال للقرآن و القرآن یلعنه؛[18] چه بسیار کسانی که قرآن را تلاوت می‎کنند، در حالی که قرآن بر آن‎ها لعن و نفرین می‎فرستد».

5. حفظ قرآن؛ پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید: «لا یعذب الله قلبا وعی القرآن؛[19] خداوند قلبی را که ظرف قرآن باشد، عذاب نمی‎کند».

بنابراین، برای مأنوس شدن با قرآن، داشتن برنامه‎ای منظم و روزانه برای قرائت و عمل به موارد و عوامل مذکور لازم است.

ب. چرا قرآن کریم در بین ما مهجور است؟

مهجوریت قرآن و فاصله گرفتن مردم به خصوص مسلمانان از مفاهیم و معارف قرآن علت‎های متعددی دارد از جمله:

1. تلاش و توطئه شیاطین جنی و انسی باعث شده که مردم از مفاهیم و معارف بلند قرآن مجید فاصله گرفته و در دام شیطان‎های وسوسه‎گر گرفتار آیند و با آموزه‎های قرآن کریم بیگانه شوند و قرآن در میان آن‎ها به خصوص مسلمانان مهجور بماند، قرآن کریم می‎فرماید: «و قال الرسول! یارب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا؛[20] و پیامبر (خدا) گفت: «پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند (و از آن دوری جستند)».

2. فراموش کردن مفاهیم و معارف قرآن کریم وغفلت از آنها، باعث شده که مردم به دستورها و پیام‎های راه‎گشا و هدایت‎گر این کتاب مقدس توجه نکنند و فرهنگ قرآن در میان مردم به دست فراموشی سپرده شود بسیاری از مردم به جای عمل به قرآن، تنها آن را به عنوان یک کتاب مقدس یا به قصد ثواب آن را تلاوت می‎کنند و یا در مراسم ختم مرده‎گان آن را قرائت نموده و یا در کنار سفره عقد و یا دریاچه‎ای سبز بر روی طاقچه از آن نگهداری می‎کنند!! در حالی که قرآن کریم برای هدایت و تربیت انسان‎ها نازل شده و مردم باید با عمل به دستورها و فرمان‎های آن، برای رسیدن به کمال و نزدیک شدن به خداوند را بپیمایند و در آیات آن تدبر و تفکر کنند ودر زندگی آن‎ها را بکار گیرند و پیاده کنند؛ «... و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون؛[21]... و ما این ذکر (قرآن) را بر تو نازل کردیم تا آن چه به سوی مردم نازل شده است برای آن‎ها تبیین کنی، شاید اندیشه کنند».

3. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ درباره مهجوریت قرآن کریم می‎فرماید: «... حاملان قرآن آن را واگذاشته و حافظان قرآن آن را فراموش می‎کنند، پس در آن روزقرآن و پیروانش از میان مردم رانده و مهجور می‎گردند و هر دو غریبانه در یک راه ناشناخته سرگردانند و پناه‎گاهی میان مردم ندارند، پس قرآن و پیروانش در میان مردمند، ولی گویا حضور ندارند، با مردمند ولی از آن‎ها بریده‎اند؛ زیرا گمراهی و هدایت هرگز هماهنگ نشوند، گر چه کنار یکدیگر قرار گیرند، مردم در آن روز، درجدایی و تفرقه هم داستان، و در اتحاد و یگانگی پراکنده‎اند، گویی آنان پیشوای قرآن بوده و قرآن پیشوای آنان نیست، پس از قرآن جز نامی نزدشان باقی نماند و آنان جز خطی را از قرآن نشناسند...».[22]

برای چیزی زیبایی و زینتی است و زینت قرآن صوت نیکو می‎باشد».
[1] . اسراء، آیه 9.
[2] . فرقان، آیه 1.
[3] . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ج 2، ص 598.
[4] . شوری، آیه 7.
[5] . علامه مجلسی(ره)، بحار الانوار، مؤسسه الوفا بیروت، سال انتشار 1404 ق، ج 2، ص 36.
[6] عبد الحمید بن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1404 ق، ج 10، ص 194.
[7] . محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت، چاپ اوّل، ج 4، ص 236.
[8] . علامه مجلسی، بحار الانوار، موسسه الوفا بیروت، ج 89، ص 186.
[9] . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج 2، ص 603.
[10] . همان، ص 610.
[11] . بحارالانوار، همان، ص 213.
[12] . واقعه، 79.
[13] . نحل، آیه 98.
[14] . الکافی، همان، ص 615، حدید، آیه 16.
[15] . شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، قم، انتشارات رضی، چاپ دوّم، ص 49.
[16] . مزمل، آیه 4.
[17] . نهج البلاغه، معجم المفهرس، نشر مؤسسه امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ قم، خطبه 193، ص 12.
[18] . محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ج 8، ص 90.
[19] . بحار الانوار، همان، ص 178.
[20] . فرقان، آیه 30.
[21] . نحل، آیه 44.
[22] . محمد دشتی، ترجمه نهج البلاغه، تهران، انتشارات زهد، چ 3، 1380، خطبه 147، ص 271



تاریخ : پنج شنبه 89/9/25 | 11:0 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

  معیار خانواده موفق از منظر قرآن
   
 خانواده موفق یعنی تپیدن یک قلب در سینه همه اعضای آن، یعنی روحی مشترک در چندین کالبد که باعث می

شود همگام و همراه یکدیگر به سمت کمال ره بپیمایند. در این خانواده، وحدت، هماهنگی و انسجام اهمیت بسیار

دارد، تفرقه جایی ندارد و کار ها با شور و مشورت سرانجام می گیرند. برای داشتن یک کانون گرم و موفق باید قدم

اول را درست برداریم و آن انتخاب همسر با ملاک های اسلامی است که مهم ترین آنها، ایمان و باورهای صحیح،

حسن خلق، تقوا و سلامت جسمی و روانی است. در این صورت است که می توان به داشتن خانواده ای موفق امید

وار بود.
    
معیار قرآنی خانواده های موفق در سوره روم ذکر شده است که می فرماید: « و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم

ازواجا
لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مّودّة و رحمة إن فی ذلک لایات لقوم یتفکرون

  
  از همین آیه ابن سینا سود جسته و اساس توفیق هر خانواده را بر چهار رکن «آرامش و سکون، عشق، رحمت و

اخلاق» می داند. از این رو خانواده هایی که سنگ زیربنای زندگی خود را بر پایه ارکان یاد شده بگذارند موفق محسوب
می شوند. از دیگر ویژگی های خانواده موفق می توان به این نکات نیز اشاره کرد: خانواده ای که از عواطف و

اخلاق و دیانت اشباع شده و بستری گردیده باشد برای رشد معنوی اعضای آن، زمینه ای برای بروز پاکی و عدالت

هم در بین اعضای خود و هم در سطح اجتماع خواهد شد.
  
 در خانواده موفق زن و مرد تعهداتی را که نسبت به یکدیگر و مسئولیتی که در قبال فرزندان دارند، همواره در نظر

می گیرند به همین دلیل آنها در تربیت فرزندان سالم و صالح حداکثر تلاش را می نمایند و با هر گونه امکاناتی سازگار

می باشند. به این ترتیب، نه تنها در کشمکش زمان مایوس نمی شوند، بلکه گام دیگر را امیدوارتر بر می دارند. یک

خانواده خوشبخت برای کسب موفقیت، در جهت پرورش مهارت های ارتباطی خود قدم بر می دارد و در راستای

تحکیم ساختار خانواده، آنها را به کار می برد. فراگیری روابط مناسب در آغاز، کار دشواری به نظر می رسد اما

گذشتن از هر یک از مراحل آموزشی، به صورت عادت در خواهد آمد. در خانواده ایده آل با ویژگی هایی روبه رو می

شویم که همه حکایت از یکی شدن آرزوها، خواسته ها و حتی رؤیاهای زوجین دارد. بر تحکیم روابط بین یکدیگر تاکید

می ورزند و برای حفظ آن از نفوذ و مداخله نگرش های مخرب و زیان آور دوری می کنند. تدابیری که برای اداره

خانواده در پیش گرفته می شود، نیاز ها و منافع همه اعضای خانواده را در بردارد و تصمیم گیری ها به گونه ای است
که به نیاز همه اعضا توجه می شود. در این خانواده ها عشق و صمیمیت تقویت می شود وهریک از زوجین تلاش

خودرا به کارمی گیرد تا روابط محبت آمیز خود را با همسرش تداوم بخشیده و کانون خانوادگی خود را گرم نگه دارد.
   
 یک زوج موفق، علاوه بر این که می توانند احساسات و عواطف خود را بیان کنند می توانند هنگام بروز موارد تنش زا،

بر رفتارهای خود تسلط داشته و با شیوه ای صحیح اختلاف ها را برطرف و تضاد ها را حل کنند و آرامش را به خانه باز

گردانده و محیطی مناسب برای پرورش و تکامل یکدیگر و فرزندان خود فراهم سازند. 

   انعطاف پذیری، گذشت و قدردانی از زحمات یکدیگر، از دیگر مشخصه های بارز این خانواده هاست. به طور کلی

معیارهای قوام و پایداری یک زندگی و به تبع آن، توفیق در زندگی مشترک را می توان در شش اصل خلاصه کرد:

نخست اصل « تفاوت میان زن و مرد»، چرا که اطلاع از کم و کیف این تفاوت ها راهگشای زندگی است و خوشبختی

تمام اعضای این کانون مقدس را تامین می کند. در پرتو همین دریافت، احترام به آنها که پدید آورنده اصل دوم است

دیده می شود و اصل یاد شده«تعاون در خانواده » می باشد، بخصوص آن که در پی خود «گذشت و ایثار» که اصل

سوم است، نیز وجود داشته باشد.
  
  همچنین در مثلث مذکور«تفاوت، تعاون و گذشت» نقش اساسی در« تفاهم» به عنوان اصل چهارم و اساسی بین

اعضای این جامعه کوچک و ایجاد «توازن» (اصل پنجم) در زندگی خانوادگی دارد. از این رو، هر خانواده با گذر از این

مراحل است که در می یابد«تبادل اندیشه» به عنوان اصل ششم در توفیق خانواده چه تاثیر عظیمی در بهبود روابط

خانوادگی دارد.» 
   
 در یک خانواده مطلوب و موفق اسلامی سلسله مراتب به خوبی رعایت می شود؛ پدر و مادر اقتدار ویژه ای دارند و

فرزندان در نوجوانی و حتی میانسالی احترام خاصی برای والدین قائلند. بین زن و شوهر نیز احترام و اقتدار شوهر

پذیرفته شده و زن در مواردی می پذیرد که مرد تصمیم نهایی را بر عهده داشته باشد. در منظومه زن و شوهری،

وظایف به خوبی انجام می شود و مودت و رحمت بین زن و شوهر برقرار و نیازهای عاطفی دو طرف مورد توجه است.
والدین با شور و شوق به وظایف خود عمل می کنند و بر ارزش وظایف خود آگاهند.
    
در یک خانواده موفق حدود حجاب، روابط با نامحرمان و حدود در داخل خانه رعایت می شود. البته همه قیود باید بر

اساس منطق و متعادل باشد وهرگونه افراط در اجرای حدود از سوی مرد در خانواده نه تنها به تعادل روحی و روانی

اعضای خانواده کمک نمی کند، بلکه آسیب های جدی به آنان وارد می سازد و موجب رفتار نا بهنجار و عدم سلامت

روانی آنها می شود   

 در خانواده قرآنی التزام به تقوا و اجتناب از گناهانی مانند موسیقی و آواز خوانی حرام، شراب خواری، غیبت و تهمت

و رذایل اخلاقی مانند تکبر و حسد، مورد توافق همه اعضا می باشد. البته ممکن است لغزش هایی صورت گیرد، ولی
بنای افراد بر رعایت تقوا است. حقوق افراد مورد توجه و اصل بر عدالت است. به روابط با خویشاوندان، بویژه والدین

زن و شوهر، توجه می شود و تعامل و حمایت اجتماعی بین خویشاوندان ارزش به شمار می رود. خانواده موفق از

نظر اسلام از هر مشکل و اختلافی مصون نیست، ولی در اختلاف ها حریم ها شکسته نمی شود و افراد پس از فرو

نشستن هیجانات، به دنبال حل مشکل و حتی اصلاح و جبران ضعف ها و رفتارهای نامناسب خود هستند. افزون بر

این، باورهای دینی پایدار، عدالت محوری و مدارا سه مفهوم مرکزی خانواده مطلوب و موفق از دیدگاه اسلام

است    « سیره خانوادگی ائمه(ع) نمونه کامل یک خانواده موفق و مطلوب اسلامی است. در این خانواده ها رابطه

عاطفی بسیار عمیق است به گونه ای که حضرت زهرا(س) عشق و محبت خود را نسبت به حضرت علی(ع) در

سخن با سلمان ابراز می دارد
  
  امامان معصوم(ع) برای همسران خود شخصیت و اعتبار قائل بودند. دراموراقتصادی، استقلال نظر آنها را ارج

می نهادند. درامورمعنوی ازآن ها کمک می گرفتند. دربرخورد با فرزندانشان محبت، احترام، بازی با آنان،

پذیرش آنان، آزادی و در عین حال نظارت برآنان، رعایت اعتدال بین آنها، دوری از تنبیه و سرزنش وبه طورکلی نرمی

ومدارا با آنان را اصل قرارمی دادندو نیز باید گفت خانواده موفق خانواده ای است که در همه جوانب مثبت و موفقیت

آمیز، از رشدی متعادل و هماهنگ برخوردار باشد و از افراط وتفریط خودداری کند.
  
  کلام آخر
    
برای داشتن خانواده ای موفق، باید فصل اول را درست آغاز کرد با انتخاب همسری شایسته و واجد معیارهای

قرآنی، آنچه در فصلی اتفاق می افتد بر فصل بعدی اثر می گذارد. باید تلاش کنیم فصل های اولیه را بسازیم تا فصل

های بعدی تقویت شوند.
   
 داشتن خانواده ای گرم و صمیمی و پر از موفقیت آرزوی همه ماست. باید با تقویت ایمان و احترام به اصل تفاوت، بین
زن و مرد، با ایثار و گذشت تعاون را در خانواده اجرایی کنیم تا به تفاهم و توازن که خمیر مایه موفقیت است برسیم و

با تبادل اندیشه و شور و مشورت در حفظ آن بکوشیم تا همواره طعم موفقیت را بچشیم.
        


دسترسی به صفحه اصلی   
     
     




تاریخ : سه شنبه 89/9/2 | 7:14 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

خانواده به عنوان رکین ترین رکن جوامع بشری و البته سرنوشت سازترین آنها، هماره مورد توجه جامعه شناسان و

مربیان امور تربیتی بوده است.

این اجتماع کوچک، قطع نظر از کارکرد روانی اش –که کانونی آرامش زاست- بستری تربیتی و معرفتی نیز هست. 

افراد، نخست در دامن خانواده، روابط محبت آمیز، احترام متقابل و مسولیت پذیری را تجربه می کنند، و آنگاه از این

ها در روابط پیچیده تر اجتماعی بهره می گیرند.

بنا بر گزارش آمار و ارقام، خلا تربیت درست خانوادگی، در بیشتر بزهکاران و مجرمان اجتماعی، به عنوان مهمترین

عامل در ارتکاب رفتارهای هنجارشکنانه قلمداد شده است.

قرآن به عنوان، منبع اصلی و لایزال دین مبین اسلام، بر کارکرد انسانی و اجتماعی خانواده توجه داشته و دستوراتی

نجات بخش و روشنگر در این باره فرود آورده است.

 خانواده و نیازهای فردی

اهمیت و جایگاه خانواده بر هیچ کس پوشیده نیست. انسانها از کودکی در کانون خانواده رشد می یابند و معمولاً

انسانهایی از موفقیت بیشتری برخوردارند که کانون خانواده آنها گرمتر و محکمتر بوده است. در دنیای غرب که نظام

خانواده جایگاه اصلی خود را از دست داده است مشکلات گوناگونی پدید آمده که حتی برخی از نویسندگان غربی هم  

بدان اعتراف دارند.

هر انسانی احتیاجات و نیازهایی دارد که بسیاری از آن باید در کانون خانواده تأمین شود. این نیازها به طور کلی عبارت

است از :
 
الف: نیازهای فیزیکی و جسمی:

این دسته از نیازها شامل نیاز به غذا، لباس و حتی روابط جنسی میان همسران است، هرچند نیاز به روابط جنسی

را می توان در دایره نیازهای روانی نیز جای داد. با این حال از نیازهای فیزیکی و جسمی است که در مرحله اول

بروزمی کند و نسبت به سایر نیازها خود را بیشتر می نمایاند و به همین میزان نیز توجه و اهمیت بیشترمی طلبد.

ب:
نیازهای امنیتی:
هر انسانی به طور طبیعی دوستداران است که در آرامش و امنیت باشد و حتی برای زندگی و

آینده آن هراسی به دل راه ندهد. امنیت و آرامش نیازی است که بخش عمده ای از آن باید در خانواده تأمین شود. هر

یک از اعضای خانواده باید در حد توان خود این فضا را برای دیگران ایجاد کند.اگر هم? اعضای خانواده به وظایف الهی

و اخلاقی خود عمل کنند، بدون تردید خانه به محلی امن و سرشار از آسایش و آرامش تبدیل می گردد. ارمغان

خجست? این آسایش، آرامش بخشیدن به افراد خانواده است که چه بسا در بیرون مشکلاتی دارند اما در خانه و در

میان جمع خانواده آن را از خاطر می برند. در پرتو خانواده ای آرام است .

ج:
نیازهای عاطفی :
پس از برآورده شدن نیازهای فیزیکی و جسمی و نیز نیازهای امنیتی فرد  که آرامش را به وی

ارزانی می دارد، نیاز دیگری جلوه می کند

که ذیل نیازهای عاطفی فرد جای می گیرد. نیاز به محبت در وجود همه افراد بشر چه خردسال و چه بزرگسال وجود

دارد و تنها در نحوه تجلی آن است که متفاوت می نماید، به طوری که در کودکان به گونه ای بروزمی کند و در

بزرگسالان به گونه ای دیگر. اولین و مهمترین جایگاه تأمین عواطف خانواده است. 

د:
نیازهای شخصیتی:
نیازهای شخصیتی ناظر به نیازهایی است که توجه به آن احترام و عزت نفس  آدمی را پاس

می نهد . هرکسی دوست دارد شخصیت و احترام او حفظ شود و با حرمت و بزرگواری با او برخورد گردد. احساس

ذلت شاید از هر رنجی بدتر باشد. شکل گیری پایه اولیه این امر نیز به خانواده باز می گردد. 

ه:
نیاز به رشد و کمال :
ازنظر فطری همه انسانها خواهان مسیر رشد و کمال اند نیاز به کمال چندان به جنسیت ربطی
ندارد. مردان و زنان مایلند که افراد محترم و توانمند و مؤثری باشند. مشکلات فکری و اقتصادی و اجتماعی شان حل

شود و به ویژه در مسائل اخلاقی و معنوی ارتقاء یابند مسأله هویت و هدف از زندگی را سامان دهند. 

و:
نیاز به معنویات :
گذشته از پنج نیاز فوق نیاز دیگری در همه انسانها وجود دارد که گاه از آن غفلت می شود.

مهمترین و بالاترین نیاز هر فرد نیاز به معنویات و رشد و رشد در این زمینه است. نیاز به ارتباط با خدای سبحان در

وجود هر فردی سرشته شده است و باعث جلوگیری از بسیاری از اضطرابها و نگرانیها می شود؛ زیرا دلها با نام و یاد

خدا آرام می گیرد.«اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ»

آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می یابد.
 

 

دسترسی به صفحه اصلی


 

 




تاریخ : دوشنبه 89/9/1 | 11:31 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

 یکی از موضوعات بسیارمهمی که در قرآن مطرح است و خداوند به آن بسیار بها می دهد، خانواده است. و یک سؤال
این است که

آیا ما خانواده موفقی داریم؟ معیار و ویژگی خانواده موفق چیست؟ خانواده مهم ترین خشت بنای اجتماع است و

اگرخانواده سالم، متعالی و استوار باشد می توان به داشتن جامعه ای سالم، متعالی و استوار امیدوار بود. خانواده

رکن طبیعی و اساس اجتماع و واحد بنیادی جامعه اسلامی است و درحفظ و گسترش قدرت ملی نقش مؤثری ایفا

می کند. بین قدرت ملی و خانواده رابطه ای وثیق وجود دارد و سستی و تباهی خانواده، انحطاط ملت را به دنبال

می آورد. در این مقاله سعی شده است تا با الهام از آیات الهی وروایات معصومین(ع) فلسفه تشکیل خانواده،

ویژگی ها و کارکرد های خانواده موفق را معرفی کنیم.
    
چیستی خانواده
  
  از بدو خلقت و آغاز پیدایش انسان بر روی کره خاکی، همواره زنان و مردان با تشکیل کانونی به نام خانواده، عمری

را در کنار یکدیگرگذرانیده و فرزندانی در دامان پر مهر خویش پرورانده و از این جهان رخت بر بسته اند. خانواده یک واحد
اجتماعی است که هدف از آن در نگاه قرآن، تامین سلامت روانی برای سه دسته است: زن و شوهر، پدر و مادر و

فرزندان. همچنین هدف، ایجاد آمادگی برای برخورد و رویارویی با پدیده های اجتماعی است . در قرآن می خوانیم:
 
   « والذین یقولون ربّنا هب لنا من ازواجنا قرّه اعین و اجعلنا للمتقین إماماً؛ 
 
   و کسانی که می گویند: «خدای ما، ما را از همسرانمان نور چشمان ببخش و ما را رهبر پرهیزکاران گردان. » این

آیه بر اهمیت خانواده و پیش آهنگی آن در تشکیل جامعه نمونه انسانی اشاره دارد، همچنان که پیوندهای سالم و

درخشان خانوادگی را ایده آل پرهیزکاران معرفی می کند. کوشش مصلحان جامعه- مخصوصاً پیامبران الهی- این

بوده است که نظام خانواده، یک نظام مستحکم و پایدار باقی بماند و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت و اجتماع

کوچک را متلاشی کند.  
   
 دنیای امروز که دنیایی مضطرب و پریشان است، علی رغم پیشرفت های حیرت انگیز در علم و صنعت، در مسئله

خانواده با مشکلات بزرگی روبه رو است به نحوی که در حال فروپاشی و از دست دادن بسیاری از کارآیی های خود

می باشد.
  
  فلسفه تشکیل خانواده

    چرا اسلام به تشکیل خانواده بها می دهد کلید گشایش این سؤال در قرآن است. طبق آیات الهی، انسان ها

طوری آفریده شده اند که جفت خواهی به سرشت و آفرینش آنها برمی گردد. خداوند در سوره نبا آیه ? چنین می

فرماید:« و خلقناکم ازواجا؛ ما شما را جفت جفت آفریدیم. » بنا بر این زن و مرد کامل کننده یکدیگرند و با وجود هر یک،

دیگری به کمال رسیده و در کنار هم به آرامش می رسند. در سوره روم،می فرماید: «و از نشانه های او این که از

[نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید، و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این [نعمت]

برای مردمی که می اندیشند قطعاً نشانه هایی است.» 
   
 از دیدگاه قرآن اصولاً خلقت موجودات و از جمله انسان ها به صورت زوج است که به حسب فطرت در پی یافتن

مکمل و نیمه دیگر خود می باشند تا به آرامش، کمال و مودتی که خداوند وعده داده است برسند و خاصه در وجود

انسان زمینه ای از مودت و رحمت وجود دارد که تجلی گاه آن فقط محیط خانواده است. 
  
  اما آن سکونی که قرآن وعده اش را می دهد تنها در نهاد مقدس خانواده است که نمایان می شود و تجلی می یابد.
اینجاست که انسان با الهام از قرآن پی می برد که خانواده تنها محیطی برای ارضای نیاز ها وتوالد و تناسل نیست

بلکه نهادی است که اهداف والاتر و بالاتری را در برنامه جامع خود دارد.
   
 انسان موجودی اجتماعی است و نیاز به تعاون و معاضدت دارد، چنانکه برای تحقق بخشیدن به فرایند رشد و تکامل

خویش به ارتباط با دیگران نیازمند است. در محیط خانواده این برنامه به صورت بسیارمطلوبی اجرا می شود و گاهی

عواطف خانوادگی آن چنان قدرت پیدا می کنند که اعضای خانواده در قبال یکدیگر احساس مالکیت شخصی نمی

کنند.
   
 در بسیاری از خانواده ها عموماً و در خانواده های موفق اسلامی خصوصاً، این برنامه ها به طور کامل جریان دارد.

پدران و مادران و فرزندان نسبت به یکدیگر فداکاری می کنند و همگی مانند یک روح اند در چند بدن و مظهر وحدت اند

نه کثرت.
    
در یک خانواده موفق قرآنی در واقع پدر و مادر هسته مرکزی و کانون خانواده هستند که در راس هرم قرار دارند و

فرزندان در گرد این کانون می باشند. البته باید خاطر نشان کرد که خانواده در نگاه قرآن نه مرد سالار است، نه زن

سالار و نه فرزند سالار؛ بلکه جایگاه مودت، رحمت و تفاهم سالاری است. در این محیط سالم، درستی، صداقت،

عدالت و سعادت آموزش داده می شود و خلاروحی هر یک توسط دیگری پر می شود و به وحدت رسیدن و فنا در

یکدیگر را می آموزند و این همان چیزی است که هماهنگ با خلقت و آفرینش زن و مرد است.    

دسترسی به صفحه اصلی




تاریخ : دوشنبه 89/9/1 | 11:25 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

»» پیام مهم رهبر معظم انقلاب درپی اهانت نفرت انگیز به قرآن شریف


بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله العزیز الحکیم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ1

ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!

اهانت جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز و مُشمئزکننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه‌ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد،

حادثه‌ی تلخ و بزرگی است که نمی‌توان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی‌ارزش و مزدور به حساب آورد. این

یک اقدام محاسبه‌شده از سوی مراکزی است که از سال‌ها پیش به این طرف، سیاست اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی را در دستور
کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته‌اند. این حلقه‌ی دیگری از

زنجیره‌ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حرکت کاریکاتوریست خبیث دانمارکی و ده‌ها فیلم ضد اسلام
ساخته‌شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت‌انگیز رسیده است. پشت صحنه‌ی این حرکات شرارت‌بار چیست و

کیست؟


مطالعه ی این روند شرارت که در این سالها با عملیات جنایتبار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاکستان همراه بود،

تردیدی باقی نمیگذارد که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین

نفوذ بر دولت آمریکا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپائی برخوردارند. اینها همان

کسانی اند که پژوهشهای حقیقت یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به

سوی آنان متوجه میکنند. آن ماجرا بهانه ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس جمهور جنایتکار وقت آمریکا داد و او اِعلان جنگ

صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد.

هدف از اقدام نفرت انگیز اخیر آن است که از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ی مسیحی به سطوح همگانی مردم

کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر

ملتهای مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه دار میشوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل

سازد.

این اقدام کینه توزانه، نه آغاز یک جریان، بلکه یک مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام ستیزی به سرکردگی صهیونیسم و رژیم آمریکا
است. اینک همه ی سران استکبار و ائمة الکفر در برابر اسلام قرار گرفته اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن کتاب

رحمت و حِکمت و عدالت است؛ وظیفه ی همه ی آزادیخواهان جهان و همه ی ادیان ابراهیمی است که در کنار مسلمانان با

سیاست پلید اسلام ستیزی با این شیوه های نفرتبار مقابله کنند. سران رژیم آمریکا نمیتوانند با سخنان فریبنده و میان تهی، خود
را از اتهام همراهی با این پدیده ی زشت تبرئه کنند. سالهاست که مقدسات و همه ی حقوق و حرمت میلیونها مسلمان مظلوم در
افغانستان و پاکستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار کشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر

شکنجه، هزاران کودک و زن ربوده شده و میلیونها معلول و آواره و بی خانمان، قربانی چه چیزی شده اند؟ و با همه ی این

مظلومیتها، چرا در رسانه های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود میکنند؟ چه

کسی باور میکند که این توطئه ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریکا ممکن و عملی است؟!

برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!

لازم میدانم این چند نکته را به همه متذکر گردم:

اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد که آنچه امروز آماج حمله ی نظام استکبار جهانی است، اصل اسلام

عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار

است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنکس که

بدان پایبند است و هر آنچه نشانه ی مسلمانی است دشمن اند.

ثانیاً: این سلسله ی کینه توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده تر
و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است که اُمت اسلام از همیشه بیدارتر
شده و ملتهای مسلمان اراده کرده اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند. حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر 

عظیم الشأن صلی اله علیه و آله، با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پر فروغ قرآن روزبروز بلندتر و

درخشنده تر خواهد شد.

ثالثاً: همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به

پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد.

نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی،  خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در

نقطه ی مقابل آن قرار دارد.

و رابعاً: طرف مطالبه ی  همه ی مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند

باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئی

شایسته به مجازات برسانند.

و السلام علی عباد اله الصالحین

سیّدعلی خامنه‌ای
22/شهریور/1389

 

دسترسی به صفحه اصلی




تاریخ : دوشنبه 89/9/1 | 11:7 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر
       

  • paper | کورالین | آریس باکس