سفارش تبلیغ
صبا

وقتیکه راه نمی روی!
 یا نمی دَوی!
 زمین هم نمی خوری!!!

و این " زمین نخوردن" ...
محصول سُکون است!
نه مَهارت! ...

وقتیکه تصمیمی نمی گیری!
 و کاری نمی کنی!
 پس اشتباه هم نمی کنی!!!

و این " اشتباه نکردن" ...
محصول اِنفعال است!
نه انتخاب! ...

خوب بودن ...
 به این معنی نیست که ...
 درهای تجربه را برخود ببندی!
 و فقط پرهیز کنی،
 خوب بودن ...
 در انتخابهای ماست ...
 که معنا پیدا می کند ...
 و شکل می گیرد ...
چه جالب...
ادامه مطلب...


تاریخ : پنج شنبه 94/6/12 | 3:22 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر


مجلس ترحیم خودم
خیلی زیباست پیشنهاد میکنم با تامل بخوانیید:
============
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را می دیدم
همه آنها که نمی دانستم
عشق من در دلشان ناپیداست
واعظ از من می گفت،
حس کمیابی بود
از نجابت هایم،
از همه خوبیها
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر
سینه اش صاف نمود
و به آواز بخواند:
"مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم"
راستی این همه اقوام و رفیق
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان می کردم
تنهایم
و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم
همه شان آمده اند،
چه عزادار و غمین
من نشستم به کنار همه شان
وه چه حالی بودم،
همه از خوبی من می گفتند
حسرت رفتن ناهنگامم،
خاطراتی از من
که پس از رفتن من ساخته اند
از رفاقت هایم،
از صمیمیت دوران حیات
روح من قلقلکش می آمد
ادامه مطلب...


تاریخ : شنبه 94/6/7 | 12:56 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

سلام خدمت شما بزرگواران

شرمنده یه مقدار زیاد طول کشید برای به روز کردن!

امروز همش به فکر روزی بودم که آیت الله بهجت(رحمه الله علیه ) رو درفاصله  یک قدمی در صحن آقا امام رضا زیارت کردم!

راستش دلم براشون تنگ شده و... کلا امروز روز خوبی نبود....دلمان بدجوری گرفته بود وسعی میکردیم به زور بخندیم که مثلا عیده تابلو نکنیم که...!

یادش به خیر اون شب اخری بود که در مشهد بودیم و اجازه گرفتیم که شب رو حرم بمونیم و موافقت شد!

صبح شد رفتم نزدیک ضریح که خداحافظی کنم که بیام بیرون و راهی خونه شم همینطور که داشتم میومدم دیدم یه عده دارن میان که معلومه آدم های مهمی هستن ! برام مهم نبود کی به کیه! آدم ها جمع

شده بودن با خودم گفتم مردم هم عقلشون بله! تا میبینن یکی سِمَت داره جمع میشن و... تو حسّ خودم بودم و حال و هوای خداحافظی از آقا ،هی گفتم بپرسم دوباره به خودم میگفتم که چی؟حالا بدونی که

چی شه؟آخرش یه حسی بهم غالب شد و  گفتم حالا بزار ببینم کیه؟سرمو بالا آوردمو با بی رغبتی از یه خانمی پرسیدم کی اومده؟ گفتن : میگن یکی از مرجع ها... اصلا انگار برام مهم نبود شایدم تاثیر بی خوابی دیشب بود یوهو یه خانم دیگه کنارشون گفتن همون که چشم برزخی داره...بازم انگار نفهمیدم سرمو انداختم پایین و به راهم ادامه دادم!

چند قدمی که رفتم تازه دوزاریم افتاد که چی شنیدم؟ مرجع؟ چشم برزخی؟ حضرت آیت الله بهجت؟!!!

برگشتم که ببینمشون انقدر دورشون از محافظ و مردم پر بود که نمیشد! یعنی کلی ناراحت شدم که از این توفیق محروم شدم!

باعجله اومدم خونه صبح اول صبحی همه خواب بودن تنها کاری که کردم مادرمو بیدار کردم و گفتم آیت الله بهجت اومدن حرم ولی نمیدونم برسیم ببینیمشون یا نه؟ دیگه ایشون هم سریع آماده شدند رفتیم حرم و رفتیم از خادمین پرسیدیم بعد حرم کجا میرن؟ گفتن سر مزار آقای نخودکی ما هم رفتیم اونجا منتظر شدیم.

دیگه ایشون اومدن و محافظشون یه صندلی گذاشتن کنار در و ایشون نشستن و تمرکز کردن ...سرشون هم پایین بود..... ولی واقعا نورانی بودن حسش رو نمیشه توصیف کرد!

من ایستاده بودم و از باب اینکه میگن نگاه به صورت عالم عبادت هست از این فرصت بهره میبردم. یه آن یادم افتاد چفیه م و بدم که متبرک کنند سریع از دور گردنم برداشتم و دادم به محافظشون

و گفتم لطفا این رو متبرک کنید! یک محافظ أخمالویی هم داشتن که نگو ! خیلی جدی بهم نگاه کرد و ازم گرفت و  متبرک کرد و مجدد بهم داد! بعدشم که اسکورتشون کردن و بردنشون! ولی ما

هنوز در حسرته...!!!  
دلم هوای دیدار امام رضا و توفیقات کنارش رو کرده... کلا که حالم زیاد خوب نیست! شرمنده بریم استراحت...

حق یارتون





تاریخ : چهارشنبه 94/6/4 | 10:56 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

خدایا من همان بنده نافرمانم که شفای دلم را لب طاقچه فراموشی گذاشته ام و در کوچه پس کوچه های روزمرگی دنبال شفا و آرامش میگردم

خدایا مرا به خودم بازگردان

 




تاریخ : شنبه 94/5/31 | 9:18 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

سر کلاس نشسته بودیم .

چند نفر انگار ته کلاس جلسه گذاشته بودند .

یکیشون انگشتش را

به سمت عکس امام و آقا دراز کرد

و با اشاره به آقا گفت :

« اصلا این آقا واسه این مملکت چیکار کرده ؟ همه دنیا بخاطر همین یه نفر باهامون دشمن شده .

هر روز دارن تحریممون میکنن و هر روز گرونی و تورم ، مردم دیگه به نون شبشون هم محتاج شدن
همش هم به خاطر ( امام ) خامنه‌ایه »

 

اون یکی گفت : 
ادامه مطلب...


تاریخ : یکشنبه 94/5/4 | 6:35 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

سلام خدمت شما بزرگواران

با قبولی طاعات و عبادات شما و تبریک عید فطر خدمت شما گرامیان.

با توجه به درخواست های متعدد شما دوستان عزیز به لطف خدا تصمیم گرفتیم تا

آموزش رزمی- دفاع شخصی را مجدد راه اندازی کنیم.

آی اونایی که تا منو میبینید یاد این میوفتید که عروسی دارید و میخواید 3 روزه یه

دستوری بهتون بدم ک آبروتون جلو خانواده همسرتون حفظ شه که متوجه نشن چقدر به خودتون رسیدید!

شتاب کنید!

عزیز من باید این طور مسائل به مرور زمان و اینا .....

بقیش و تماس گرفتید میگم...

اینجا نمیشه....آبروتون میرهمؤدب

( گویا ظرفیتشون تکمیله خواستید بازم ی زنگ بزنید حله انشالله!)

این از کلاس رزمی!(راستی در کلاس رزمیمون رحم نداریما نبینید غیر از کلاس رحماء بینهم هستیم!)

واما اگر از دوستان طلبه ی ما هستید برای بچه های طلبه با توجه به شرایطی

آموزش کامپیوتررا در یک موسسه فرهنگی آموزش خواهم داد.

اگر از دوستان بسیجی ما هستید در یک حوزه ی بسیج در همین موضوع در خدمتتون هستم.

در ضمن کلاس های حلقه ی صالحین ما ویژه جوانان در روز چهارشنبه بعد از ظهر هم چنان پابرجاست.

عرض کنم خدمت شما در تلگرام هم با گروهی به نام نشر فرهنگ ،سیاست، اندیشه گروهی ساخته ام که در خدمت خواهران طلبه هستیم.

2 تا گروه هم قراره راه اندازی کنیم(این یکی در دنیای حقیقی هست)

یکی امر به معروف یکی هم برای اعزام امام جماعت به مدارس(مخصوص خانم ها)

اون هم ثبت نام به عمل می آوریم.(جا نمونید!)

برای اطلاع بیشتر از کلاسها باهام تماس بگیرید درخدمتتون هستم.

راستی این پست رو فقط برای این زدم که راه گله کردن شمارو ببندمتبسم  فقط همین!

حاضرین به غایبین خبر بدن لطفا!

التماس دعا داریم

یاعلی





تاریخ : شنبه 94/4/27 | 10:55 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

 

 

این لینک هم ویژه روزهای آخر ماه مبارک هست...حتما دانلود کنید!

تا دیداری دیگر

خدانگهدا
ر




تاریخ : یکشنبه 94/4/21 | 7:26 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

شیطان چمدان هایش را بست و گفت بعد رمضان خدمتان میرسم ...

 

چه فرصت خوبی است برای پاک کردن دل ها از غبار گناه و معصیت ...

 

ولی دزدهایی ماه مبارک ما را میدزدند

 

به اختصار به چند مورد از این دزد ها اشاره میشود

 

 دزد اول: تلوبزیون :::

 

این دزد خطرناکی هست که دنبال از بین بردن روزه های مردم و کم کردن

اجر مردم هست متاسفانه با سریال هایی که همه شبکه ها هر شب پخش

میکنند یه جورایی عجیب وقت مردم رو میگیره که متاسفانه اکثر این سریال ها

در قالب طنز هست و بار منفی اون بیشتره از نکته اخلاقی که میخواد در پایان 

فیلم بگه و مصداق بارز اتلاف وقت هست و مردم این ساعات و شب های

پر برکت ماه مبارک رو از دست میدن..

 

دزد دوم: خواب زیادی::::

 

اینکه در روایات اومده خواب شما هم در این ماه اون هم با دهان روزه عبادت

محسوب میشه دلیل بر این نمیشه که همش بخوابی این روایت اومده تا

به ما بفهمونه بدون تو چه ماه پر برکتی هستی که حتی خوابت هم عبادت

محسوب میشه ، دیگه بقیه اعمال و کارهایی که انجام میدی ببین چه

پاداش و ثوابی خدا براش گذاشته...!!!!

 

دزد سوم: شب نشینی ::::

 

این دزد گران بها ترین اوقات رو از شما میدزدد..این دزد بنده را از نماز و تهجد

در ثلث اخر شب و از استغفار و توبه و خواندن دعا های ویژه ماه مبارک

محروم میکنه .. مخصوصا خواندن قران و دعای ابوحمزه ثمالی ...

 

البته این شب نشینی اگر یا بعد از ظهر نشینی اگر درست و به موقع

انجام بشه میتونه صله رحم باشه و ثواب خیلی زیادی هم داره! که

پیامبر اسلام در خطبه شعبانیه به اون اشاره کرده...

 

دزد چهارم: بخل :::

 

این بخل باعث میشه انسان صدقه و اکرام و افطاری دادن رو ترک کنه !

افطاری بدید  ولو به یه دونه خرما یا یک لیوان اب تا خداوند گناهان ما رو بیامرزد....

دزد پنجم: مجلسی که در اون  یاد خدا نباشه:::

مجلس هایی که خالی از ذکر و یاد خدا باشد.. که این مجلس ها نه تنها

برخی اش باعث غیبت و گناه میشه بلکه باعث حسرت شدید انسان در

روز قیامت میشه میگه ای کاش اون لحظه یادی از خدا و اهل بیت

علیهم السلام میکردم... چون میدونید که قیامت یوم الحسرته ..

خیلی مراقب این جلسات باشید...

 

و اما دزد ششم و بزگترین دزد::::

 

فیسبوک و واتساپ و لاین و وایبر و شبکه های اجتماعی هست!

که اگر درست استفاده نکنی نه تنها اتلاف وقت کردی ....بلکه در

برخی مواقع همه اعمال نیکت را از دست میدی! و به اون هدف اصلی

که نزدیک شدن به خدا وپاک شدن دل از غبار گناه هست نخواهی رسید...!

پس مواظب این دزد ها باشید که واقعا حیف این ساعات نورانی و پر برکت هست

که به بطالت بگذره و به دنبالش حسرت بخوریم ..




تاریخ : شنبه 94/4/20 | 6:0 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

سلام سلام سلام
امروز چ روز با شکوهی بود... فکر نمیکردم که ملت با زبان روزه انقدر فعال باشن!
البته بگذریم که همیشه ایرانی ها در همه عرصه ها کولاک کردن! ولی خب با این هوای گرم و زبان روزه و... دیگه یه کم احتمال و بهمون حق بدین!
در راه رفت بودیم که که یکدفعه یه دوربین و بلندگو اومد تو صورتمون! من که بی تفاوت رد شدم دیگه تازه یادشون افتاد که بپرسن مصاحبه میکنید؟ دیگه همراهانم هم
جواب منفی داده بودند...
یادش بخیر چندسال پیش هم همین اتفاق برام افتاد! داشتیم رد میشدیم یوهو دوربین اومد تو صورتمون منم که بین مادرم و دوستمون قرار گرفته بودم با دیدن چنین صحنه ای جا خالی
دادمو  از زیر دوربین رد شدم! خبر نگاره ....
ادامه مطلب...


تاریخ : شنبه 94/4/20 | 12:32 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

منزهی

منزهی از هر نقصی

و

 هر چه خوبی از توست

به ما چه خورده میگیری!  به یک مشت خاک!

گناهان  یک مشت خاک را اگر نبخشی چه کنی!

 ***

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که تو ام راهنمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم

همه توحید تو گویم که بتوحید سزایی

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
ادامه مطلب...


تاریخ : پنج شنبه 94/4/18 | 12:29 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

  • paper | کورالین | آریس باکس