سفارش تبلیغ
صبا

عرض سلام و احترام

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابیطالب

تبریک عرض میکنم این روز عزیز رو خدمت شما بزرگواران...

از دعای شما خوانندگان گرامی توانستیم چند مرحله را پشت سر گذاشته و با نگاه امیر بیان علی ابن ابیطالب علیه السلام و به لطف خدا موفق شویم.

خب (خیلی) سخت بود چند واحدی که به خاطر فعالیت فرهنگی امتحانهاش رو پیچونده بودیم(اونم با واحدهای سنگین نظیر فلسفه و اصول و...) به همراه

کنکور کارشناسی ارشد و پایان نامه رو بخوای با هم جمع کنی و به نتیجه برسی...

فقط شما بشینید بهش فکر کنید و نخواهید کاری هم انجام دهید کلی وزن کم میکنید دیگه ما که در مرحله عمل هم قرار گرفتیم دیگه هیچی...

خب لازمه ش این بود که خیلی جلسات رو شرکت نکنم خیلی کلاسهای آموزشی که علاقه داشتم که اتفاقا در همون ایام بهم پیشنهاد میشد رو کنار بگذارم

و خیلی جاها که بهم پیشنهاد سخنرانی داده بودند رو جواب منفی بدم وموسسه ای که باهاشون همکاری میکردم رو نرم و فقط بشینم مطالعه کنم

و سی دی متناسب با موضوع پایان نامه گوش بدم و پیش میومد که از صبح تا شب در کتابخانه به سر ببرم ..

هم به جهت پایان نامه هم امتحان ها... مهمانی رفتن که کلا کنسل! اگر هم مجبور  میشدم اسباب اثاثیمون رو بر میداشتیم میرفتیم.

عید هم که گریه‌آور

البته خدایی چند تاشون مرام داشتن عیدی هارو فرستادنآفرین اتفاقا سفرهایی هم پیش میومد که با یک کوله بار از کتاب و...میرفتیم و ... و... و...

خداروشکر همش به خیر گذشت ... امتحان هارو دادیم ،پایان نامه رو نوشتیم و در حال حاضر دانشجوی ارشد نهج البلاغه هستیم...

همان اولویت اول هم که دوست داشتیم قبول شدیم...

یادمه ایستادم جلو حرم حضرت امیر علیه السلام وهمین رشته و همین دانشگاه و ازشون خواستم و گفتم انظر الینا نظره رحیمه...

و واقعا هم با نگاه رحمتشون بهمون نظر انداختند وگرنه ما کجا حامل و مبلغ سخن حضرت کجا؟

واقعا نگاهشون رو حس میکردم افرادی که از طرف آقا سرباز میشدند تا کمکمون کنند

و قطعا آدم های خاصی بودند که حضرت اون هارو وسیله قرار دادند که راهنمایی هایی به ما داشته باشند و همه همه...

ممنون هستم از همه کسانی که به نحوی یاریگر بنده بودند، امیدوارم بتوانم با نشر سخن حضرت خوبیهاشون

رو جبران کنم و ثوابی هم برای آن ها درج شود.

همچنان محتاج دعای خیرتان هستم






تاریخ : سه شنبه 95/6/30 | 7:45 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

 

گل تقدیم شماسلامٌ عَلی آل یسگل تقدیم شما

مولای غریبم...

 چشمان تَرَم نوازش پدرانه ت را می طلبد...

مرا دریاب...شرمنده

این هفته، هفته سختی را در پیش رو دارم...

آیا می شود؟.....؟....؟

السلام علیک یا اباصالح المهدی اغثنا

گل تقدیم شمااللهم عجل لولیک الفرجگل تقدیم شما



 




تاریخ : یکشنبه 95/6/14 | 9:33 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

عرض سلام و احترام.

چقدر تنهایی حس خوبی داره...

نمیدونم کی از تنهایی فراریه ؟ ولی بعد از یک روز شلوغ پلوغ، رفتن به اتاق تاریک که هیچ کسی اجازه ورود نداشته باشه و چِشم چشم و نبینه در یک سکوت مطلق بهترین هدیه اون روزه!

کلا تنهایی زیباست!

خلوت کردن با خودت و به هیچ چیز فکر نکردن .... عالیههههه حس سبکی خاصی داره....

چقدر خوب بود در اماکن زیارتی کسی کسی رو نمی دید تا به جای این که فکر کنی نکنه ریا بشه به اعمالت دقت داشتی!

البته وقتی به این فکر کنی که شاید این زیارت، زیارت آخَرِت باشه کُلا ریا و این حرفا یادت میره و زود وصل میشی...امتحان کن! جواب میده!خیلی خنده‌دار

دوبار پیش اومد تو حرم حضرت عبدالعظیم حسنی برق رفت! تاریکیه مطلق!

حس زیبایی داشت و از یاد نرفتنی!

کلا تاریکی و سکوت حس خوبی داره!

حس خوب نصیبتانمؤدب

یاعلی!




تاریخ : شنبه 95/6/13 | 1:18 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

این پست یه تشکر ویژه س از یک سرور و یک مولا!

فقط میخوام بگم آقا ممنونم که ایندفعه هم مارو به کنیزی قبول کردید!

دوست دارم بشم میثم تمار و انقدر از فضایلتون بگم که به همون سرنوشت میثم دچار بشم!

اینو روبروی ضریحتون هم مطرح کرده  بودم... یعنی میشه؟؟؟

بازم ممنونم از این همه لطفتون...

میدونم لایقش نبودم و این از فضل شما ب ما رسید...

بازم ممنونم از اینکه همچنان هوامون رو دارید.

لطفا دستمان را که گرفته اید مبادا رها کنید.

واما ای کاش من همه بودم با همه زبان ها تو را ستایش میکردم که...

علی مع الحق و الحق مع العلی

بازهم سپاااااااااس

--------------------------------------------

عشق الهی نوشت: بعدا میگم قضیه چیههیسسسس

فقط دعا کنید لایقش باشم و به آخر برسه




تاریخ : دوشنبه 95/6/8 | 11:35 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

عرض سلام و احترام خدمت شما بزرگواران

دیدید وقتی آدم ها در مقابل مهارت یکی کم میارن شروع میکنند طرف رو سرکوب میکنند؟

دیدید وقتی میبینند از یک نفر خیلی تعریف میشه دیگه نمیتونند تحمل کنند و به هر نحوی که شده میخوان به همه بفهمانند که نه اینطور نیست؟

حتی طرف غیبتی که اشد من(البووووق) هست در نظرش خیلی کوچک به نظرش میرسه فقط برای رسیدن به هدفش که همون سرکوب کردن اون فرد هست...

حتی تهمت زدن براش خیلی عادی جلوه داده میشه...

حتی ... حتی... حتی... به هر دستگیره شیطانی دست دراز میکند فقط به خاطر این که ارزش اون فرد رو بیاره پایین!

خدارو شکر بوسیله این افراد گناهان فرد مورد نظر پاک میشود و حسنه های آنها به پای فرد مظنون نوشته میشود ولی...

حسودی بد دردی است که باید درمان شود.

امیدوارم خداوند شفایشان دهد.

ولی در این مدت به نفع فرد مورد نظر میشود که بدون تلاش کلی ثواب نصیبش میشود و یا گناهانش پاک میشود.

حس زیبای پروانگیمؤدب

به حالش غبطه می خورم




تاریخ : یکشنبه 95/6/7 | 10:5 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر
       

  • paper | کورالین | آریس باکس