سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
کتابخانه های ایران
هرگاه کسی را دیدید که به وی زهد در دنیا و کم گویی عطا شده، بدو نزدیک شوید که القای حکمت می کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 

 

 

عشق الهی




سلام علیکم

به وبلاگ عشق الهی خوش آمدید

www.bineshan27.parsiblog.com
*هم بلاگی بزرگوار خواهشمندم که تقاضای تبادل لینک نفرمایید.در حال حاضر127درخواست تبادل لینک در انتظار میباشند وبنده هنوز فرصت بررسی آنها را نکرده ام.شرمنده اخلاق اسلامی شما خواهم شد.لذا لینک کردن عشق الهی بلامانع میباشد.
وفقکم الله
یاحق





  • کلمات کلیدی :

  • ::: یادداشت ثابت - پنج شنبه 92/1/16 ::: ساعت 11:59 صبح :::   توسط  عشق الهی  
    نظرات شما: نظر

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دو شب از شبهای قدر گذشت و ممکنه بعضی از شما دوستان مثل من احساستون این باشه که نتونستید درست استفاده کنید.

     

    اما هنوز یک شب باقیه و این شب طبق روایات از دو شب قبل مهمتره

     

    پیشنهاد من اینه که برای استفاده بهتر از این شب باقی مانده این فایل صوتی رو گوش کنید.بعید میدونم پشیمون بشید. حتما حتما برای ما هم دعا کنید.

     

    یک سخنرانی یک ساعته از استاد پناهیان  با موضوع این که در شب قدر چه اتفاقی میفته

     

    اونهایی که دستشون خالیه چطور استفاده کنند و.....

     

    دانلود از  لینک زیر

    دانلود سخنرانی (حاج آقا پناهیان)





  • کلمات کلیدی :

  • ::: یکشنبه 93/4/29 ::: ساعت 12:29 عصر :::   توسط  عشق الهی  
    نظرات شما: نظر

    لیلة القدر در نگاه علامه طباطبایی


    مهم‏ترین مناسبت ماه مبارک رمضان، شب قدر است که هماره مورد توجه مؤمنین بوده و خواهد بود. آنچه در پیش روی دارید بحثی پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره «قدر» و «دخان‏» مطرح گردیده است.

    شب قدر یعنی چه؟

    مراد از قدر، تقدیر و اندازه‏گیری است و شب قدر شب اندازه‏گیری است و خداوند متعال در این شب حوادث یک سال را تقدیر می‏کند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموری از این قبیل را در این شب مقدر می‏گرداند.
    شب قدر کدام شب است؟

    در قرآن کریم آیه‏ای که به صراحت‏بیان کند شب قدر چه شبی است دیده نمی‏شود. ولی از جمع‏بندی چند آیه از قرآن کریم می‏توان فهمید که شب قدر یکی از شب‏های ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو می‏فرماید: «انا انزلناه فی لیلة مبارکة‏» (1). این آیه گویای این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوی دیگر می‏فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن‏» (2). و گویای این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر می‏فرماید: «انا انزلناه فی لیلة القدر» (3). از مجموع این آیات استفاده می‏شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اینکه کدام یک از شب‏های ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزی بر آن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار می‏توان آن شب را معین کرد.

    در بعضی از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخی دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگری متعین در شب بیست و سوم است (4). و عدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.

    پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏های ماه رمضان و یکی از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت‏به طور عجیبی با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولی معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان. شب قدر است (5) و در آن شب قرآن نازل شده است.

    تکرار شب قدر در هر سال

    شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالی که قرآن در آن نازل شد نیست‏بلکه با تکرار سالها، آن شب نیز تکرار می‏شود. یعنی در هر ماه رمضان شب قدری است که در آن شب امور سال آینده تقدیر می‏شود. دلیل بر این امر این است که:
    اولا: نزول قرآن بطور یکپارچه در یکی از شب‏های قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولی تعیین حوادث تمامی قرون گذشته و آینده در آن شب بی‏معنی است.

    ثانیا: کلمه «یفرق‏» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم‏» (6). در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را می‏رساند و نیز کلمه «تنزل‏» در کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (7) به دلیل مضارع بودنش دلالت‏بر استمرار دارد.

    ثالثا: از ظاهر جمله «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن‏» (8) چنین برمی‏آید که مادامی که ماه رمضان تکرار می‏شود آن شب نیز تکرار می‏شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست‏بلکه در هر سال در ماه رمضان تکرار می‏شود.

    در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسی از ابوذر روایت‏شده که گفت: به رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبی است که در عهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل می‏شده و چون از دنیا می‏رفتند نزول امر در آن شب تعطیل می‏شده است؟ فرمود: «نه بلکه شب قدر تا قیامت هست‏» (9).

    عظمت شب قدر

    در سوره قدر می‏خوانیم: «انا انزلناه فی لیلة القدر وما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر». خداوند متعال برای بیان عظمت‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هی هی خیر من الف شهر» یعنی با این که می‏توانست در آیه دوم و سوم به جای کلمه «لیلة القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه «لیلة القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

    از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ (با اینکه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش یک شب قدر است).

    حضرت فرمود: «عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد. » (10).

    وقایع شب قدر

    1- نزول قرآن / ظاهر آیه شریفه «انا انزلناه فی لیلة القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگی و دفعی بودن دارد نه تنزیل که ظاهر در نزول تدریجی است.

    قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:

    1- نزول یکباره در یک شب معین.

    2- نزول تدریجی در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم).

    آیاتی چون «قرانا فرقناه لتقراه علی الناس علی مکث ونزلناه تنزیلا» (11) نزول تدریجی قرآن را بیان می‏کند.

    در نزول دفعی (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره‏ها و آیات است‏یک دفعه نازل نشده است‏بلکه بصورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتی که درباره وقایع شخصی و حوادث جزیی نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه‏ای دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتی درست در نمی‏آید مگر اینکه زمان و مکانش و واقعه‏ای که درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طوری که اگر از آن زمان‏ها و مکان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف می‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمی‏کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلی که در آیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر» (12) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

    2- تقدیر امور / خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگی، وسعت‏یا تنگی روزی، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر می‏کند.

    در آیه شریفه «انا انزلناه فی لیلة القدر» (13) کلمه «قدر» دلالت‏بر تقدیر و اندازه‏گیری دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم‏» (14) که در وصف شب قدر نازل شده است‏بر تقدیر دلالت می‏کند. چون کلمه «فرق‏» به معنای جدا سازی و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏ای که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیری مشخص سازند. امور به حسب قضای الهی دارای دو مرحله‏اند، یکی اجمال و ابهام و دیگری تفصیل. و شب قدر به طوری که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم‏» برمی‏آید شبی است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون می‏آیند.

    3- نزول ملائکة و روح / بر اساس آیه شریفه «تنزل الملئکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (15)، ملائکة و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل می‏شوند. مراد از روح آن روحی است که از عالم امر است و خدای متعال درباره‏اش فرموده است «قل الروح من امر ربی‏» (16). در این که مراد از امر چیست؟ بحث‏های مفصلی در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث‏به دو روایت در مورد نزول ملائکة و اینکه روح چیست‏بسنده می‏ شود.

    الف: پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: وقتی شب قدر می‏شود ملائکه‏ای که ساکن در «سدرة المنتهی‏» هستند و جبرئیل یکی از ایشان است نازل می‏شوند در حالی که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایی را به همراه دارند.

    یک پرچم بالای قبر من، و یکی بر بالای بیت المقدس و پرچمی در مسجد الحرام و پرچمی بر طور سینا نصب می‏کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه‏ای در این نقاط نمی‏ماند مگر آنکه جبرئیل به او سلام می‏کند، مگر کسی که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن وشت‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد (17).

    ب: از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکة است و روح از آن سنخ نیست مگر نمی‏بینی خدای تعالی فرموده: «تنزل الملئکة والروح‏» پس معلوم می‏شود روح غیر از ملائکة است (18).

    4- سلام و امنیت/ قرآن کریم در بیان این ویژگی شب قدر می‏فرماید: «سلام هی حتی مطلع الفجر» (19). کلمه سلام و سلامت‏به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است. و جمله «سلام هی‏» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهی تعلق گرفته است‏به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوی او روی می‏آورند و نیز به اینکه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابی جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که در این شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضی از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
    البته بعضی از مفسرین گفته‏اند: مراد از کلمه «سلام‏» این است که در شب قدر ملائکة از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام می‏ دهند.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: شنبه 93/4/28 ::: ساعت 4:0 صبح :::   توسط  عشق الهی  
    نظرات شما: نظر

    توصیه‌های استاد امام برای درک شب قدر


    میرزا جوادآقا ملکی تبریزی می‌گوید: برترین شب‌های قدر، شب بیست و سوم رمضان است که «لیله جهنی» نام دارد و آن شبی است که هر آنچه در آن مقدّر شود، تغییر نمی‌یابد.
     
    میرزا جوادآقا ملکی تبریزی از جمله عارفان و سالکانی است که روز عید قربان 90 سال پیش دار فانی را وداع گفت. وی در کتاب شریف «المراقبات» خود، توصیه‌هایی درباره درک شب قدر دارد که گزیده‌ای از آن برای علاقه‌مندان و مشتاقان در پی می‌آید.

    آنچه از برخی روایات ظاهر می‌شود این است: شب قدر مراتبی دارد و شبی است که در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است. شبی که آخرین مراتب در آن قطعی می‌شود، به گونه‌ای که تغییر و تبدیل نیابد.

    همچنین آنچه از روایات ظاهر می‌شود، این است که برترین شب‌های قدر، شب بیست و سوم رمضان است که «لیله جهنی» نام دارد و آن شبی است که هر آنچه در آن مقدّر شود، تغییر نمی‌یابد و به قوت احتمال می‌رود که شب بیست و هفتم نیز از شب‌های قدر باشد و قوی‌ترین قول و روایت آن است که شبی که از هزار ماه برتر است، همان لیله جهنی است.

    سپس چیزی که به تصدیق کننده دین و قرآن مبین و روایات حضرت سید المرسلین و خاندان پاک و معصوم او شایسته است، این است که در شب قدر، هر مقدار که بتواند و قادر باشد، کوشش کرده و جدیت خود را زیاد کند، از خداوند متعال «توفیق دعا» بطلبد که همانا بهترین عمل‌هایی که محبوب خدا بوده و مرضی خاطر اوست برایش روزی کند و آن شب (شب قدر) را برایش از هزار ماه بهتر کرده، اعمالش را از او قبول نموده، در اعلی علیین نوشته، تا روز لقاء برایش اضافه کند و در آن شب، او را از مقربان بنویسند و برایش «معرفت»، «محبت»، «قرب»، «جوار»، «رضا»، «خیر» و «عافیت» نوشته، از او خشنود باشد، رضایتی که پس از آن، تا ابد سخط و غضبی نباشد و پیامبر و امامان را از او راضی کند به ویژه امام زمان عجل‌الله فرجه الشریف و از خداوند بخواهد که او را با آنها در مجلس صدق در بارگاه ملیک مقتدر جمع نموده، توفیق کوشش در راه طاعت و تحصیل رضایت خودش را به وی عطا کرده، عاقبت امرش را قرب و رضای خود قرار دهد، ان شاء‌الله.

    همچنین از وجوه کوشیدن به عبادت آن است که مقدمات عبادت این شب را برای خود حاصل کند. به عنوان مثال، در طول سال، جای مناسب، جامه مناسب و بوی خوب برای آن شب آماده کند و نیز چیزی که آن شب صدقه دهد و نیز مضمون‌های لطیف برای مناجات با پروردگار متعال و کلمات مهیج برای سخن گفتن با امامان و حامیان آن شب و نیز مهمان‌های خاص و مناسب و فقیرانی ویژه برای صدقه دادن در آن شب در نظر بگیرد و برایشان احسان کند.

    این بنده چنین گمان می‌کنم که اگر یکی از شاهان دنیا، شخصی را در روزی مخصوص به مهمانی خود دعوت کرده و فرستاده‌ای کریم را به نزد او فرستاده، در دعوتش، به مقداری از این لطف‌هایی که «ملک الملوک» به او داده، و خلعت‌هایی فاخر و املاکی وسیع و فرمان‌های حکومت و سلطنت و همنشینی با اعیان و اشراف و شاهان و شاهزادگان را به او وعده داده و گفته باشد هر اندازه مهمان دعوت شده در عمل و اظهار ادب خود در مجلس سلطان اضافه نموده و به جزئیات مراقبت‌های خود کوشش به خرج دهد، شاه در اکرام و احسان او بی حد و حساب عمل خواهد کرد، این چنین مهمانی، از شوق رسیدن به آن اکرام‌ها از دنیا رفته برای آراستن خود به منظور حضور در آن مجلس شریف، خود را به هلاکت خواهد رساند، و هر اندازه در توانش باشد، اهتمام خواهد ورزید و در طول سالش و در همه حالاتش - از روی کسب آمادگی و مسرت - جدیت کرده و برای تحصیل لوازم تشرف به آن مقام بزرگ که حضور سلطان است، تمام کوشش‌های خود را به کار خواهد بست، تا به آن حد که همه سعی پیشگان از انجام مثل آن عاجز شوند.

    آری، او در مراقبه‌اش برای درک آن ساعت، به هر وسیله و مستمسکی، تمسک و توسل جسته و همه را متحیر نموده، برای کسب آداب حضور در آن مجلس، روشی را پیشه خواهد کرد که همه اهل ادب از آن ادب بیاموزند و به سبب آن ادب‌ها، هر حبیبی از حبیب خود خشنود خواهد شد.

    پس، ای دارنده عقل! چگونه خواهد بود حال تو زمانی که شاه شاهان و پروردگار عالمیان و فرمان فرمای زمین‌ها و آسمان‌ها، تو را به مهمانی خود خوانده و به منظور دعوت تو، فرشته‌ها و پیامبران و فرستادگان و سید و سرور عالمیان را به نزد تو فرستاده و توسط جانشینان معصوم او، دعوتش را موکد نموده باشد و اضافه بر این، هر شب توسط فرشتگانش با دعوت‌های خاص و لطف‌های مخصوص خود تو را اکرام نموده و به سبب اخلاصی که یک شب از تو ظاهر شود، نعیم همیشگی برایت وعده داده است: لاعین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر.

    نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است و از «نور»، «بهاء»، »«سرور»، «ملک»، «سلطنت»، «خوشی» و «سعادت»، آن اندازه برایت فراهم کرده که عقل تو از تصویر و تصور جزئی از اجزای آن متحیر شده و مدهوش می‌شود، و از برکت‌های قرب و جوار و لقای خود، چیزی را که عقل عاقلان و فهم عالمان و وهم حکیمان نمی‌تواند آن را تحمل کند.

    با این وجود، ای برادر من! آیا برای تو شایسته نیست در کسب آمادگی برای حضور در این مجلس، آن اندازه که بایسته‌اش است، کوشش کنی تا هر گاه به آن دست یافتی، رستگار شوی و هر گاه به سبب غفلتت از تو فوت شد و از کفت بیرون رفت، از زیان‌کاران محسوب شوی؟ پس، ای مسکین بینوا! خودت انصاف بده: آیا در خصوص دعایی که می‌خوانی ولی قلبت با آن همراه نیست، رضا می‌دهی که آن به سوی خدا بالا برود، خود می‌بینی که زبانت «او» را می‌خواند، ولی قلبت دنیایی را خطاب قرار می‌دهد که در خصوص آن فرموده‌اند: آن (دنیا) دشمن خدا و اولیای اوست. و آن (دنیا) چنین می‌خواهد که تو را به وسیله همین ظواهر فانی، از خداوند باقی دور کند. پس آیا برای عاقل مصیبتی بزرگ‌تر از این می‌‌توان تصور کرد؟

     





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 93/4/27 ::: ساعت 4:0 صبح :::   توسط  عشق الهی  
    نظرات شما: نظر

    آخرین شب قدر آیت الله خوشوقت در مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام

    شب 23 رمضان 1433 (مرداد ماه 1391)

     

     

     

     

    سخنرانی و قرآن سر گرفتن

     

     

    بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر موفق و معین ثم الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین ابی‌القاسم محمدصلی الله علیه و علی اهل بیته الطاهرین من الآن الی قیام یوم الدین سیما بقیه الله فی الارضین.

    «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم * بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَةِ الْقَدْرِ * وَ مَا أَدْرَئکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ * لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِّنْ أَلْفِ شهْرٍ * تَنزَّلُ الْمَلَئکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبهِّم مِّن کلِّ أَمْرٍ* سَلَامٌ هِىَ حَتىَ‏ مَطْلَعِ الْفَجْرِ[1]»

    این سوره مبارکه مربوط به شب قدر است. پروردگار متعال در دوازده ماه سال، یک ماه را ماه مبارک روزه و رمضان اعلام کرده و از این یک ماه یک شب را بعنوان شب قدر.

    سرّ شب قدر

    برای خاطر اینکه ما بفهمیم سِرّ شب قدر چیست و چه کاری و چه عملی در آن شب اتفاق می‌افتد - که خدای متعال دستورات خاصی برای مسلمان‌ها در آن شب داده – (باید دید) این عبارت خاص عربی را تکرار کرده است: این «و ما ادراک ما لیله القدر. تو چه می‌دانی؟» یعنی خیلی مسأله مهمی است. خدا بخواهد مطلبی را در نظر مستمع بزرگ جلوه بدهد، می‌گوید «و ما ادراک؟ تو چه میدانی». و بعد خودش بیان می‌کند.

    شب قدر شبی است که عبادت در او معادل با عبادت در هزار ماه است. این بعنوان تشویق مسلمان‌ها که در شب قدر عبادت زیاد بکنند، کار عبادی انجام بدهند.

    «روحُ القُدُس» و شب قدر

    شب قدر مخصوص دارنده روح القدس است. در زمان خاتم انبیاء صلوات خدا بر او،‌ ایشان دارای روح القدس بود، شب قدر مربوط به ایشان بود. ایشان از دنیا رفتند امیر المومنین علیه السلام. او از دنیا رفت، دیگری. امروز هم امام عصر صلوات الله و سلامه علیه مرکز و مقر شب قدر است. جریانی که در زمان خاتم انبیاء‌ صلی الله علیه و آله و بعد از ایشان اتفاق می‌افتاد، در زمان حیات ایشان در شب قدر اتفاق می‌افتد.

    خود خدا در این سوره آن سرّی که در آن شب اتفاق می‌افتد را بیان کرده است. در این شب روحِ دارنده «روحُ القُدُس» که امام یا پیغمبر باشد، عروج می‌کند و اتصال و ارتباط با خدای متعال پیدا می‌کند. لازم نیست بدن برود؛ هر کجا هست ارتباط برقرار می‌شود. نمی‌رود آسمان هفتم؛ خدا که (فقظ) آنجا نیست، خدا همه جا هست. آدم محجوب نباشد هر کجا بنشیند می‌تواند با خدا ارتباط برقرار کند. آدم خیال می‌کند حتما رفته است آنجا؛ نه، آنجا هم مثل اینجا،‌ اینجا هم مثل جاهای دیگر است. خدا همه جا هست. من اگر بتوانم ارتباط برقرار کنم هر کجا باشم خدا آنجا هست.

    آن امامی که دارای «روحُ القُدُس» است، روح القدس یعنی روحی که پاک است،‌ نجس نیست.‌ عقائد و باور خراب و بد در آن نیست،‌ اخلاق و رفتار بد در آن نیست، فکر بد در آن نیست،‌ عمل بد در آن نیست. ‌همه‌اش پاک،‌ مصفا، آنگونه که خدا می‌خواهد.

    این را می‌گویند «روحُ القُدُس». روحی که پاک مقدس است. این یک همچنین هنری دارد. می‌تواند با خدا ارتباط برقرار کند و در برگشت،‌ ملائکه اسکورت می‌کنند و با جیب پر هم برمی‌گردد. چی تو جیبش می‌ریزند؟

    حوادثی که تلخ یا شیرین است،‌ بزرگ یا ریز است، در طول سال آینده از شب قدر تا شب قدر آینده اتفاق خواهد افتاد،‌ علمش را خدای متعال می‌دهد به ایشان. یکی از انواع علم اینها، این است که یکسال تا سال آینده هر چی اتفاق می‌افتد، در هر کجا،‌  علمش را خدا به ایشان می‌دهد.

    این یکی از انواع علم است. و گفته‌اند ما چند نوع علم داریم. بهترینش فرمودند این است که هر وقت ما بخواهیم چیزی را بفهمیم می‌فهمیم. این شب قدر مال این است.

    سهم ما در شب قدر

    و سهم ما در این شب چیست؟ خُب این مال اوست. برای ما چی فراهم کردند. سهم ما چیست؟

    همین که فرمودند عبادت در یک شب معادل با عبادت در هزار شب است،‌ مال این است که ما را تحریک کنند شروع کنیم به

    عبادت در آن شب. نتیجه عبادت چیه؟

    پاک کردن روح؛ ما هم به همان اندازه که عبادت می‌کنیم آن شب،‌ روحمان قداست و پاکی پیدا می‌کند. چون در آن شب اونی که هسته مرکزی و ملاک شب قدر است،‌ طهارت روح آن امام و پیغمبر است. کاری کردند ما هم در آن شب بیش از سایر اوقات کاری کنیم که روح ما هم پاک شود. هر مقدار در آن شب کار کردیم روح پاک می‌شود.

    بنابراین با این بیان همه مسلمان‌ها را در شب قدر به کار واداشته‌اند. انواع و اقسام عبادت‌ها،‌ توبه‌ها،‌ دعاها انجام می‌گیرد. هر کدام از آنها سهمی در پاک کردن روح ما دارد. روح ما با خوردن پاک نمی‌شود، با خوابیدن پاک نمی‌شود، با پول زیاد در آوردن پاک نمی‌شود، با چیزهایی که خدا دستور داده پاک می‌شود. بنابراین این همان چیزهایی است که شب قدر همه مشغولند.

    سلامت تا طلوع فجر

    آن جریانی که بین خدا و بین دارنده «روحُ القُدُس»  اتفاق می‌افتد،‌ شیاطین به آن دست برد نمی‌توانند بزنند. خدا حُفّاظ و نگهبانانی گذاشته از شب تا صبح در امانند. صبح هم کار تمام می‌شود.

    اینجوری وسط راه بایستند قاطع الطریق بشوند،‌ دزدی کنند بزنند،‌ نه. دستشان به این چیزها نمی‌رسد. یک ارتباطی است این دارد آنها ندارند. یک چیزهایی هم می‌آید برای این، برای آنها هم نمی‌آید. لذا کاری به این نمی‌توانند داشته باشند. می‌فرماید «سَلَامٌ هِىَ» آن شب در سلامت است،‌ در امنیت است تا کی؟ تا طلوع فجر که فردا شروع می‌شود.

    حوادث دنیوی و بی‌اطلاعی ما از آنها

    بنابراین شب قدر حوادثی که در آینده اتفاق خواهد افتاد،  از مردن انسان از زندان رفتن انسان،  ورشکستن شدن انسان،‌ غذایی خورد نمی‌دانست میکروب سِل دارد،  میکروب سرطان دارد، گرفتار شد، همه اینها و همه،‌ تصادفات، اتفاق می‌افتد دیگر. دنیا زندگی‌اش زندگی مادی است، بر اساس علل و اسباب مادی پیش می‌رود. من که نمی‌فهمم در این غذا چه میکروبی هست؟ می‌خورم گرفتار سرطان می‌شوم. اینها هست.

    خدا می‌داند این چه کار می‌کند تا مبتلا به سرطان شود؛ صفت بدی دارد با یک کسی دعوایش می‌شود چاقو می‌زند تو شکمش، می‌کشد او را. دارش میزنند. او همه اینها را می‌داند. امام هم که در مردم امام و پیشواست باید اطلاع داشته باشد. او (خدا) هم به این (امام علیه السلام) یاد می‌دهد انشاالله.

    بنابراین او همه اینها را می‌داند. این می‌داند باعث می‌شود تصمیمات بموقع و بجا اتخاذ کند انشاالله.

    سهم ما همین عبادت و بندگی خدا است. این شب را باید به طهارت برگزار کنیم. گناه نکنیم.

    گذشتن از منافع دنیوی بخاطر خدا

    حضرت یوسف سلام خدا بر او،‌ وقتی شنید گفتند اگر آنچه که ذلیخاه می‌خواهد انجام ندهد حتما زندانی‌اش می‌کنند، یوسف شنید. آن هم زندان نرفته بود تا به حالا. جوان 14،‌15 ساله بود. گفت خدایا زندان پیش من و  برای من بهتر از آن چیزی است که من را دعوت می‌کنند به انجام او. و حاضر نیستم من. لذا زندان را پذیرفت اما آن گناه را انجام نداد.

    چطور زندان را پذیرفت؟ چرا ما نمی‌توانیم برای ترک گناه از یک ناراحتی صرف نظر کنیم؟ اما او زندان را پذیرفت. معلوم نبود چند سال. خیلی انداختنشان زندان که مسأله فراموش شود. چرا ما نمی‌توانیم؟

    آن برهانی که خدا به او یاد داد تا در اثر آن برهان گذشت از گناه، آن عبارت است از آن ایمانی که حضرت یوسف علیه السلام داشت. او بهترین عاملی بود که نگذاشت مرتکب گناه شود و الا اگر ضعیف بود هیچ وقت حاضر نبود برای خاطر یک عملی، این همه زندانی بکشد. آن برهان آدم است.

    وقتی خدا به آدم بدهد، حاضر نیست (گناه کند). بعضی ها در دنیا آدم می‌بیند این کارها را می‌کنند. یک ضرر کلی به خودش می‌زند اما گناه نمی‌کند.

    اما آنها که ایمانشان ضعیف است به هیچ وجه حاضر نیستند. ضرری می‌زنند به چی؟ به گناه مرتکب می‌شوند و آن منفعت را از دست نمی‌دهند. چون ایمانشان ضعیف است. برهان رب پیشش ضعیف است. به حد برهان نرسیده.

    عبادت شب قدر بعنوان یک برنامه در طول سال

    بنابراین وظیفه ما امشب ترک گناه و انجام عبادت (است). هر مقدار موفق باشیم به همان مقدار طهارت پیدا می‌کنیم. اگر موفق شدیم در دو شب، دو برابر. بعد از این دو شب، (بیشتر از دو شب) بیشتر می‌شود. نگفته فقط همین دو شب؛ ما چون تشویق‌مان کردند در این دو شب، همین دو شب.

    اگر انسان موفق شد یکماه هم در طول سال احیاء‌ بگیرد و عبادت کند و گناه نکند، سی برابر طهارت نفس و روح پیدا می‌کند. منتهی ما اکتفا کردیم و قانعیم به همین مقدار. این را گفته‌اند بعنوان برنامه. آنهایی که زرنگند،‌ آنهایی که توانشان زیاد است بعد هم استفاده می‌کنند. منتهی دیگران می‌گویند بَسِمان است دیگر. زود سیر می‌شوند.

    معین نکردن شب قدر قطعی

    بنابراین امشب به احتمال قوی آخرین شبی است که احتمال شب قدر بودنش از همه شبهای گذشته بیشتر است. از معصوم علیه السلام پرسیدند، فرمودند شب بیست و یکم و بیست و سوم. عرض کردند معین کنید یکی از این دو را؟ فرمودند نه،‌ عیب ندارد. دو شب عبادت کن، ضرر نمی‌بینی.

    او می‌خواست یک شبش کند همان یک شب را. فرمودند عیبی ندارد، دو شب عبادت کن؛ ولی گفتند این شب بیست و سوم خیلی نزدیکتر است به آن.

    بنابراین امشب همان شب بیست و سوم است و شب هم به سرعت می‌گذرد. دیگر هم گیر نمی‌آید. معلوم نیست ما در علم الهی و علم امام از آنهایی هستیم که وسط سال از دنیا می‌ریم. سرطان می‌گیریم،‌ ورشکست می‌شویم... همه اینها هست.

    عوامل جلوگیری از مشکلات دنیوی

    دو عاملی که جلوی این مشکلات را امکان دارد بگیرند؛

    اولی توبه از گناه. خدا ببیند این آدم تصمیم گرفته دیگر گناه من را نکند، کمکش می‌کند.

    دوم دعا. پروردگار متعال مقدَّرات را تغییر می‌دهد؛ چون به دست اوست دیگر. خدا به دست مقدَّرات که نیست، مقدَّرات را او ایجاد می‌کند. بنابراین بلد است اینجوری درست کند که این آدم در اثر گناه نکردن و توبه و یا در اثر دعای زیاد خدای متعال اوضاع را برمی‌گرداند.

    دفع بلا توسط صدقه

    یک مجلس عروسی بود حضرت عیسی علیه السلام عبور کرد گفت داماد می‌میرد امشب. نَمُرد. فردا صبح برگشت دید زنده است. گفت آن رختخوابش را عقب بزنید. دیدند یک مار آن زیرش است. گفتند این بنا بود این را بزند، صدقه داد خدا دفع بلا کرد. صدقه دادن و دعا کردن بزرگترین عامل دفع بلاست. اگر ما هیچ کاری نکنیم خب می‌آید دیگر. ما هم در همین علل و اسبابیم.

    بنابراین نباید دعا فراموش شود،‌ نباید صدقه دادن فراموش شود. خدا می‌خواهد اغنیاء به فقرا برسند. برای تشویق گفته اگر بخواهی از بلاها و مصائب محفوظ باشی باید یک مقداری بدهی و الا سپر بلا (ن)می‌شود و می‌آید. لذا می‌آیند. آدم یکدفعه می‌بیند یک سیلی آمد و میلیونها از او برد.

    اما یک خرده‌اش را میداد به فقیر خوشحال می‌شد. چقدر خدا براش خیر مقدر می‌کرد. همین کارهایی که ما ازمان برمی‌آید و خدا گفته امشب و در طول این سال انجام بدیم انشاالله. امیدواریم خدای متعال ما را در بین همه بلاها و مصبیتهایی که به ما احاطه دارد،‌ از بالا می‌آید، از پائین می‌آید، راست و چپ می‌آید، همه نوع هست. علل و اسباب بلا و مصیبت خیلی زیاد است. اگر ما دعا نکنیم و صدقه هم ندهیم گرفتار خواهیم شد.

    امیدواریم خدای متعال به همه‌مان توفیق مرحمت کند امشب این دو تا را انجام دهیم تا در طول سال حوادث تلخ سراغ ما نیاید انشاالله.

    شفیعان محبوب نزد خدا

    ما دو شفیع هم داریم. بهترین شفاعت کنندگان هستند. خدا این دوتا را اینقدر دوست دارد که هیچ چیز را به اندازه این دوتا دوست ندارد.

    یکی قرآن کریم،‌ کلام خودش است. نسخه سلامت و سعادت کل بشر است.

    یکی هم این حضرات معصومین علیهم السلام که به قدرت و حکمت خودش ساخته و آن طور که پسندیده،‌ به عنوان الگو گذاشته در مردم. هم دیدن خودشان الگوست و هم شنیدن سخنانشان. و این هر دو، تا امروز ادامه دارد.

     





  • کلمات کلیدی :

  • ::: پنج شنبه 93/4/26 ::: ساعت 4:0 صبح :::   توسط  عشق الهی  
    نظرات شما: نظر

    بهترین عمل  شب قدر در کلام رهبرانقلاب

     

    بهترین اعمال در این شب، دعاست

    فرمود «لیلةالقدر خیر من الف شهر»؛ شبى که به عنوان لیلةالقدر شناخته شده است و مردد است بین چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت‌هاى کیمیایى لیلةالقدر، بنده‌ى مؤمن باید حداکثر استفاده را بکند. بهترین اعمال در این شب، دعاست. درباره‌ى دعا هم امروز مطالبى را به شما برادران و خواهران عرض مى‌کنم. احیاء هم براى دعا و توسل و ذکر است. نماز هم - که در شب‌هاى قدر یکى از مستحبات است - در واقع مظهر دعا و ذکر است. در روایت وارد شده است که دعا «مخّ العبادة»؛ مغز عبادت، یا به تعبیر رایج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا یعنى چه؟ یعنى با خداى متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن. دعا یا درخواست است، یا تمجید و تحمید است، یا اظهار محبت و ارادت است؛ همه‌ى اینها دعاست. دعا یکى از مهمترین کارهاى یک بنده‌ى مؤمن و یک انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشى دارد1384/07/29

     

    در شب‌های قدر برای مسائل خود، کشور و مسلمین دعا کنید

     شب قدر هم در میان این سه شب است. طبق روایتى که مرحوم «محدّث قمى» نقل مى‌کند، سؤال کردند که کدام یک از این سه شب - یا دو شب بیست‌ویکم و بیست‌وسوم - شب قدر است؟ در جواب فرمودند: چقدر آسان است که انسان، دو شب - یا سه شب - را ملاحظه شب قدر کند. چه اهمیت دارد بین سه شب مردّد باشد. مگر سه شب چقدر است؟ کسانى بوده‌اند که همه ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب مى‌آوردند و اعمال شب قدر را انجام مى‌دادند! قدر بدانید.
    این روزها را قدر بدانید. شبهاى قدر را حقیقتاً قدر بدانید. قرآن صریحاً مى‌فرماید: «خیر من الف شهر»؛ یک شب بهتر از هزار ماه است! این خیلى ارزش دارد. شبى است که ملائکه نازل مى‌شوند. شبى است که روح نازل مى‌شود. شبى است که خداى متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنى درود و تحیّت الهى بر انسانهاست، هم به معناى سلامتى، صلح و آرامش، صفا میان مردم، براى دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوى، چنین شبى است! شبهاى قدر را قدر بدانید و براى مسائل کشور، مسائل خودتان، مسائل مسلمین و مسائل کشورهاى اسلامى دعا کنید1376/10/26

    تفکّر و تأمّل در آیات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان در شبهای قدر

    از اوّل شب بیست وسوم، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهى -«سلام هى حتّى مطلع الفجر» - شروع مى‌شود، تا وقتى که اذان صبح آغاز مى‌گردد. این چند ساعتِ این وسط، سلامِ الهى و امن الهى و خیمه‌ى رحمت خداست که بر سراسر آفرینش زده شده است. آن شب، شب عجیبى است؛ بهتر از هزار ماه، نَه برابر آن؛ «خیرٌ من ألف شهر». هزار ماه زندگى انسان، چقدر مى‌تواند برکات به وجود آورد و جلب رحمت و خیر کند! این یک شب، بهتر از هزار ماه است. این، خیلى اهمیّت دارد. این شب را قدر بدانید و آن را به دعا و توجّه و تفکّر و تأمّل در آیات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه که خداى متعال از انسان خواسته است و بى‌اعتبارى این زندگى مادّى و این‌که همه‌ى این چیزهایى که مى‌بینید، مقدّمه‌ى آن عالمى است که لحظه‌ى جان دادن، دروازه‌ى آن عالم است، بگذرانید.

    عزیزان من! لحظه‌ى جان دادن، ما وارد عالم دیگرى مى‌شویم. براى آن روز، خودمان را باید آماده کنیم. همه‌ى این دنیا، همه‌ى این ثروتها، همه‌ى این انرژیهایى که خداى متعال در وجود شما در این عالم به ودیعه گذاشته است، همه‌ى آنچه که خدا براى بشر خواسته است - حکومت عادلانه، زندگى مرفّه، چه و چه و چه - براى این است که انسان فرصت پیدا کند تا خود را براى نشئه‌ى آن عالم آماده نماید. خود را آماده کنید، با خدا اُنس بگیرید، با خداوند مناجات کنید، ذکر بگویید و استغفار کنید1375/11/12
     

    به برکت امام زمان خواسته‌هایتان را از خداى متعال بگیرید

    من به همه شما مردم عزیزمان توصیه مى‌کنم، امشب را که شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرّع، توبه و انابه و توجّه به پروردگار،جزو وظایف همه ماست. مشکلات عمومى مسلمین، مشکلات کشور، مشکلات شخصى‌تان و مشکلات دوستان و برادرانتان را با خداى خودتان مطرح کنید. از خداى متعال توجّه بخواهید؛ از خداى متعال مغفرت بخواهید؛ از خداى متعال انابه و حال و توجّه بخواهید.

    امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمى است؛ شب بسیار عزیزى است. به ولىّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید؛ به در خانه خدا - مسجد - بروید و به برکت امام زمان از خداى متعال خواسته‌هایتان را بگیرید. بنده هم از همه شما ملتمس دعا هستم1371/01/07





  • کلمات کلیدی :

  • ::: چهارشنبه 93/4/25 ::: ساعت 6:56 عصر :::   توسط  عشق الهی  
    نظرات شما: نظر

    روی سحر تاکید فراوان داشتند. بین الطلوعین را هم همین طور. یک وقت کسی پرسید بین این دو کدام را انتخاب کنیم؟ یعنی سحر بیدار باشیم یا بین الطلوعین؟ گفتند بینشان دعوایی نیست. هر دو را بیدار باشید! ولی اگر کسی نمی‌توانست اولویت را با سحر می‌دانستند. یکبار کسی گفت حاج آقا من سحرها خوابم می‌گیرد؟ گفتند اگر خوابت گرفت بخواب چون معلوم است اسمت را در لیست ننوشته اند!

     

     کمتر از دوسال  می‌گذرد از درگذشت عالمی عامل و عارفی از تبار بزرگان اخلاق و عرفان؛ آیت الله عزیز خوشوقت استاد اخلاق و عرفان و مجتهد وارسته تهران درگذشت و نه تنها تهرانی‌ها را بلکه جامعه شیعه را در اندوه فقدان درّ نایاب دیگری از سلسله زهّاد و متقین حقیقی فرو برد. به قول یکی از روحانیون نکته سنج، بعد از رفتن آقا مجتبی تهرانی چشم امیدمان به این بود که محضر پر فیض دیگری در این تهران آلوده هست که به آن پناه ببریم، دلمان را خوش کرده بودیم که امسال ماه مبارک، شب قدر را با انفاس قدسی حاج آقا خوشوقت سر کنیم اما صد افسوس که دو نعمت گرانبها در فاصله ای کوتاه از دستمان رفت و ما ماندیم و کوهی از مشکلات و دو راهی‌های معنوی و مادی. دیگر حاج آقا خوشوقتی نیست که نماز ظهر مسجدش بروی و بعد از رفتن همه مردم در محراب کنارش بنشینی تا غم دنیا را از یادت ببرد. دیگر نیست تا سوال نکرده پاسخت را بدهد و مشکلت را قبل از بازگو کردن حل کند.
    برای آشنایی بیشتر با این عالم بزرگ ولی ناشناس در بین مردم، فرصتی دست داد تا نزد دو تن از ملازمان و همراهان استاد در سالیان اخیر برویم و دقایقی کوتاه به ذکر خاطراتی از آن بزرگوار بپردازیم. این عزیزان اصرار داشتند نام شاگرد به آنها اطلاق نشود چرا که استاد گفته: "شاگرد آن کسی است که حرف گوش کند."
    - حجت الاسلام مرتضی جعفری درباره نحوه آشنایی اش با استاد اینگونه می‌گوید:
    در بین طلاب و روحانیون و علاقمندان به دروس اخلاق این قضیه معروف است که عده ای از تهران نزد بزرگان اخلاق قم رفتند و از ایشان سوال شد از کجا آمده اید؟ وقتی پاسخ دادند از تهران می‌آییم علمای اخلاق قم گفتند چرا آقای خوشوقت را رها کرده اید و رنج مسیر را متحمل می‌شوید؟
    - یعنی همین قضیه باعث شد که شما هم در جلسات حاج اقای خوشوقت حاضر شوید؟
    حجت الاسلام جعفری: هم این بود و هم در حدود سال 80 که سالهای ابتدایی حوزه را می‌گذراندم یکی از دوستانم نزد آقای شیخ محمدتقی بهلول آن روحانی باصفا و مبارز رفت و گفت که دنبال استاد اخلاق مبرز می‌گردد. ایشان هم آیت الله خوشوقت را معرفی نمودند. این شد که بنده هم نزد ایشان رفتم و با آن قدرت جاذبه عجیب استاد که همه جوان‌ها را شیفته خویش می‌کرد مجذوب او شدم.

     

     


    - در این چند روز صحبت‌های درباره آیت الله خوشوقت منتشر شده است که نشان می‌دهد واقعاً شخصیت عجیب و بزرگی بوده اند. پس چطور این قدر ناشناس باقی ماندند؟
    حجت الاسلام جعفری: ببینید ایشان علی رغم مقام علمی و معنوی والا، شخصیت فوق العاده کتومی بودند. البته خیلی از افراد نسبت به مقام علمی و معنوی و اخلاقی استاد واقف بودند از جمله مقام معظم رهبری که در پیام معظم له و سخنانی که در منزل ایشان انجام دادند این امر مشهود بودند. ولی خب سیره استاد بر این بود که شناخته نشوند. حتی یک دفتر هم در تهران ندارند! اگر کسی وارد مسجد امام حسن مجتبی(ع) در خیابان طالقانی می‌شد و آشنایی قبلی هم نداشت ممکن نبود ایشان را بشناسد. کاملاً مانند یک فرد عادی در مسجد رفت و آمد می‌کرد و مردم هم بدون تکلف بعد از نماز می‌توانستند خدمتشان برسند و مشکلاتشان را در هر زمینه ای مطرح کنند و پاسخ بگیرند. من در این چند روز دیدم که سایر علما از جمله حاج آقای ممدوحی هم درباره کتوم بودن این عارف فرزانه سخن گفتند. حتی حجت الاسلام و المسلمین صفایی بوشهری می‌گفتند بیش از نود درصد کرامات و شخصیت حاج آقای خوشوقت بر دیگران مخفی بود.
    - اکثر صحبت‌های مطرح شده در رسانه ها به بُعد اخلاقی و عرفانی ایشان باز می‌گردد. کمی هم در زمینه مسائل علمی و فقاهتی ایشان بگویید.
    حجت الاسلام جعفری: از لحاظ علمی ایشان مجتهد بودند منتها گمنام. تا جایی که علامه طباطبایی در زمان حیاتشان برخی امور را به ایشان ارجاع می‌دادند و مورد سفارش علامه بودند. استاد مجتهد مسلم در فلسفه، فقه، اصول و تفسیر بود اما به قدری کتوم و متواضع و افتاده بودند که اگر می‌پرسیدیم نظر شما درباره فلان موضوع فقهی چیست استغفار می‌کردند و از پاسخ دادن طفره می‌رفتند. باید می‌پرسیدیم حکم فلان مساله چیست تا پاسخ دهند ولی اگر بحث نظر شخصی پیش می آمد جواب نمی‌دادند.
    حجت الاسلام ابوذر حسینی نیز در ارتباط با اشراف علمی استاد می‌گوید: جلسات سخنرانی عمومی حاج آقا یک ربع زمان اصلی اش بود ولی گاهی تا دو ساعت بعد از آن مردم پرسش های خود را مطرح می‌کردند و پاسخ‌های استاد را می‌شنیدند. این پرسش‌ها در زمینه های گوناگون بود اعم از فقهی، اصولی، تفسیری و.... جالب این بود که همه هم پاسخ خود را می‌گرفتند. ایشان حتی در زمینه های تاریخی نیز اظهار نظرهای دقیق و جالبی داشتند.
    - نگاه و سیره آیت الله خوشوقت در مسائل روز سیاسی چگونه بود؟
    حجت الاسلام جعفری: اگر در مسائل شرعی سوالی از ایشان می‌پرسیدیم در هر زمینه ای بود پاسخ می‌دادند ولی دربحث‌های سیاسی و حتی موضوعاتی که کوچکترین ارتباطی با نظام و انقلاب داشت می‌فرمود گوش به فرمان آقا باشید، ببینید نظر رهبری در این رابطه چیست.

    .
    حجت الاسلام حسینی: همیشه در مباحث سیاسی تاکید داشتند که نگاه کنید رهبری در این زمینه چه فرموده اند. کوچکترین اجتهادی در این مسائل نمی‌کرد علی الخصوص در برابر نظرات مقام معظم رهبری یکبار هم ندیدم اجتهاد کنند یا نظری فوق نظر آقا بدهند. این ولایت پذیری ایشان الگوی همه بود. یک وقتی به مزاح از ایشان سؤال شد حاج آقا حالا اگر کسی در برابر نظر رهبری حرفی زد چه کنیم؟ و ایشان با لبخند می‌فرمود موقع نماز یک قدم جلوتر از او بایستید!
    - خاطره یا کرامتی از حاج آقا به یاد دارید؟
    حجت الاسلام جعفری: یک نکته ای برای همه مشهود بود و بنده هم به وضوح شاهد آن بودم این بود که در سوالات و مشاوره هایی که با حاج آقا مطرح می‌شد خیلی دقت داشتند و با یک بصیرت و نگرش درونی و دید خاصی همراه بود. شاید بشود تعبیر به شهود یا درک باطنی کرد. برای مثال چند نفر می‌آمدند و یک سوال ثابت را از حاج آقا می‌پرسیدند ولی پاسخ هر کدام فرق می‌کرد. جالب هم اینکه همه آنها راضی بودند و می‌گفتند همانی شد که حاج آقا فرمود. یعنی با یک دید و نگرش خاصی پاسخ‌ها را می‌دادند. کسی برایم تعریف می‌کرد که یک سوال را به اسامی مختلف حتی با نام خانم‌ها از حاج آقا پرسیده بود؛ حالا یا برای اینکه خیالش راحت شود یا می‌خواست حاج آقا را امتحان کند. یکبار که به صورت حضوری همان سوال را از استاد پرسید پاسخ دادند که جواب را چند بار بگویم مگر پاسخت را نداده ام!؟ این در حالی بود که حاج آقا او را نمی‌شناخت.
    حجت الاسلام حسینی: موارد زیاد است ولی خود ایشان نمی‌خواستند آشکار شود. اما یک مورد که برای خود بنده اتفاق افتاد این بود که در مجموعه ای علمی حضور داشتم و با برخی مسئولین آنجا از نظر موضوعی عقیدتی تنش‌هایی داشتیم. من هم تصمیم گرفتم در برابر آنها تا آخر بایستم. جلسه ختم صلوات حاج آقا که تشکیل شد وقتی وارد شدم و نزد ایشان رفتم بلافاصله فرمودند شما دیگر سکوت کنید و چیزی نگویید. همین طور مات و مبهوت مانده بودم؛ با خودم فکر کردم شاید در جلسه حرفی زدم یا ... حاج آقا دوباره گفت: شما اگر کمی در آن جایی که هستید صحبت کنید اخراج می‌شوید.
    من هم به احترام سخن حاج آقا سکوت کردم. یک ماه نشد که چند نفر را اخراج کردند!
    - علما غالباً روی یک مساله ای تاکید خاص دارند. تاکید آیت الله خوشوقت روی چه امری بود؟
    حجت الاسلام جعفری: یک وقتی کتابی درباره عرفا و سلکا و راههای رسیدن به خدا تهیه کردم. بعضاً دستورالعمل‌های طولانی ای داده بودند. هرچه می‌گشتی یک وجه الجمع و نقطه اشتراک کلی نمی‌شد بین آنها پیدا کرد. می‌خواستم بفهمم بالاخره هدف چیست؟ برنامه چیست؟ خدا از ما چه خواسته؟ دنبال یک موضوع مهمی بودم که بقیه امور زیر سایه آن باشد. یعنی می‌خواستم آن خط اصلی را پیدا کنم. محضر آیت الله خوشوقت را که درک کردیم فهمیدیم راه فقط تقواست. بقیه امور و مسائل تحت این موضوعند نه فوق آن. یعنی راه بندگی را ایشان در تقوا می‌دید و بس.
    حجت الاسلام حسینی: بعضی طلاب به حاج آقا ایراد می‌کردند که در محضر حاج آقای خوشوقت که باشی چیزی (منظور ذکر یا برنامه عملی) دستت را نمی‌گیرد. ما این را به ایشان منتقل کردیم. گفتند خب اگر این ایراد را به من می‌گیرند نعوذ بالله باید به خداوند هم ایراد بگیرند چون خدا هم در همه جای قرآن توصیه اش به تقواست. خیلی روی تقوا تاکید داشتند. می‌فرمودند تقوا نباشد مستحبات هم تو را بالا نمی‌برد.
     

     

     


    - توصیه های خاصی هم از ایشان به یاد دارید که عمل به آنها برای همگان مفید باشد.
    حجت الاسلام جعفری: روی سحر تاکید فراوان داشتند. بین الطلوعین را هم همین طور. یک وقت کسی پرسید بین این دو کدام را انتخاب کنیم؟ یعنی سحر بیدار باشیم یا بین الطلوعین؟ گفتند بینشان دعوایی نیست. هر دو را بیدار باشید! ولی اگر کسی نمی‌توانست اولویت را با سحر می‌دانستند. یکبار کسی گفت حاج آقا من سحرها خوابم می‌گیرد؟ گفتند اگر خوابت گرفت بخواب چون معلوم است اسمت را در لیست ننوشته اند!
    روی قربانی کردن هم سفارش می فرمودند. خصوصاً می‌گفتند گوشت‌های کبابی اش را بر نداری برای خودت! خدا دوست دارد فقرا هم کباب بخورند. به صدقه اهمیت زیادی می‌دادند. خودشان هم نیازمندانی تحت تکفل داشتند.
    ذکر یونسیه را خیلی تاکید می‌کردند. بعد از نماز صبح همه اذکار را مفید می دانستند ولی ذکر یونسیه را حداقل پانصد بار منشا اثر بر می‌شمردند.
    روی ذکر کثیر تاکید می‌نمودند. می‌گفتند اگر کمیت زیاد شد به کیفیت هم تبدیل می‌شود. اذکار لاإله إلا الله و صلوات هم جزو سفارشات ایشان بود.
    جلسات ختم صلوات ایشان هم معروف است. در ختم صلوات هم 14 هزار صلوات را موثر می‌دانستند. به قدری جلسات ختم صلواتشان گیرا و مجرّب بود که برای ادای نذورات گاهی مردم نوبت چند ماه بعد را می‌گرفتند.
    نماز شب و تلاوت قرآن جزو تاکیدات همیشگی استاد بود.
    خواندن رساله و بعد از آن منتهی الآمال را سفارش می‌کردند.
    خودشان نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را شرح می‌دادند.
    - اگر نکته ای هست که از قلم افتاده و شنیدنش برای ما آموزنده است بفرمایید.
    حجت الاسلام حسینی:‌ حاج آقا نسبت به مقام شهداء تعریف خاصی داشتند. حتی برای خود بنده شبهه شده بود که مثلاً اگر کسی هفتاد سال عبادت خدا را کرده به مقامی می‌رسد که شهید با همان تیر اول که به او اصابت می‌کند به آن مقام نائل می‌گردد. این اعتقاد استاد بود. می‌فرمودند اینها هر دو (عالم و شهید) به مشهد می‌رسند. (البته نه آن مشهد اصطلاحی) می‌گفتیم این چطور ممکن است؟ می‌فرمود: آن کسی که اینقدر اراده دارد که جانش را با خدا معامله می‌کند مسلماً در مراحل تهذیب نفس هم این اراده را خواهد داشت. خداوند هم به او اینچنین عنایت می‌کند.
    گفتیم پس حاج آقا ما که عرضه نداریم لااقل شما دعا بفرمایید شهید شویم! می‌گفتند: همان هم خیلی آمادگی می‌خواهد تا به توفیق شهادت برسی. حتی با وجود اینکه مخالف آسیب رساندن به بدن بودند ولی توصیه می‌کردند که در دوره های آمادگی برای حضور در جبهه ها شرکت کنید. گفتیم آنجا خطراتی دارد دستی می‌شکند، پایی می‌شکند. خیلی قاطع می‌گفتند احتمال خطر هست ولی تا این احتمال نباشد که آمادگی هم حاصل نمی‌شود.
    حجت الاسلام جعفری: نکته پایانی اینکه نبود ایشان لطمه بزرگی برای آنهاست که او را می‌شناختند. یک آقایی در ایام بیماری حاج آقا من را دید و گفت زمانی که ایشان حضور داشتند وقتی نزدشان می‌رفتیم و حتی حرفی هم نمی‌زدیم زندگی‌مان روی روال و دور می‌افتاد. ولی الان که این عارف روشن ضمیر را نمی‌بینیم زندگی هایمان به هم خورده است. امیدوارم همانطور که رهبر عزیزمان فرمودند برکات آیت الله خوشوقت نسبت به ما منقطع نشود

    منبع : سایت آوینی





  • کلمات کلیدی :

  • ::: چهارشنبه 93/4/25 ::: ساعت 4:3 عصر :::   توسط  عشق الهی  
    نظرات شما: نظر

    سلام خدمت شما بزرگواران
    اون پستی که خدمتتون عرض کردم طلب ما! ان شالله یه روز براتون مینویسم...
    این شعرو به مناسبت تولد مولا ومقتدامون امام خامنه ای (حفظه الله) گذاشتم ان شالله که مورد پسند واقع شود...

    دیشب این طبع، بی‌قرار شما
    خواست عرض ارادتی بکند

    دست کم از دل شکسته‌تان
    واژه‌هایم عیادتی بکند

    چشم بد دور، عمرتان بسیار
    کس نبیند ملالتان آقا!

    ما نمردیم خون دل بخوری
    تخت باشد خیالتان آقا!

    چیست روباه در مصاف شیر؟!
    چه نیازی به امر یا گفته؟!

    تو فقط ابرویی به هم آور
    می‌شود خواب دشمن آشفته

    هست خاموشی‌ات پر از فریاد
    در تو آرامشی است طوفانی

    « الذی انزل السکینه» تو را
    کرده سرشار از فراوانی

    واژه‌ها از لبت تراویدند
    پرصلابت، پرعاطفه، پرشور

    آفریدند در دل مردم
    عزت، آمادگی، حماسه، حضور

    این حماسه همه ز یمن تو بود
    گرچه از آن مردمش خواندی

                                          رهبرا! تا ابد ولی محبوب
                                            در دل عاشقان خود ماندی

                                                سهم دلدادگان تو سلوی
                                                         قسمتِ دشمنان تو سجیل

                                                                رهبری نیست در جهان جز تو
                                                                        که ز امت چنین کند تجلیل

                                                                           نسل سوم چو نسل اول هست
                                                                          با شعف با شعور با باور

                                                                             جاری است انقلاب چون کوثر
                                                                             هان! «فصل لربک وانحر»

    گرچه در باغ سینه‌ات داری
    لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها

    گفتی اما نمی‌روی چو حسین
    تا ابد زیر بار بدعت‌ها!

    ناگهان در نماز جمعه شهر
    عطر محراب جمکران گل کرد

    بغض تو تا شکست بر لب‌ها
    ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد

    جان ایران! چه شد که جانت را
    جان ناقابلی گمان کردی؟!

    آبروی همه مسلمانان
    اشک ما را چرا درآوردی؟!

    جسم تو کامل است، ناقص نیست
    می‌دهد عطر یک بغل گل یاس

    دستت اما حکایتی دارد…
    رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!





  • کلمات کلیدی :

  • ::: سه شنبه 93/4/24 ::: ساعت 5:30 عصر :::   توسط  عشق الهی  
    نظرات شما: نظر

    عرض سلام وادب خدمت شما روزه داران گرامی
    داشتم عرض میکردم خدمتتون....وقتی گفتم هر گناهی که فرزندتون انجام بده شما هم مسوول گناهشید. برگشت گفت نه بابا خدا مهربونه! این جا بود که خیلی ناراحت شدم ولی از زور بازوم استفاده نکردم و چند تا فن بزنم تا طرف بشینه سر جاش و این صحبتها!و سریع هم  نگفتم نه! خانم شما چرا این حرف و میزنید و شروع کنم به بدو بیراه گفتن!(کاری که شاهدیم برخی از آمرینبه اصطلاح  معروف انجام میدن! ) یا بلند بلند شروع نکردم بگم آره! شما خون شهدای مارو لگد مال کردید! به حق حضرت زهرا خدا به زمین گرم بچسبونتون! بابا دوستان به ظاهر دلسوز این کارها نتیجه عکس میده! بیشتر لجباز میشن! بیشتر از چادری ها زده میشن! اگه اون موقع نا آگاهانه کاری رو انجام میدادن یا بر حسب اینکه دختر خانم هستند و میخوان زیباییشون رو به عرصه اجرا بزارن و واقعا نمیدونن که حجاب به صلاحشون هست این دفعه از روی لجبازی بر کارشون مسرتر میشن که مثلا لج چادری هارو در بیارن و از نظر اون ها همه چادری ها بسیجی هم هستن! بابا هرکی رو دوست دارید برید طرز امر به معروف صحیح رو یاد بگیرید بعد بیاید تو میدون! یه سری که دستشون درد نکنه بی خیالن یه سری دیگشون هم جزو این گروه اخیرن! حد وسطشون خیییییلی کم هستن! (متاسفانه!)
    خب بگذریم...به اونجا رسیدیم که گفت:خدا مهربونه! من هم گفتم درسته خدا مهربونه ولی خدا عادل هم هست! قبول دارید؟
    گفت:بله! گفتم خب اگر خدا بخواد اونایی که گناه میکنند رو با اونایی که گناه نمیکنند رو باهاشون مساوی برخورد کنه این از عدالت خدا دور نیست؟! برگشت گفت:
    ادامه مطلب...



  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 93/4/20 ::: ساعت 12:10 عصر :::   توسط  عشق الهی  
    نظرات شما: نظر

    سلام خدمت شما بزرگواران
    چندی پیش سازمان تبلیغات اسلامی برای روحانیون و خانم های مبلغ جلسه ای بر قرار کردند و موضوعاتی رو که باید در این ماه مبارک مطرح میشد رو برامون تبیین کردند.
    وقتی اومدیم برگردیم دیدیم اتوبوسی که قرار بود سوار شیم داره از جلومون رد میشه با حسرت داشتیم بهش نگاه میکردیم که دیدیم اتوبوس نگه داشت تو اون گرما ذوق زده شدیم و رفتیم سوار شدیم.
    چند ایستگاه گذشت که دیدیم چند پسربچه سوار شدن و با دمپک و یه صدایی که نمیشد بهش بگی زیبا...شروع کرد به داد  زدن! آقا مارو میگی... بعد نشستن پای چندین سخنران فقط برای تبیین یک موضوع ساده حالا باید این پسر بچه رو تحمل میکردیم...اومدنه هم که با بزرگترشون در گیر شده بودیم(البته درگیری لفظی نه....چپ چپ بهشون نگاه کردم و اونها هم حساب دستشون اومدو پیاده شدن...البته بگذریم اونها قشنگ میخوندن و زیبا هم میزدن ولی این یکی اصلا قابل تحمل نبوووود!
    با خودم گفتم این که قشنگ نمیخونه و چیزی هم نیست بزار تحملش کنیم...در حال تحمل کردنش بودیم که یکی از آقایون طلبه بلند شد و با جسارت تمام  اون رو بیرون کرد...
    اونجا فهمیدیم که تقریبا نصف اتوبوس رو طلبه ها غرق کردن...با پیاده شدن اون آقا پسرها با دستک دنبکشون یه نفس راحتی کشیدم...
    چون تو اوج خستگی  واقعا همین یکی و کم داشتیم ... داشتم با خودم اون جناب طلبه رو تحسین میکردم و برای امواتشون فاتحه میخوندم که یه دفعه دیدم بح بح یه خانم دخترکه موهاشون رو به حالت فر دورشون ریختن به همراه مادرشون اومدن بالا...
    یه نگاه به دختر  خانم کردم داشتم از تعجب....! بابا این که خیلی بزرگه! اون هم سنگینی نگاه من رو فهمیدو یه وری نشست و هی گفت مامان پیاده شیم...مامانش هم میگفت مشکلی پیش نمیاد درست بشین!خودمو زدم به اون راه! دیدم این بچه خیلی داره اذیت میشه شروع کردم باهاش حرف زدم گفتم اسم شما چیه؟ گفت:زهرا.گفتم چه خوب اسم حضرت زهرا هم داری چه اسم زیبایی...اسم دختر خواهر منم زهراس..چند ساله؟ گفت 10 سال گفتم اتفاقا اونم هم سن شماست!مامانش گفت حالا شبیه هم هستن؟ من موندم چی بگم؟گفتم نمیدونم رو به دوستم که زهرامونو از نظر حجاب  دیده بود گفتم شبیه هم هستن؟ دوستمون هم که از وضع پیش اومده اصلا راضی نبود و این رو از تو چهره ش میشد فهمید با یه خنده تابلو الکی محکم برگشت گفت:
    ادامه مطلب...



  • کلمات کلیدی :

  • ::: پنج شنبه 93/4/19 ::: ساعت 7:6 عصر :::   توسط  عشق الهی  
    نظرات شما: نظر
       1   2      >