قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا


******************************

سلام علیکم...به وبلاگ عشق الهی خوش آمدید.

وقتی قالب وبلاگ رو تغییر دادم به
سرم زد تا یه بیوگرافی کوچیک هم از خودم بنویسم.

خب...خدمت شما عرض کنم که در حال حاضر طلبه ای ساده هستم که قبل از ورود به

طلبگی 7دیپلم خیاطی و مربیگری بین المللی فایت رنجر و دان1کیک بوکسینگ و...

رو گرفتم و توسط همین ورزش درحوزه علمیه آغاز به تدریس کتاب تربیت بدنی بانوان کردم

از طرف دیگه هم درسپاه(نیروهای رسمی)و حوزه بسیج و حوزه ی علمیه های  دیگه دفاع شخصی

و دیگر ورزش ها رو آموزش عملی میدادم. همه ی این اتفاقات در سن 18 سالگی رخ داد.کسی هم

باورش نمیشد که ما 18 ساله مون باشه ماهم لو نمیدادیم!تبسم بعد از آن به حوزه ای که درآن تدریس

میکردم علاقه مند شدم ... ادامه مطلب...


تاریخ : یادداشت ثابت - چهارشنبه 93/8/15 | 6:30 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

سلام سلام سلام

واقعا احسان کردن به یک هم نوع چقدر زیباست!

چند وقت پیش در ماشین پشت ترافیک بودیم که یکدفعه دیدم یک پرتغال فروشی به یک کامیون آشغالی داره دست تکان می دهد.

توجهم جلب شد که چیکارش داره؟

صحنه... (پرتغال فروش) کنار جاده در حال فروشندگی

(ما)پشت ترافیک

(ماشین شهرداری یا همون آشغالی) در ترافیک چند ماشین جلوتر ازما

کنجکاویم گل کرد که نظاره صحنه باشم در همین هنگام پسری که روی بار ماشین لم داده بود متوجه اشاره پرتغال فروش شد.

پرتغال فروش اولین پرتغال رو به سوی اون پرتاپ کرد پسر که این صحنه رو دید بی حالی از سرش فرار کردو پریدو پرتغال اولی گرفت!

و برام جالب بود ک آدم تک خوری نبود! با دست گفت 3نفریم! بازم بفرست! پرتغال دومی هم به سوی او پرتاپ شد و پسر پرید و پرتغال را گرفت....

همه هم داشتن نگاه میکردن که میتونه بگیره یا نع؟ خودش شده بود فینال جام جهانی!خیلی خنده‌دار


این در حالی بود که ترافیک باز شده بود و راننده ماشین بی خبر از همه جا شروع به حرکت کرد... پرتغال سومی هم پرتاپ شد که متاسفانه از بالای ماشین رد شد...

برخی اوقات دیدن صحنه های نیکی کردن به دیگران هم انسان رو به وجد میاره!

من با خودم گفتم شاید طرف هوس پرتغال کرده ولی فرصت و یا توان خرید آن را نداشته و این فرد با این احسان کردنش مامور خدا شده است.

مامور خدا بودن کار خیلی سختی نیس!

به این حدیث عنایت داشته باشید....

خَیْرُ الْبِرِّ ما وَصَلَ اِلَى الُْمحْتاجِ.
بهترین احسان [مالى ] آن است که به نیازمندِ به آن برسد.

بگردیم فردی که واقعا نیازمند هست رو پیدا کنیم!

هستند افرادی که .....

فقط باید کمی دورو اطرافمان دقت کنیم!  راستی اون آقایی که پرتغال رو داشت پرتاپ میکرد نگفت شاید ریا بشه جلو ملت! احسان کرد و من شاد شدن اون پسر رو با چشمانم به نظاره نشستم و از عملکرد

پرتغال فروش به وجد آمده و برایش طلب رزق و روزی با برکت نمودم.

دوستان برخی اوقات ریا لازمه ی زندگیه تا دیگران یاد بگیرند!

بیایید برای خدا ریا کنیم نه برای مردم!شما برای خدا ریا کنید مردم هم یاد میگیرند! چ اشکالی داره؟ گناه که نداره تازه ثوابم داره!

به این صورت نیکی در جامعه اسلامی فراگیر می شود و زندگی زیباتر!

روزهایتان سرشار از نیکی به دیگران!

موید بشید




تاریخ : جمعه 96/1/4 | 9:41 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

عرض سلام و احترام خدمت شما دوستان عزیز

سال نو رو خدمت شما بزرگواران تبریک عرض می کنم و امیدوارم سالی پر از موفقیت های دنیوی و اخروی رو در پیش رو داشته باشید.

سال 95 برای من سال خیلی خوبی بود(البته اگه سختی هاشو بزاریم کنار)چشمک

واقعا سال سختی بود ولی پر از موفقیت و رسیدن به آرزوهام رو در پی داشت.

با وجود اینکه 17 واحد درسی رو باید پاس می کردم و پایان نامه م رو که حاصل7سال درس خوندنم بود رو ارائه می دادم و درکنارش کنکور ارشد و شرکت کردم.

و در همین هنگام امام حسین و امام رضا و امام دریا (شمال) مارو طلبیدند و ( قربون امام رضا برم تو این وضعیت بحرانی مارو 2بار طلبیدند)

و ما لپ تاپ به دوش و با کلی کتاب و دستک دنبک راه میوفتادیم میرفتیم مسافرت و جالب این که هر هتل یا خونه ای میگرفتیم یه اتاقش به ما اختصاص پیدا می کردو ما مینشستیم سر درس و مشقامون ....خیلی خنده‌دار


کلا به لطف خدا و ائمه اطهار درس هارو پاس کردیم پایان نامه رو به اتمام رسوندیم ارشد قبول شدیم (فکر کنید پایان نامه رو دفاع نکرده بودم میرفتم دانشگاه)تا دفاع هم انجام شد و کار به اتمام رسید.

بعدش هم مجدد امام حسین طلبیدند رفتیم کربلا

بعد هم در قرعه کشی دانشگاه سه جدد اسممون کربلا در اومد...خیلی زیاد پولشو گرفتن (از سفر اول و دوم هم بیشتر! ولی می ارزید!)

بعد هم که ترم اول رو با موفقیت گذروندیم و همه نمرات رو 20 گرفتیم به جز 2تاش رو که اون هم استادا 20 ندادند! اگه میدادن ما میگرفتیممؤدب

از طرفی هم در مسابقه دانشگاه رتبه آوردم.

دانشگاهمون هم که همان دانشگاهی که آرزوش رو داشتم و سال ها دعا میکردم که قسمتم بشود.

کلا که سال 95 یک سال به یادماندنی شد برای من!

امیدوارم امسال هم همینطور باشه برای همه شما بزرگواران





تاریخ : سه شنبه 96/1/1 | 9:41 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

عرض سلام و احترام خدمت تک تک شما بزرگواران

یادتونه بهتون قول داده بودم که هرکسی برام دعا کنه و دعایش مستجاب بشه جبران خواهم کرد؟

خب... الوعده وفا!

دعاتون در حق بنده مستجاب شد...

در قرعه کشی عتبات دانشجویی از بین 82هزار نفر در کل کشور 16 هزار نفر اسمشون در اومد یکی هم به برکت دعای شما، بنده حقیر!

زیر قبه به نیت همه عزیزانی که دعا کرده بودند2رکعت نماز خوندم و به نیابتتون به آقا سلام دادم و کلا نائب الزیارتون بودیممؤدب

ماه پیش بامادر محترم کربلا بودیم و هی میگفتم ان شاءالله ماه دیگه دوباره میام.

حضرت مادر فرمودند حداقل بگو 6ماهه دیگه که شدنی باشهخیلی خنده‌دار

منم گفتم نه ماه دیگه!  اومدیم نجف تو کانال دانشگاه دیدم که میخوان ثبت نام کنند. حالم دست خودم نبود!

دیگه اینو دعوت نامه میدونستم بدون اختیار و فکر به چیزی شروع به ثبت نام کردم تا جایی که رسید به شماره دانشجویی...

شماره دانشجوییم و حفظ نکرده بودم... تازه وقتی به بن بست اینجا رسیدم به خودم اومدم! هی رفیق! باید یه مشورتی!

اجازه ای! اصلا موافقت میشه یا نه رو هم مد نظر بگیری!

ولی حقیقتش دلم روشن بود... دیگه کارت دعوت میدونستمش!

وقتی داشتم زیارت آخرو میکردم موقع خداحافظی گفتم آقا ماهه دیگه یادتون نره هاااا

انظر الینا بنظره الرحیمه

بعد دعای شما عزیزان هم ضمیمه شد... دیگه نور علی نور!

اومدم منزل با ثبت نامم موافقت شد و پس از قرعه کشی اسمم جزو زائر اصلی ونه ذخیره! در آمد.

و اینطور شد که ولادت حضرت زینب... شب جمعه هم کربلا بودیمتبسم

و این بار سومین دفعه بود که امسال به کربلا مشرف شدیم!

اولی: نیمه شعبان    دومی: امامت امام زمان     سومی: ولادت حضرت زینب

الحمدلله رب العالمین....ماشاءالله لاقوه الا بالله

ومن الله التوفیق




تاریخ : دوشنبه 95/11/25 | 8:32 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

عرض سلام و خدا قوت!
تا حالا شده همه چیز رو با نگاه اینکه آخرین بارتون هست که این رو دارید میبینید نگاه کنید؟
حس خوبیه!
امتحان کنید!
فکر کنید که همین فردا قراره از این دنیا برید و کوله بارتون و ببندید!
اول ببین چی برای برداشتن داری؟ اصلا چیزی داری؟
بعدشم هروقت که گزارتون به بیرون افتاد همه جا رو همه آدم هارو طوری ببینید که انگار آخرین بارتون هست که دارید به این صحنه نگاه میکنید! 
بعد یه فکر دیگه هم بکن....
تصور کنید الان از دنیا رفتید و روحتون برگشته و هیچ کاری از دستتون بر نمیاد جز اینکه نظاره گر مردم باشید و برای خودتون تجدید خاطره کنید!
عه این فلان مغازه ای بود که ازش خرید میکردم...

عه این همون خیابونی بود که ازش عبور میکردم که فلان اتفاق افتاد... یا فلان دوستم و دیدم...
و.... و.... و....
حس قشنگیه!
توهمه ولی شاید یه روز به واقعیت پیوست!
به این فکر کنید!
چی برای آخرتمون برداشتیم؟؟؟
به برخی سوالا باید زود پاسخ داد تا دیر نشده!
موفق باشید!




تاریخ : پنج شنبه 95/11/7 | 11:58 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

فیض کاشانی: 
ببینید در کاری که انجام می دهید، اگر کسی بود که بهتر از شما آن کار را انجام می داد، 

شما ناراحت می شوید یا نه؟

اگر ناراحت می شوید معلوم است برای خدا کار انجام نمی دهید.






تاریخ : شنبه 95/10/25 | 7:21 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

هفت ویژگی خاص حضرت علی (ع) از زبان پیامبر (ص) بدین شرح است:

1-اولین شخصی هستی که ایمان آوردی و به دین من پیوستی. تو در خانه خدا به دنیا امدی این بالاترین ایمان است.

2-وفادارترین شخص به عهد خدا هستی.

3-در همه حال و همه جا امر خدا مهمترین چیز است.

4-دارای عدالت علوی هستی.

5-بصیرت قضاوت در حکومت خود داری.

6-به درد مردم رسیدگی می کردی و بین هیچکس فرق نمیگذاشتی.

7-در پیش خدا مقرب هستی.

نقطه اوج این هفت ویژگی فقط و فقط در امیرالمونین علی (ع) یافت می شود.




تاریخ : شنبه 95/10/25 | 7:15 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

سلام سلام سلام

اسمم تو قرعه کشی در اومد.

از همتون تشکر می کنم بابت دعا های زیباتون.

از بین 82 هزارو خورده ای 16 هزار نفر اسمشون منتخب شد که یکیشون هم به مدد شما و عنایت

حضرت بنده حقیر بودم.

واقعا ممنونم.

ان شاءالله براتون جبران خواهم کرد.

الان هم محتاج دعای شما بزرگواران هستم این هم درست بشه دریک

فرصت مناسب دوتاش رو توضیح خواهم دادگل تقدیم شما






تاریخ : شنبه 95/10/25 | 7:9 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

عرض سلام و احترام

در یک قرعه کشی ثبت نام کرده ام.

اگر لطف بفرمایید دعا کنید اسممون در بیاد حتما میگم چی بوده

و برای افرادی که دعا کردند دعای مخصوص میکنمتبسم

این رو بهتون قول میدم!

خیلی برام مهم هست که....

سپاسگل تقدیم شما




تاریخ : چهارشنبه 95/10/1 | 8:56 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

عرض سلام و احترام

یادتون هست پُست قبلی گفتم مطمئن باش خدا یه برنامه ای داره؟؟؟

همینم بود!

دوست داشتم اربعین کربلا باشم، از طرفی هم از شلوغی کربلا عاجز بودم!

چرا؟

چون برج 2 نیمه شعبان کربلا بودیم و شلوغی حرم رو دیدم و یه کم دودل بودم....

به خاطر همین به حضرت عبدالعظیم حسنی گفتم هرطور که صلاحتون هست!

حضرت هم برامون ماه ربیع برنامه ریختند...

چطوری؟ دوستم تماس گرفتند میای بریم کربلا؟در خانواده مطرح کردم گفتند الان بری زیارت

درست حسابی نمیتونی انجام بدی و خسته میشی.

بزار هماهنگ کنیم هوایی بریم.

به همین راحتیمؤدب

روز امامت حضرت ما کربلا بودیم.

5روز کربلا(شب جمعه هم) 2روز نجف و یک روز کاظمین

در پُست بعدی عرض میکنم چه دسته گل هایی که به آب ندادیممؤدب

 




تاریخ : چهارشنبه 95/10/1 | 8:38 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

  • paper | کورالین | آریس باکس