سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

برای دسترسی به صفحه اصلی اینجا را کلیک کنیدقرآن برنامه ای برای زندگی




تاریخ : یکشنبه 89/10/19 | 2:54 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

معمای قرآنی
1 «بزرگترین سورة» قرآن چه نام دارد؟
2. «بهترین نوشیدنی» که در قرآن به آن اشاره شده است چیست؟
3. «کوچکترین سورة» قرآن چه نام دارد؟
4. «مهم‌ترین آیة» قرآن چه نام دارد؟
5. «بزرگترین آیة» قرآن در کدام سوره قرار دارد؟
6. «عظیم‌ترین آیات» قرآن کریم کدامند؟
7. «کوچکترین کلمة» قرآن کدام است و در چه سوره‌ای قرار دارد؟
8. «بهترین خوردنی» که در قرآن ذکر شده است چه نام دارد؟
9. «عدالت آمیزترین» آیه قرآن کدام است؟
10. «ترس‌آور ترین آیة» قرآن کدام است؟
11. «منفورترین امر حلال» نزد خداوند که در قرآن نیز به آن اشاره شده است چیست؟
12. «کوچکترین آیة» قرآن کدام آیه است؟
13. «امید بخش‌ترین آیة» قرآن کدام آیه است؟
14. «بزرگترین عدد» در کدام سوره است؟
15. «بزرگترین کلمة» قرآن در کدام سوره است؟
16. بیشترین حرفی» که در قرآن به کار رفته چه حرفی است؟
17. «کمترین حرفی» که در قرآن به کار رفته چه حرفی است؟
18 «بهترین شب» که در قرآن به آن اشاره شده چه شبی است؟‌
19. «بهترین ماه» در قرآن کدام است؟
20. «بزرگترین حیوان» که نامش در قرآن ذکر شده چه نام دارد؟
21. «کوچکترین حیوان» که در قرآن به آن اشاره شده چه نام دارد؟
22. «بزرگترین کلمة» قرآن چند حرف دارد؟
23. «کوچکترین کلمة» قرآن چند حرف دارد؟
24. «بزرگترین سورة» قرآن دارای چند حرف است؟‌
25. «کوچکترین سورة» قرآن دارای چند حرف است؟
26. «بهترین سورة» قرآن چه نام دارد؟
27. «بیشترین سوره‌های مکی» قرآن در کدام جزء قرار دارد؟
پاسخ‎ها:
1. بزرگترین سوره قرآن سوره «بقره» است.
2. بهترین نوشیدنی که در قرآن به آن اشاره شده است «شیر» می‌باشد.
3. کوچکترین سوره قرآن «کوثر» می‌باشد.
4. مهم‌ترین آیه «آیة الکرسی» است.
5. «آیه 282 سوره بقره» بزرگترین آیه قرآن است.
6. عظیم‌ترین آیات «آیه الکرسی» و «بسم الله الرحمن الرحیم» می‌باشد.
7. کوچکترین کلمه قرآن «باء» در بسم الله می‌باشد.
8. بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده است «عسل» است.
9. عدالت‌آمیز ترین آیه قرآن «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی وَ یَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» می‌باشد.
10. ترس‌آور ترین آیه قرآن «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» می‌باشد.
11. منفورترین کار حلال نزد خداوند «طلاق» است.
12. کوچکترین آیه قرآن «مدها متان» در سوره الرحمن قرار دارد.
13. امیدبخش ترین آیه قرآن «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» است.
14. بزرگترین عدد در سوره «صافات، آیه 147» آمده است که «صدهزار» می‌باشد.
15. بزرگترین کلمه قرآن «فاستقینا کموه» است که در آیه 22 سوره حجر آمده است.
16. بیشترین حرفی که در قرآن کریم به کار رفته است حرف «الف» می‌باشد.
17. کمترین حرف نیز حرف «ظاء» می‌باشد.
18. بهترین شب در قرآن «شب قدر» است.
19. بهترین ماه در قرآن «ماه رمضان» است.
20. بزرگترین حیوان «فیل» است. 
کوچکترین حیوان «شپش» است.
22. بزرگترین کلمة قرآن «11 حرف» دارد فاسقیناکموه.
23. کوچکترین کلمه قرآن «1 حرفی» است باء.
24. بزرگترین سوره قرآن دارای «25500» حرف است.
25. کوچکترین سوره قرآن دارای «42» حرف است.
26. بهترین سوره قرآن «یس» است.
27. بیشترین سوره‌های مکی در «جزء 30» قرآن قرار دارد و تنها «3 سوره مدنی» در این جزء وجود دارد.




تاریخ : یکشنبه 89/10/19 | 2:12 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر
رابطه قرآن و تعلیم و تربیت
مقدمه:
قرآن کلام وحی، کلام خداوند و کلام خالق انسان است. عام است و فراگیر، که در کلیات و حتی بسیاری از جزئیات حیات بشر به عالمانه‌ترین شیوه‌ها وارد شده است، «و نزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیءٍ و هدیً و رحمةً و بشری للمسلمین»1 قرآن کتاب هدایت است. «ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین».[2] و این تنها هدف نزول رسالت قرآن و بعث پیامبران است و البته لازمة هدایت تربیت است. قرآن راه را می‌نمایاند، «ان الدین عندالله الاسلام».[3] امّا به این نیز بسنده نمی‌کندو با برترین شیوه‌ها و روش‌ها انسان را گام به گام در این طریق راهنمایی می‌کند. به او می‌آموزد که چگونه این حیات مادی و معنوی را به حیات طیبة الهی بدل کند. در حقیقت قرآن هم مربی و هم هادی انسان است. وقتی از انسان سخن می‌گوید، چنان از اسرار پر رمز و راز او پرده بر می‌دارد که هیچ انسان شناسی را یارای چنان ادعایی نیست. او را با تمام جوانب و ابعاد، ویژگی‌های فطری، نقاط قوت و ضعف و توانمندی‌ها و استعدادهایش باز می‌شناساند. روش‌ها و شیوه‌های تربیتی ارائه شده توسط قرآن بسیار متنوع است و کاربرد هر کدام از آنها به مقتضای حکمت الهی، بر حسب موارد و شرایط و حالات افراد و گروه‌ها متفاوت می‌باشد. توجه مستقیم خطابات قرآنی و بقیة کتب آسمانی به انسان، نشان از توجه عمیق و دقیق همة ادیان الهی به ویژه اسلام به نفس انسانی و ابعاد مختلف وجودی او است. توجه اسلام به ابعاد فردی انسان، اعم از بعد عاطفی (وجدان، امیال، غرایز، احساسات و...) عقلانی (خرد، دانش، شناخت، افکار، عقاید و...) رفتاری و نیازهای زیستی، روحی، و روانی، عاطفی و... او، نشانگر این اهمیت است.
از آنجا که دین ارائه شده توسط کتب آسمانی و انبیاء الهی، به ویژه قرآن و پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، برنامه زندگی بشر می‌باشد،
[4] پس منطقاً این برنامه باید بر تمام شئون زندگی او منطبق باشد. در قرآن و سنت برای انسان یک برنامه زندگی کاملاً منسجم و منظم طراحی شده است. به همین منظور تربیت در اسلام دارای راه و رسم منسجم و کاملی است. انسان برای بهره بردن از آن برنامة کامل، سالم و همه جانبه باید تحت یک تربیت صحیح و البته فراگیر به نحوی که تمام طول عمر او همة جوانب و ابعاد انسانی‌اش را در بر گیرد، باشد.[5]
قبل از بیان نوع ارتباط علم تعلیم و تربیت با قرآن، بهتر آن است تا مقصودمان از علم، تعلیم و تربیت را بیان نماییم و سپس به این مهم بپردازیم.
تعریف علم تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش)
پداگوژی (تعلیم و تربیت) از ریشة یونانی است و آن وظیفة برده‌ای بوده است که اداره و هدایت اطفال را به عهده داشته است.
[6] بنابراین می‌توان ادعا کرد که تربیت، هم تکنیک است، هم کاری هنری است، هم امری فلسفی است و هم علم است. بعضی از فلاسفة تعلیم و تربیت چون «امانوئل کانت»[7] معتقدند: برخلاف آنچه مردم تصور می‌کنند تعلیم و تربیت بزرگ‌ترین و دشوارترین مسائل مبتلا به انسان است. او در بین ابداعات بشر دو مورد را از بقیه مشکل‌تر می‌داند، هنر مملکت‌داری یعنی حکومت، و هنر تعلیم و تربیت و معتقد است، مردم هنوز دربارة معنای واقعی این دو اختلاف نظر دارند.[8] دور کیم،[9] جامعه شناس معروف، تعلیم و تربیت را یک نظریة علمی می‌داند.[10] به اعتقاد برخی دیگر از صاحب نظران، تربیت فعالیتی مداوم، جامع (توجه به همة آنچه برای به کمال رسیدن انسان لازم است، همة ابعاد وجودی و نیازهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انسان) و برای همه (فرد فرد جامعه) و برای رشد و تعالی و تکامل انسان و غنای فرهنگی و تعالی جامعه است.[11]

ویژگی‌های علم تعلیم و تربیت
1. موضوع تربیت، انسان است و انسان موجودی پیچیده است. بسیاری از ابعاد وجودی او هنوز در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است. نوع زندگی فردی و به تبع اجتماعی او، نیز دائماً در حال تحول و دگرگونی می‌باشد. به همین دلیل علم تعلیم و تربیت نیز از جهات مختلف دارای حساسیت فوق العاده‌ای است. گرچه بخشی از اهداف، مبانی، اصول، روش‌ها، شیوه‌ها و فنون، ابزار و وسائل و... تربیتی، همیشه ثابت بوده و هست، لکن در بسیاری موارد دائم در حال تغییر است.
2. علم تعلیم و تربیت یا به تعبیری معروف‌تر علوم تربیتی، از جملة علوم بین رشته‌ای است. این علم از مجموعه‌ای از علوم انسانی و غیر انسانی از قبیل: تاریخ، اقتصاد، آمار، ریاضیات، فیزیولوژی، روان شناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی، مردم شناسی، و حتی فلسفه و هنر و... بهره می‌برد.
3. علم تعلیم و تربیت صرفاً یک علم نظری محض نیست بلکه علمی کاربردی است. یافته‌های این علم در عمل برای تربیت انسان به کار گرفته می‌شود و اساساً سودمندی علم تعلیم و تربیت به کاربردی بودن آن است.
4. در تعلیم و تربیت، همانند برخی علوم دیگر، علاوه بر یافته‌ها و نظریه‌های علمی، یک سیستم و نظام تربیتی نیز پی‌ریزی می‌گردد تا آن یافته‌ها و نظریه‌های علمی در عمل به کار گرفته شود. این سیستم دارای سلسله‌ای از اهداف، مبانی، اصول، شیوه‌ها، خط مشی‌ها، ... و روش‌های ویژه‌ای می‌باشد. آنچه دربارة جوان بودن علم تعلیم و تربیت گفته می‌شود، نه تنها دربارة نظام تربیتی صادق است، بلکه باید گفت نظام‌های تربیتی موجود در عالم به مراتب از خود علم تعلیم و تربیت جوان‌ترند.
علم تعلیم و تربیت اسلامی
تعلیم و تربیت جدید، همانند دیگر علوم انسانی، بیشتر در قرون اخیر، به خصوص در قرن بیستم، دچار تحول و دگرگونی و رشد بوده است. امّا در اسلام و منابع اسلامی به تربیت به معنای عام آن از همان ابتدای ظهور این دین مقدس الهی اهمیت فوق العاده‌ای داده شده است.
انسان موضوع تربیت و یکی از اساسی‌ترین موضوعات مطالعاتی این علم محسوب می‌شود. چرا که تربیت را «فراهم آوردن زمینه برای پرورش دادن و به فعلیت رساندن تمام استعدادهایی می‌داند که خداوند بالقوه در نهاد او به ودیعت نهاده است.»
[12] این انسان تنها به وسیلة کسی می‌تواند به درستی شناسانده شود و سپس تربیت گردد که خود خالق اوست. لذا بهترین منبع مطالعة انسان و علم انسان شناسی، منابع متصل به وحی الهی، یعنی قرآن و روایات می‌باشد. در منابع اسلامی به این نکتة مهم تذکر داده شد که زمام تربیت انسان باید به دست کسی باشد که از رمز و راز او و زوایای آشکار و پنهان و ابعاد مختلف وجودی‌اش، حتی از خود آدمی آگاه‌تر است. کسی که گل وجودش را سرشته، خمیر مایة فطرتش را به دست خویش آفریده باشد،[13] در آن از روح خود دمیده،[14] عقل، ‌عاطفه، وجدان و معنویت خواهی را در ذاتش نهاده و همیشه با او می‌باشد که: و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید.[15]
در منابع اسلامی آنچه هدف ارسال رسل و بعثت انبیاء الهی ـ علیهم السّلام ـ شمرده شده است، تربیت انسان و انسان سازی و به فعلیت رساندن تمام گنجینه‌ها و استعدادهای نهفته در درون وی بوده است.
[16] هدف از آفرینش انسان و تربیت او جز این نمی‌تواند باشد. اتفاقاً در قرآن خداوند نیز به عنوان مربی انسان معرفی شده است.[17]
ارتباط علم تعلیم و تربیت با قرآن
دقت در ابعاد مختلف تربیت، به خصوص در بعد اهداف، مبانی، اصول روش‌ها و... و اهمیتی که در دین مقدس اسلام به این امور در زمینة مسائل تربیتی داده شده است، مسئولیت صاحب نظران مسلمان تعلیم و تربیت را دو چندان کرده است. مربیان متعهد و مسلمان همیشه به این مهم می‌اندیشند که، در مقابل تفکر سکولاریسم (Secularism)، در تمام زمینه‌ها از جمله در تعلیم و تربیت کمتر مبحثی است که برای تکمیل کردن آن نیازی به قرآن و سنت نباشد. آنها در مقام مبارزة جدی با تعلیم و تربیت سکولار (secular Education)، که اساساً منابع اسلامی حتی قرآن را منبع مناسبی برای مطالعه در این زمینه‌ها نمی‌دانند، به این فکر افتاده‌اند تا از این منابع غنی که به خصوص در زمینة تربیت انسان حرف آخر را زده‌اند، بیش از گذشته بهره ببرند.
ارتباط قرآن با علم تعلیم و تربیت را حداقل به دو صورت می‌توان تصویر کرد:
1. بهره بردن علم تربیت و تعلیم در مراحل مختلف (از مباحث نظری تا به کارگیری یافته‌های آن در عمل)، از قرآن.
2. استفاده از یافته‌های علم تعلیم و تربیت در فهم بهتر مباحث تربیتی قرآن و به کارگیری بهتر آن در مرحلة عمل.
بخش نخست:
به اعتقاد برخی از متخصصان تعلیم و تربیت، بحران تربیتی
[18] موجود در جهان، به ویژه جهان اسلام، محصول جدایی غیر منصفانه نظام تربیتی موجود از منابع اصیل وحیانی است. آنها تنها راه نجات از این بحران را، که به معنای نجات بشریت به تمام معنا است، روی‌آوری مجدد به منبع لایزال الهی خصوصاً در حوزة تعلیم و تربیت می‌دانند.[19]
همچنان که گفته شد در علم تعلیم و تربیت مباحث متعددی مطرح است که قرآن منبع مطالعاتی بسیار خوبی در آن زمینه‌ها می‌تواند باشد. مباحثی نظیر: نظریه تربیتی
[20] و نظام تربیتی.[21] 
نظریه پردازی: در ارائة نظریة تربیتی محوری‌ترین مباحث، مبانی نظری مانند مبانی انسان شناسی است. در این بخش صاحب یک نظریة تربیتی باید تبیین کند، انسان، که موضوع و محور تربیت می‌باشد، چیست و کیست؟ از کجا ریشه گرفته و پایانش به کجا می‌انجامد؟ دارای چه ویژگی‌هایی است؟ چه نقاط قوت و ضعفی دارد؟ چه هدفی در آفرینش او در نظر بوده است؟ به چه منظور باید تربیت شود؟
و.


[1] . نحل، 89.
[2] . بقره، 2.
[3] . آل عمران، 19.
[4] . شریعت در آیینة معرفت، آیت الله عبدالله جوادی آملی، ص 93، و شیعه در اسلام، علامه سید محمد حسین طباطبایی، ص 3.
[5] . التربیه الاسلامیه (اصولها و منهجها و معلمها)، دکتر عاطف السید، مصر (اسکندریه).
[6] . Andre Lalande: Vocabulaire Technique Critique de la Philosophie.
[7] . Immanuel Kant.
[8] . امانوئل کانت، تعلیم و تربیت، انتشارات دانشگاه تهران، ترجمه غلامحسین شکوهی، تهران، 1363، ص 11.
[9] . Emile Duikheim.
[10] . مبانی و اصول آ.پ، غلامحسین شکوهی، آستان قدس رضوی، مشهد، 1375، چ 8، ص 58.
[11] مبانی برنامه‌ریزی آموزشی، یحیی فیوضات، مؤسسه نشر ویرایش، تهران، 1374، چ 2، ص 21.
[12] . تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مرتضی مطهری، صدرا، تهران، 137، ص 77.
[13] . حجر، 26؛ یس، 77؛ مؤمنون، 12؛ مریم، 67؛ حج، 66 و...
[14] . حجر، 29؛ ص، 72.
[15] . ق، 16.
[16] . فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیائه... و یثیروا لهم دفائن العقول....» نهج البلاغه، خ 1، ترجمة محمد دشتی، نشر شاکر، قم 1370، چ 1، ص 38.
[17] . اسراء، 24.
[18]. Educational Crisis.
[19] . علی رضا صادق زادة قمصری، گامی فراسوی گسترش تحقیقات علوم تربیتی بر اساس آموزه‌های وحیانی اسلام، مجلة تربیت اسلامی، مرکز مطالعات تربیت اسلامی (وابسته به وزارت آموزش و پرورش)، قم، کتاب اول، بهار 1379، به نقل از Islamination Of Kowledg, General Principales and Work Plan; p. 5&13 .
[20] . Educational Theory.
[21] . Educational System




تاریخ : یکشنبه 89/10/19 | 12:55 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر
15 نکته برای حافظان قرآن کریم
در اینجا لازم است ابتدا به مقدماتی که حافظ قرآن باید رعایت کند، یادآوری شود، زیرا این پیشکردارها اگر چه ممکن است به ظاهر تأثیری در حفظ قرآن نداشته باشد، ولی قطعاً این گونه پیشینه‎ها زمینه‎ساز موفقیت و تداوم راه خواهد بود.
بسیاری از این امور اگرچه از مضامین روایات بدست می‎آید، ولی تجربه بزرگان و دوستان حافظ قرآن، مؤید آن است، زیرا قرآن و حفظ آن غیر از علوم و مطالب دیگر است، هدف از حفظ قرآن، رسیدن به کمال و معنویات است و تنها نمی‎توان به حفظ الفاظ بسنده کرد، بلکه باید مقدمه ساز برای آن اهداف عالیه باشد.
اهمیت خواندن و حفظ قرآن
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: اگر می‎خواهید با خدا سخن بگوئید پس قرآن بخوانید.
[1]
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: قلوب هم مانند آهن زنگار می‎گیرد، سؤال شد با چه چیزی زنگار را باید زدود؟ فرمود: خواندن قرآن.
[2]
امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: ثبات ایمان با خواندن قرآن است.
[3]
حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: از خواندن قرآن غفلت نکن، زیرا قلب را زنده می‎کند و از گناه ترا باز می‎دارد.
[4]
حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: کسی که قرآن می‎خواند، در درجات نبوّت قرار گرفته، غیر از آن که به او وحی نمی‎شود.
[5]
1.
پاکیزگی:
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: مسیر ورود قرآن را پاکیزه و معطر نمائید.
[6] اگر چه در بدو امر، این روایت پاکی ظاهری را مطرح کرده آن هم در دهان، ولی از روایات دیگر بخوبی استفاده می‎شود که پاکی تمام اعضاء مادی از قبیل گوش، چشم، زبان، دست و... را شامل خواهد شد، حتی اگر خواستار بهره‎گیری معنوی بیشتر باشیم، باید از ناپاک کردن تمام اعضاء بویژه سیستم‎های یاد شده، اجتناب کرده و نگذاریم، به گناه و حرام آلوده گردند. در این جا این نکته قابل ذکر است که اگر انسان بخواهد، به پرتگاه گناه و حرام کشانده نشود، باید از شبهات و انجام مکروهات در حد توان اجتناب نماید.
اگر چه وضو برای بسیاری از کارها خوب است و ثواب بیشتری را برای آن عمل بوجود می‎آورد، ولی برای خواندن قرآن و کارهای قرآنی لازم است.
آری انسان هنگامی که قرآن را از حفظ می‎خواند، مرور می‎کند، یا از رو می‎خواند، ولی دست خود را به الفاظ قرآن نمی‎زند، واجب نیست وضو داشته باشد، ولی در تمامی این مراحل خوب است خود را ملتزم نماید که با وضو باشد، زیرا که وضو به انسان 22و معنویت عنایت می‎کند. حتی امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: وضوی روی وضو، نور بالای نور است.
[7]
اگر فضائی را برای کارهای قرآن بر می‎گزینید، خوب است پاک باشد. چه از نظر نجس و پاکی و چه از نظر معنوی بهتر است طهارت فضا و مکان نیز لحاظ شود.

2. یاری از قرآن برای نجات از شیطان:
قرآن می‎فرماید: وقتی می‎خواهید قرآن بخوانید از (حیله‎ها و مکرهای) شیطان رانده شده، از درگاه الهی، به خدای متعال پنا ببرید.
[8]
روایات فراوانی هم در علت و آثار این امر از حضرات معصومین ـ علیهم السّلام ـ رسیده است، آنچه مهم است زمینه‎هایی که موجب جلب نظر شیطان می‎گردد، باید از بین برد و عوامل لازم را باید بوجود آورد، تا الطاف الهی را برای خود جذب کرد. آنگاه است که انسان می‎تواند، از معنویت و نورانیت قرآن جان خود را سیراب سازد و از خواندن قرآن بهره‎های همه جانبه علمی، معنوی و دنیوی و اخروی ببرد.
3. رو به قبله:
سعی شود هنگام خواندن قرآن، دو زانو باشیم. در روایات تأکید زیاد شده که رو به قبله بخوابید، رو به قبله بنشینید، رو به قبله غذا بخورید و رو به قبله دعا بخوانید و رو به قبله قرآن تلاوت کنید.
این رو به قبله بودن، ایجاد ارتباط قوی‎تر بوسیله قرآن و کعبه است و خود این گرایش ظاهری زمینه‎ساز پذیرش انوار الهی از طریق قرآن و کعبه می‎شود.
4. ترتیل قرآن:
خداوند در قرآن می‎فرماید: قرآن را بصورت ترتیل بخوانید
[9] و در روایات ترتیل را معنا کرده‎اند چنانچه از امام رضا ـ علیه السّلام ـ نقل شده:
1. کلمات را صحیح ادا کنید.
2. وقتی به آیات علمی رسیدید، دقت کنید.
3. در آیات عذاب، قلوب خود را متذکر شوید.
4. همّت انسان برای پایان دادن آیات نباشد.
5. در هنگام خواندن آیات رحمت به خداوند امیدوار باشید و در هنگام قرائت آیات عذاب، خاشع باشید.
[10]
ن: 632 م از امام علی ـ علیه السّلام ـ سؤال شد ترتیل چیست؟
فرمود: ترتیل اداء (صحیح) حروف و رعایت موارد وقف می‎باشد.
خداوند می‎فرماید: ای پیامبر برای اینکه قرآن در قلبت تثبیت گردد، آنرا بصورت ترتیل فرستادیم.
[11]
در جای دیگر می‎فرماید: ای پیامبر قرآن را بصورت ترتیل بخوان.
[12]
5. اندیشه کردن:
قرآن می‎فرماید: چرا در قرآن (هنگام خواندن) اندیشه نمی‎کنید، شاید در دلتان قفلی وجود دارد؟!
[13] چون در آیات کریمه دریای عمیق و اقیانوس موّاج معنویات و برکات است و درک آن‎ها هم، برای همه کس میسّر نیست. مگر به تدبّر کردن، شایسته است حافظ قرآن تدبر بیشتری نماید. چنانچه امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: بهره‎ای در قرائت قرآن نیست، مگر اینکه در ابعاد آن فکر شود.[14]
اصولاً تفکر کردن در تمام امور زندگی یکی از اصول پیشرفت انسان می‎باشد، ولی در امور معنوی و الهی تفکر و اندیشه کردن از سازندگی خاصی برخوردار است و برای تأکید این امر در قرآن کریم خداوند متعال صدها بار توصیه به اندیشه فرموده است و با واژه‎هایی چون: تفکر، تدبر، تعقل و... این امر مطرح شده است.
حافظ، قبل از حفظ قرآن باید به برکاتی که از قرآن می‎تواند بدست آورد، فکر کند و کسب آن برکات در پرتو اندیشیدن به قرآن و معارف و احکام آن است.
6. خشوع در قرآن:
قرآن می‎فرماید:
آیا زمان آن نرسیده، که هنگام یاد خدا در قلوبشان، خشوع بوجود آید.
[15]
قرآن را باید با احترام خواند، البته در تمام ابعادش، از نظر نشستن، خواندن، گرفتن قرآن، اداء کلمات و...
حافظ، چون چنین افتخاری نصیبش شده، که توفیق حفظ قرآن را یافته، باید با تمام وجود به اجزاء کوچک و بزرگ قرآن کاملاً احترام قائل شود، تا خداوند هم او را مورد لطف خود قرار دهد، زیرا که او به کتاب الهی، احترام قائل شده است.
اگر چه در قرآن توصیه شده، در راه رفتن، حرف زدن، خوردن، نشستن، معاشرت و... سعی کنید، غرور نداشته باشید، ولی در رابطه با کارهای قرآن باید نهایت تواضع را بخرج داد.
حافظ، نباید فکر کند که این لیاقت اوست، که حافظ تمام، یا قسمتی از قرآن شده، که در نتیجه به غرور وادار شود، بلکه باید بداند که این لطف ویژه خداست.
هر لحظه ممکن است، این لطف سلب شود. برای حفظ این نعمت الهی، باید از آفت کبر، بی‎توجهی، به خدا و عادی شدن نسبت به کارش پرهیز کند، تا نعمت، افزایش و یا تداوم یابد.
7. استماع قرآن:
یکی از نکات مهم این است که قاری، باید هنگام خواندن دیگران کاملاً توجه کند، حرف نزند، توجه داشته باشد، زمزمه دیگری نداشته باشد و...
خدای متعال می‎فرماید: وقتی قرآن خوانده می‎شود گوش دهید، شاید مورد رحمت الهی قرار گیرید.
[16]
حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: کسی که مشتاق الهی است، به قرآن گوش دهد.
[17]
حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: خواندن قرآن، بلای دنیوی را مرتفع می‎کند و گوش دادن به قرآن مشکلات آخرت را مرتفع می‎سازد.
[18]
استماع قرآن غیر از شنیدن است، لذا در شنیدن موسیقی، غیبت و... آقایان می‎فرمایند: اگر شنیدن باشد، اشکال ندارد، ولی استماع حرام است، منظور از استماع این است که انسان همراه با گوش دادن دقت هم داشته باشد.
اگر چه گوش دادن برای حفظ نباشد باز هم باید همراه با دقت باشد
8. تشویق و آموزش قرآن:
تشویق در کارهای نیک، برای انسان برآیند خوبی خواهد داشت، اگر انسان بتواند در حفظ قرآن، دیگران را تشویق کند برکات الهی زیادی برای او خواهد بود و علاوه مورد علاقه مترّبی قرار خواهد گرفت.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: بهترین شما کسانی هستند که خود قرآن بیاموزند و به دیگران نیز بیاموزند.
[19]
رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: اگر زندگی سعادتمندانه می‎خواهی، مرگ را شهادت گونه دوست داری، نجات از ترس قیامت را علاقه داری، نور در تاریکی قیامت می‎خواهی، سیرابی، در روز عطش قیامت را خواهانی، برتری عمل در روز حساب را جویایی، پس قرآن تدریس کن زیرا که وقت گذاری در راه قرآن یاد خدا و نجات از شیطان است و برتری عمل در حساب می‎باشد.
[20]
9. دعای ختم قرآن:
خوب است در پایان هر کار قرآنی، این دعا هم قرائت گردد. زیرا امام علی ـ علیه السّلام ـ توصیه فرموده‎اند:
اَللّهم اَشْرَحْ بالْقرآنِ صَدْری و اسْتَعْمَلْ بِالقُرانِ بَدَنی وَ نَوِّرَ بِالقُرْانِ بَصَری وَ اَطْلِقْ بِالْقُرْانِ لِسانی وَ اَعِنّی عَلَیْهِ ما اَیْقَیْتَنی فَاِنَّهُ لا حَوْلَ و لا قُوَةَ اِلّا بِکَ.
[21]
خدایا در پرتو قرآن سینه‎ام را گشاده گردان، (حوصله بده) اعضاء بدنم را بوسیله عمل به آن نورانی نما، دیدگانم را بخاطر قرآن نورانی کن، زبانم را گویا گردان و در راه رسیدن به یقین در پرتو قرآن یاریم نما، زیرا که قدرت و توان بجز از مسیر تو ممکن نباشد
10انگیزه عالی:
حفظ و درک قرآن نباید، براساس اهداف مادی،‌دنیوی و ظاهری باشد، بلکه فقط باید با انگیزه کسب مقامات معنوی انجام گیرد، اگر چه این هم، چندان عالی نیست. ولی از اهداف قبلی بهتر است.
آری اگر در ضمن حفظ قرآن، علاقه به تظاهر پیدا کردید، بدانید کار به پایان نخواهد رسید و یا اگر هم به پایان برسد، زمینه ساز امور معنوی و اخروی نخواهد بود.
اگر از این نعمت برای کسب معاش بهره جوئید، یا برای فخر فروشی به بزرگان بکار ببرید، یا بخواهید برای نزدیک شدن به ملوک و سلاطین سود جوئید، قطعاً تلاش خود را تباه کرده و روز قیامت با شرمندگی وارد محشر خواهید شد.
[1]
گرچه یکی از معانی حفظ، بیاد سپردن کلمات و آیات قرآن است ولی بُعد دیگر حفظ، بکارگیری دستورالعمل‎های شفا بخش آن خواهد بود و انتقال آن معارف به دیگران می‎باشد، که باید هدف عالی، در این امور مدنظر قرار گیرد تا انسان به برکاتی ارزنده نائل آید.
11. بهترین راه تداوم:
از آنجا که حفظ قرآن یکی از نعم بزرگ الهی محسوب می‎شود و کسی که توفیق به این کار را پیدا کند، زمینه جذب برکات زیادی از سوی خدای متعال خواهد بود، جا دارد که برای رسیدن به نعمت حفظ قرآن انسان از خدای متعال و حضرات ائمه اطهار ـ علیه السّلام ـ مدد جوید و به عنوان یکی از خواسته‎های مهم و در واقع قابل توجه در نظر داشته باشد.
در اینجا برای درک این توفیق علاوه بر نکاتی که ذکر شد، یا ذکر خواهد گردید، بجاست در آغاز و پایان هر کار قرآنی از خداوند، توفیق تداوم آنرا داشته باشیم.
فکر نکنیم که این راه بطور طبیعی آغاز شده و پایان هم خواهد یافت، بلکه باید گفت، یک لطف ویژه خداوند است و لطف ویژه هم در صورتی تداوم خواهد داشت که ابعاد معنوی انسان هم، تداوم داشته، بلکه تقویت گردد.
تذکر: برای تأمین این امر خوب است، کارهای قرآنی خود را هدیه به روح مطهر حضرات انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ مادران ائمه ـ علیهم السّلام ـ شهداء، اولیای الهی و روح مؤمنین نمایید. یقین داشته باشید از ثواب شما کم نخواهد شد، بلکه بر توفیق و پیشرفت شما افزوده خوا.هد شد
 12قرآن انتخابی:
قرآنی که انتخاب می‎شود، از ابتدائی‎ترین روزها، تا پایان حفظ و حتی برای مرور هم باید یکی باشد، برای تأمین این امر بهتر است، یک رسم الخط را انتخاب کرده و از آن قرآن در قطع‎های گوناگون و به تناسب جاهایی که می‎خواهید قرآن را حفظ کنید، تهیه نمائید.
مثلاً در منزل، محل کار و... می‎توانید قرآنی درشت خط و یک رسم خط انتخاب کنید و برای مرورهای بعدی از قرآن جیبی یا نیمه جیبی و بدون ترجمه همان رسم الخط استفاده نمائید.
صفحات قرآنی، هر چه کوچکتر و کم فاصله باشد در حفظ کمک بهتری خواهد داشت. خوب است قرآن نیم جیبی را همراه داشته باشید تا در فرصتهای کوتاهی که پیش می‎آید و می‎خواهید مرور کنید، از آن استفاده نمائید و هر کجا بخاطرتان نیامد بعد از درنگ چند لحظه‎ای و تکرار کلمات قبل آن، به قرآن مراجعه نمائید.
ضمناً می‎شود در اوائل کار که هنوز آیات زیادی حفظ نیستید جزء یا حتی یک ورق را از قرآن مورد نظر جدا کرده و در جلدهای پلاستیکی قرار دهید تا حجم قرآن در جیب دچار مشکل نشود، یا خود قرآن پاره نگردد.
بعد می‎توانید هر مقدار که حفظ کردید، آنرا با وسائل سوراخ کن سوراخ رده و در گیره‎های پوشه قرار داده پس از اینکه آیات زیادی را حفظ کردید، کل قرآن را همراه ببرید استفاده از قرآن‎های سی جزء بصورت مجزا چاپ شده است، این مشکل را برطرف می‎سازد. اگر چه در مرور هم بعداً خواهیم گرفت، بهتر است روی برنامه باشد.
سعی کنید قرآن‎هایی انتخاب کنید که در بازار فراوان باشد، در غیر اینصورت، یکی دو نسخه تهیه کنید، زیرا ممکن است برنامه حفظ شما چند سال بطول بیانجامد و نیاز به نسخه دیگری پیدا کنید، و در آن زمان از آن نسخه پیدا نشود.
قرآن‎هایی که برای حفظ در نظر می‎گیرید، باید خیلی ساده و بی‎غلط و بدون آلایش باشد و از قرآن‎هایی که تذهیب شده و یا چند رنگ است و... جداً بپرهیزید.
13. مکان:
اگر برای تقسیم آیات، حفظ و مرور، مکان خاصی را در نظر بگیرید، نقش مهمی در پذیرش حافظه شما خواهد داشت.
مکان برنامه‎های حفظ قرآن خوب است، آرام و از نظر ظواهری که موجب جلب نظر می‎شود خالی باشد، رفت و آمد، سر و صدا خورد و خوراک در آن انجام نشود، تا تمرکز بیشتری بوجود آید. اگر ممکن باشد جایی را برگزینید که در آن جا خاطره شاد و غمناکی بیاد نداشته باشید، بهتر است در آن مکان به هیچ کس وعده‎ای ندهید، و در آن زمان به هیچ کار دیگری فکر نکنید و آن مکان خاص را فقط برای آن کار خاص در نظر بگیرید.
از شروع به کار قرآنی، سعی کنید مقداری روی آیات قبل مرور کنید،‌تکرار نمائید و فکر کنید تا ذهنتان آمادگی کافی را پیدا کند.
مکان مطالعه بهتر است زیاد گرم نباشد، و اگر سرد باشد باید قسمت بالای بدن را گرم نگهداشته شود ولی اگر پاها و دستها در معرض هوای سردتر باشد خیلی خوب است. و خلاصه مکان مطالعه طوری انتخاب شود که هوای آزاد در جریان باشد.
نور کافی و متعادل برای مطالعه لازم می‎باشد.
مکان مطالعه باید از نورهای خیلی تند یا کم رنگ، دور باشد و تأمین یک نور متعادل برای جلوگیری از خستگی و نیز تداوم کار بسیار لازم است.
فضای مطالعه، نوع لباس، فرش و... از رنگهای تند نباشد که موجب خستگی چشم می‎گردد.
14. زمان:
حفظ قرآن اگر چه خیلی لذّت بخش است و در پرتو آن توفیقات فراوانی خدای متعال، به انسان عنایت خواهد کرد، برای تداوم حفظ قرآن لازم است از تمام امکانات لازم برای این توفیق الهی بهره برد. زمان مطالعه خوب است از بهترین اوقات روز باشد که در آن زمان هم سیستم‎های بدن، آرامش کافی را داشته باشد و هم طبیعت از آرامش خاصی برخوردار باشد و آن زمان بعد از اذان صبح خواهد بود، در صورتی که مقدور نباشد بعد از طلوع آفتاب و یا پس از یک استراحت کوتاه بین روز مناسب است.
اگر انسان بتواند برنامه زندگی خود را طوری تنظیم کند، که شبها زودتر بخوابد و یکی دو ساعت قبل از اذان صبح بیدار شود و به مطالعه بپردازد (مخصوصاً برای برنامه قرآن) برکات والاتری را درک خواهد کرد.
تذکر: البتّه بعد از بیدار شدن، بلافاصله به مطالعه نپردازید، بلکه بعد از بیدار شدن نرمش، تطهیر، مسواک کردن، استنشاق، خروج خلط از فضای سینه و آنگاه اندکی به نوشتن بپردازید که این تنش‎ها موجب می‎شود سیستم‎های داخلی بدن هم به فعالیت افتند و اعضاء بدن کاملاً بیدار شوند. زیرا انسان وقتی چشم خود را باز می‎کند و بیدار می‎شود، بسیاری از سیستم‎های داخلی بدن هنوز فعالیت همه جانبه خود را آغاز نکرده‎اند، لذا گاه دیده می‎شود طرف بیدار شده پس از مطالعه چند دقیقه دوباره به خواب می‎رود.
برای طی مراحل حفظ قرآن، لازم است اوقات خاص را در نظر بگیرید و در زمان تعیین شده اقدام نمائید
15. ورزش:
برای مطالعه با نشاط، انسان نیاز مبرم به تنوّع و ورزش دارد، کسی هم که مشغول حفظ قرآن است، باید به این نکته توجه فراوان نماید.
اگر چه ورزش‎های زیادی برای تمرکز، چشم، اراده، گوش و... در کتاب حافظه و شیوه‎های موفقیّت در تحصیل نقل شده است ولی لازم است در اینجا نیز به برخی از آن‎ها اشاره شود، زیرا هر 20 دقیقه مطالعه عمیق، به یک ورزش نیاز است.
اوّل: ورزش چشم: 3 دقیقه کف دست را بصورت بسته روی چشم قرار داده، بطوری که هیچ نوری وارد چشم نگردد.
دوّم: 5 بار در حالی که به انگشت سبابه نگاه دقیق می‎کنید، آنرا از فاصله یک متری به مرور به نزدیک‎ترین فاصله ممکن تا چشم بیاورید و این کار را به عکس انجام دهید.
سوّم: 3 بار بطور دقیق به آخرین زوایای پنج طرف (راست، چپ، پایین، بالا و جلو) نگاه کنید و سعی نمائید در ماهیچه‎ها و رباط‎های چشم کشش ایجاد شود.
چهارم: 5 مرتبه پلک‎ها را بصورت تند بهم بزنید.
[2]




تاریخ : یکشنبه 89/10/19 | 12:2 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

در قرآن نام برخی از زنان و دختران یا صریح آمده و یا با اشاره بیاناتی دارد.
1. مریم: از بین زنان فقط حضرت مریم اسم او در قرآن آمده است اسم حضرت مریم ـ علیه السلام ـ 34 بار در قرآن آمده است.
2. مادر مریم ( همسر حضرت عمران): «إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ ما فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی»
[1] «یاد کن آن‌گاه که زن عمران گفت پروردگارا من عهد کردم فرزندی که در رحم دارم، از فرزندی او را در راه خدمت تو آزاد گردانم این عهد من را بپذیر.
3. صفدختر و حضرت شعیب (زن موسی): «فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیاءٍ »
[2] «موسی دید که یکی از آن دو دختر با کمی حیا باز آمده.»
«قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَی ابْنَتَیَّ هاتَیْن»
[3] «شعیب گفت: من اراده آن دارم که یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم.» 
4. مادر موسی: «وَ أَوْحَیْنا إِلی أُمِّ مُوسی»
[4] «و به مادر موسی وحی کردیم.»
5. خواهر موسی: «وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ قُصَّیهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ»
[5] «(مادر موسی) به خواهر او گفت: وضع حال او را پیگیری کن او نیز از دور ماجرا را مشاهده کرد در حالی که بی‌خبر بودند.»
6. آسیه (همسر فرعون): «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ»
[6] «و خداوند برای مؤمنان زن فرعون (آسیه) را مثل آورد.
7. دختران پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ : «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ»
[7] «ای پیامبر به زنان و دختران خود بگو.»
8. دختران لوط: «و قال یا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِی هُنَّ أَطْهَرُ»
[8] «گفت: ای قوم من این‌ها دختران من‌اند برای شما پاکیزه‌ترند.»
9. ساره زن ابراهیم: «وَ امْرَأَتُهُ قائِمَهٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ یَعْقُوبَ»
[9]؛ زن ابراهیم (ساره) ایستاده بود که متبسم گردید که ما آن را به فرزندی به نام اسحاق و پس به یعقوب بشارت دادیم.
10. حواء: «وَ قُلْنا یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّهَ»
[10] «و گفتیم ای آدم تو با جفت خود (حواء) دربهشت جای گزینید.»
11. بالقیس: «إِنِّی وَجَدْتُ امْرَأَهً تَمْلِکُهُمْ»
[11] «من زنی را دیدم که بر آنان حکومت می‌کند.»
12. زن ابولهب: «وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَهَ الْحَطَبِ»
[12] «و همسرش درحالی که هیزم کش دوزخ است.»
13 و 14. زن لوح و زن لوط: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ»
[13] «خدا برای کافران زن نوح و زن لوط را مثال آورد.»
15. زلیخا: «قالَتِ امْرَأَهُ الْعَزِیزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ»
[14] «در این حال زن عزیز مصر (زلیخا) اظهار کرد که الآن حقیقت آشکار شد.


[1] . سوره‌ آل عمران، آیه 35.
[2] . سوره قصص، آیه 25.
[3] . سوره قصص، آیه 27.
[4] . سوره قصص، آیه 7.
[5] . سوره قصص، آیه 11.
[6] . سوره تحریم، آیه 11.
[7] . سوره احزاب، آیه 59.
[8] . سوره‌هود، آیه 78.
[9] . سوره‌هود، آیه 71.
[10] . سوره بقره، آیه 35.
[11] . سوره‌ نمل، آیه 23.
[12] . سوره مسد، آیه 4.
[13] . سوره تحریم، آیه 10.
[14] . سوره‌یوسف،‌آیه 51




تاریخ : یکشنبه 89/10/19 | 11:15 صبح | نویسنده : عشق الهی | نظر

نقطه شروع حفظ قرآن
حفظ قرآن کریم باید به ترتیب سوره‌ها یعنی از سوره حمد و بقره تا آخر انجام بگیرد ولی از آنجا که جزء اوّل قرآن از جزء دوّم برای حفظ کردن مشکل است و جزء دوّم نیز از جزء سوّم دشوارتر و ... و بالاخره پنج جزء اوّل مشکل‌ترین قسمت قرآن است و به عقیده بعضی دانشمندان، هر کس پنج جزء اوّل قرآن را حفظ کند، باید به حفظ کل قرآن امیدوار گردد.
[1]
از این رو شایسته است، برای جلوگیری از دلسردی، حفظ قرآن از آسانترین مکان آغاز شود، پس می‌توان برای ابتدای کار سوره‌های کوتاه جزء سی‌ام را انتخاب کرد، زیرا با توجه به آشنایی زیادی که همگان با این سوره‌ها دارند، آیات آنها به آسانی به خاطر سپرده می‌شود و از طرفی می‌توان از این سوره‌ها در نمازهای واجب و مستحب استفاده نموده و لذت حفظ قرآن را بدین طریق احساس نماید. و باید توجه داشت که پراکنده حفظ کردن مطلوب نیست، بلکه این مقدمه‌ای برای حفظ منظم و حساب شده از ابتدای قرآن است، زیرا برنامه‌ریزی منظم و دقیق زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که از اوّل قرآن آغاز و به انتهای آن بیانجامد.
روش حفظ قرآن و رفع اشکالات
بعد از اینکه بحث از مقدمات و لوازم پیش نیاز حفظ، (یعنی اموری که راه را برای به خاطرسپاری هموار می‌سازد و در انسان آمادگی لازم را می‌آفریند) اجمالاً گذشت، جای آن دارد که کار آمدترین روش حفظ نیز بیان شود.
هر شخصی باید با توجه به ظرفیت ویژه و فرصت و زمانی که در اختیار دارد، راهی مناسب را در پیش بگیرد ولی شاید خطا نباشد اگر بگوییم همه راهها در واقع به طرق خاصی منتهی می‌گردد، ولی در جزئیات با یکدیگر مختلف و متفاوتند، آنچه همگان بر آن اتفاق دارند سه اصل عمده است:
1. تکرار
2. تمرکز
3. دقت
حفظ قرآن چیزی جز تکرار نیست و کسانی که یک متن خاص را بارها تکرار می‌کنند، سرانجام آن را به خاطر می‌سپارند و اگر تکرار توأم با تمرکز و دقت نیز باشد نتیجه مضاعف خواهد بود، دقت و تمرکز در امر حفظ از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، همانگونه که می‌بینیم اگر از کسی پرسش شود که پیراهن شما چند دکمه دارد؟ با این حال که روزانه چندین بار آن را می‌پوشد و باز می‌کند، نمی‌تواند آن را به درستی پاسخ گوید. به این خاطر که هنگام باز و بسته کردن دکمه‌ها دقت لازم را نداشته است، در حفظ قرآن نیز دقت در کنار تمرکز و تکرار بسیار لازم و ضروری است.
برای حفظ کردن یک سوره طولانی خوب است، آن سوره به چند دسته از آیات (براساس موضوع و یا آهنگ آیات) تقسیم گردد و هر دسته را جداگانه حفظ کرده و به دسته‌های قبلی متصل کند. البته نیازی نیست حتماً یک دسته را در یک جلسه حفظ نماید، بلکه مهم آن است که در ذهن آن آیات را را در یک دسته و مجموعه قرار دهد، با این کار حجم سوره کمتر به نظر می‌رسد و حافظ تسلط بیشتری بر آن سوره خواهد داشت، مثلاً برای حفظ سوره نباء می‌توان آن را به 3 گروه از آیات تقسیم کرد، ابتدا از آیه اوّل تا آیه شانزدهم که غالباً بیان پدیده‌های طبیعی است، در دسته اوّل و آیات هفدهم تا سی‌ام که در وصف قیامت است در دسته دوّم و بقیه آیات در دسته سوّم قرار گیرد.
 آیات به چه صورت حفظ شوند؟
ابتدا باید آیات مشخص شده که دسته‌بندی شده‌اند را چندین بار با دقت تمام و با تأنی تلاوت گردد، بویژه کسانی که قادر به تلاوت قرآن با رعایت تجوید و لحن زیبا هستند می‌توانند آیات را با صوت و با دقت و تمرکز و تعمق بر روی کلمات و حرکات تلاوت نمایند، زیرا این عمل علاوه بر اینکه مانع از اشتباه حفظ کردن کلمات و حرکات می‌گردد، باعث آشنایی کلی با آیات مورد نظر نیز شده که خود عامل مهمی در راحتی و سهولت حفظ است، در این باره قرائت آیات همراه با نوار ترتیل به مراتب بهتر است.
برای حفظ یک آیه کوتاه باید آن را با توجه کامل به حروف و کلمة موجود در آن چندین ‌بار تلاوت کرد، چون حفظ کردن چیزی جز دقت و تأمل قابل توجه بر روی هر یک از کلمات و استقرار آنها در ذهن نیست و تعداد و دفعات تکرار بستگی به توانایی حافظ و استعداد شخص و سخت یا آسان بودن آیه دارد. برخی افراد شاید با یک‌بار خواندن یک آیه کوتاه را به خاطر بسپارد و برخی به تکرار بیشتری نیاز داشته باشند. بنابراین با چندین بار خواندن آیه (البته با دقت و تمرکز نه خواندن معمولی) قسمت زیادی از آیه در ذهن جای می‌گیرد و بعد از آن باید بدون استفاده از قرآن و به کمک حافظه آن را تلاوت کند و هر جا انسان کلماتی را فراموش کرد و نتوانست کلمات مورد نظر را در ذهن خود بیابد به قرآن رجوع نماید و سپس آن را به ذهن بسپارد و چندین بار آن را از حفظ بخواند.
به همین ترتیب در مورد بقیه آیات عمل نماید، تا اینکه بتواند آن را به طور کامل و به راحتی از حفظ بخواند، آن‌گاه آیه را حداقل 5 بار از حفظ بخواند تا مطمئن شود آن را خوب به خاطر سپرده است و باید بتواند آن را روان و راحت بخواند نه با دشواری و سختی. و نکته مهم دیگر آن است که تا آیه‌ای را به خوبی حفظ نکرده است، نباید سراغ آیه دیگری برود و در صورت عدم توجه به این مسئله قطعاً با مشکلاتی مواجه خواهد شد.
بعد از اتمام آیه اوّل و اطمینان به تسلط و استواری حفظ آن می‌تواند سراغ آیه بعد برود و آن را به طریقی که گفته شد حفظ نماید.
پس از بخاطر سپردن کامل آن به آیه قبل برگردد و آن را از حفظ بخواند تا متوجه شود که آن را همچنان خوب و روان می‌خواند یا اینکه با اشکالاتی مواجه شده است، در صورت برخورد با اشکال، آن را برطرف نموده و آن گاه هر دو آیه اوّل و دوّم را با هم از حفظ بخواند.
پس از آن آیه سوّم را شروع کرده و پس از فارغ شدن از حفظ آن به طرقی که گفته شد، آیات گذشته را با یکدیگر بخواند و به خاطر بسپارد و به همین روش ادامه دهد تا مقدار آیات مقرر و تنظیم شده به پایان برسد.
بعد از آنکه آیات مشخص شده برای یک روز به پایان رسید (با توجه به تصمیم انسان که چه مقدار را قرار گذاشته آن را حفظ نماید، نصف صفحه و یا یک صفحه و یا ...) لازم است چندین بار همه آیات مورد نظر را به ترتیب و روان از حفظ بخواند و اگر به اشکالاتی برخورد کرد با مراجعه به قرآن آن را اصلاح نماید و با تکرار، آن را به ذهن بسپارد.
ترتیب آیات:
لازم است تصویر دقیق مکان هر آیه و بلکه هر کلمه از آیه در صفحه، کاملاً به ذهن انتقال یابد و حافظ برای این کار در هنگام حفظ و یا مرور باید نگاهی دقیق به خط قران داشته باشد.
همچنین ترتیب آیات نیز بسیار قابل توجه و مهم است و باید آن را به خاطر سپرد، برای حفظ ترتیب دو آیه باید همیشه ابتدا و پایان هر آیه را با تکرار زیاد به خاطر سپرد، و حافظ هنگام مرور یک آیه، مناسب است، انتهای آن آیه را به قسمت ابتدایی آیه بعد متصل و با تکرار زیاد آن بین آن دو ارتباط برقرار کند، به این ترتیب بعد از پایان تلاوت یک آیه خود به خود آیه بعد نیز به خاطر می‌آید

 

برای دسترسی به صفحه اصلی اینجا را کلیک بفرمایید




تاریخ : چهارشنبه 89/10/15 | 2:9 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

1. کدام سوره در شأن حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ نازل شده است؟
2. کدام زن بود که قصد فریب دادن یکی از پیامبران را داشت؟
3. کدام سوره قرآن به معنای زنهاست؟
4. دختر کدامیک از پیامبران به عفت و حیا مشهور است؟
5. دو زن نمونه که در قرآن نیز به آنها اشاره شده است را نام ببرید؟
6. کدام زن هیزم کش آتش جهنم است؟
7. دختر کدامیک از پیامبران همسر یکی از پیامبران اولوالعزم بود؟
8. نام کدام زن همراه با نام فرزندش در قرآن آمده است؟
9. سوره‌ای که به معنای زن امتحان شده است را نام ببرید؟
10. زنی که حاکم قومی بود و در زمان حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ می‌زیست چه نام دارد؟
11. کدام زن بود که بدون شوهر فرزند به دنیا آورد؟
12. فرزند کدام زن بود که در کودکی و در گهواره سخن گفت؟
13. دو زن که در قرآن به زشتی از آن‌ها نام برده شده است را نام ببرید؟
14. کدام زن بود که به دستور خداوند فرزند خود را در صندوق گذاشته و به روی آب رها کرد؟
15. نام کدام خانم 34 مرتبه در قرآن ذکر شده است؟
16. کدام سوره قرآن است که سفارش شده زن‌ها آن را بیشتر بخوانند؟
17. کدام سوره قرآن به نام یک زن می‌باشد؟
18. کدام سوره درباره یک زن نمونه است و آن زن چه نام دارد؟
19. کدام زن بدون پدر و مادر بدنیا آمد؟
20. تنها زنی که نامش در قرآن آمده است چه نام دارد؟
21. برای کدام دختر، هنگامی که در محراب عبادت بود از جانب خداوند غذا آورده شد؟
22. به مادر کدام یک از پیامبران وحی شد؟
23. کدام زن در سن پیری صاحب فرزند شد؟
24. به کدام زن لقب طیبه داده شده است؟
پاسخ‎ها:
1. سوره‌ای که در شأن «حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ » نازل شده سوره «کوثر» می‌باشد.
2. زنی که قصد فریب دادن یکی از پیامبران را داشت «زلیخا» بود.
3. سوره «نساء» به معنای زنها است.
4. «دختر حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ » به عفت و حیا مشهور است.
5. دو زن نمونه که قرآن به آن‌ها اشاره نموده است عبارتند از: «آسیه زن فرعون، مریم مادر عیسی ـ علیه السلام ـ ».
6. «زن ابولهب» هیزم‌کش جهنم است.
7. «دختر حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ » همسر حضرت موسی ـ علیه السلام ـ بود.
8. نام حضرت مریم همراه با حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در قرآن بیان شده است.
9. «سوره ممتحنه».
10. زنی که در زمان حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ حاکم قومی بود بلقیس نام داشت.
11. «حضرت مریم» بدون شوهر فرزند بدنیا آورد.
12. «فرزند حضرت مریم» بود.
13. دو زن که در قرآن به زشتی از آن‌ها نام برده شده است عبارتند از: «زن لوط و زن نوح».
14. «مادر حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » فرزند خود را به دستور خداوند درصندوق گذاشته و بر روی آب رها کرد.
15. نام حضرت مریم «34 مرتبه» در قرآن آمده است.
16. سوره‌ای که سفارش شده آن را زنها بیشتر بخوانند «سوره نور» است.
17. «سوره مریم».
18. سوره‌ای که در باره یک زن نمونه است «سوره کوثر» است.
19. «حضرت حوا» بدون پدر و مادر به دنیا آمد.
20. تنها زنی که نامش در قرآن آمده است «حضرت مریم» است.
21. دختری که هنگام عبادت از طرف خداوند برایش غذا آورده شد «حضرت مریم» بود.
22. به «مادر حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » وحی شد.
23. «ساره همسر حضرت ابراهیم» در سن پیری صاحب فرزند شد.
24. به «حضرت مریم» لقب طیبه داده شد.

 

 

برای دسترسی به صفحه اصلی اینجا کلیک بفرمایید




تاریخ : چهارشنبه 89/10/8 | 9:54 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

 

مصاحبه با دکتر سید مجتبى رضوى حافظ کل قرآن و نهج البلاغه و پدر بزگوار شان جناب حجة الاسلام آقاى سید مسعود رضوى

با کمال تقدیر و تشکر از اینکه وقت تان را در خدمت ما گذاشته اید.

س: آقا مجتبى در ابتداء خودتان را براى خوانندگان گاهنامه «پیام یاسین» معرفى نمائید؟

ج: بسم الله الر حمن الر حیم بنده سید مجتبى رضوى فرزند حجة الاسلام و المسلمین حاج آقاى سید مسعود اختر رضوى از کشور هندوستان هستم از شما تشکر مى کنم که ما را قابل دانستید که عرائض ما را منتقل کنید و خوانندگان محترم بتوسط مجله شما استفاده کنند.

س: جنابعالى از چه سنّى شروع به حفظ نمودید و چه مدتى طول کشید؟

ج: من در سن 7 سالگى شروع به حفظ نمودم و کمتر از 11ماه تمام قرآن را حفظ کردم.

س: هدفتان را از حفظ نمودن قرآن کریم و نهج البلاغه براى ما و خوانندگان بیان نمائید؟

ج: خداى متعال خالق و محبوب ما است او ما را دوست دارد و ما هم او را دوست داریم این ارتباط فقط زبانى نباشد عملى هم باشد بخاطر این کلام خالق که اعلى ترین کلام است آن را حفظ کردم.

س: مشوّق و راهنماى شما در این راه مقدّس چه کسى بوده است؟

ج: مشوق اصلی خدا بوده که ما را توفیق داده و در مرحله دوم پدربزرگوارمان بودند
.س: شما برچند روش تسلّط دارید؟

ج: الحمدلله با روشهاى مختلف و متنوع تسلط دارم که مى شود بیش از 30 روش گفت الحمدلله رب العالمین و الصلواة و السلام على اشرف الانبیاء و المرسلین و آله الطیبین و الطاهرین المعصومین: بنده سید مسعود اختر رضوى فرزند سید رجب على رضوى از کشور هندوستان هستم که در حال حاضر خدمات قرآنى را انجام مى دهم.س : اهدف و انگیزه شما از اینکه فرزندتان حافظ قرآن شود چه بوده است؟

 

 

س: در کدام یک از شهرهاى جمهورى اسلامى ایران و کدام کشورها برنامه اجراء نموده اید؟

ج: در بسیاری از شهرهایایران برنامه اجرا نمودیم مثلا مشهد مقدس، شهر یزد، تهران، ساوه، همدان، لواسان و … عربستان سعودى، جمهورى اسلامى پاکستان، هند، سوریه، عراق و …

س: میزان استقبال مردم چگونه بوده است؟

ج: الحمدلله تمام شهرها و کشورها مردم خیلى استقبال کرده اند در بعضى برنامه ها تعداد شرکت کنندگان بیش از صد هزار نفر بودند.

س: مشغولیت فعلى شما علاوه به دوره نمودن محفوظات چیست؟

ج: بنده الان مشغول تدریس حفظ هستم و درس حوزوى هم مى خوانم و تحقیق هم مى کنم چند تا کتاب هم تألیف مى کنم.

س: در آخر توصیه و سفارش شما به جوانان و خوانندگان گاهنامه چیست؟

 برادران و خواهران هرچه بیشتر کلام خدا و معارف اهل بیت را بخوانند و درک کنند در دنیا و آخرت موفق مى شوند. کلام الهى و کلام معصومین عجب جاذبیت دارند که انسان خود را فراموش میکند و جلوه الهى را درک مى کند.

مصاحبه با حجهالاسلام سید مسعود رضوی

جناب حجة الاسلام و المسلمین آقاى رضوى با کمال تشکر از اینکه وقت گرانبهایتان را در اختیار ما گذاشته اید. لطفاً خودتان را براى خوانندگان معرفى نمائید

 

 

ج: از رسول اکرم (ص) حدیث داریم که مقام حافظ قرآن از همه بالا و برتر است لذا هدف و انگیزه همه مسلمان این باشدکه او و خانواده اش مقام و منزلت اعلى داشته باشد.

س: آیا در خانواده شما به غیر از آقا مجتبى کسانى دیگر هم حافظ هستند؟

ج: الحمدلله خدائى متعال بر ما لطف کرده تمام افراد یا حافظ هستند یا مشغول حفظ اند برادر آقاى مجتبى رضوى سید محمد رضوى حافظ کل قرآن اند و خواهر بر کوچک ایشان فاطمه رضوى هم حافظ کل قرآن کریم مى باشد.

س: حضرت عالى در سفرهاى تبلیغى همراه با آقاى مجتبى بوده اید، به نظر شما میزان تأثیر گذارى برنامه هاى اجراء شده توسط ایشان بر مخاطبین تا چه حدّى بوده است؟

قرآن این قدر جاذبیت دارد که مسلمان و غیر مسلمان جذب مى شوند در خیلى برنامه ها مشاهده کردیم که بعد از مراسم بعضى هامى آمدند و اشک مى ریختند گریه مى کردند و بعضى برادران اهل سنت مذهب تشیع را قبول مى کردند و اعتراف مى کردند که واقعا این طور باید قرآن را حفظ کرد.

س: استقبال مردم هندوستان و پاکستان از برنامه هاى شما چطوربوده است؟

ج: استقبال خیلى عالى بود اولین برنامه که در هند شهر لکعنؤ داشتیم هوا خیلى سرد بود ما فکر مى کردیم که شاید 5 هزار نفر هم شرکت نکنند اما الحمدلله براى شنیدن قرآن از آقاى مجتبى رضوى صدها هزار نفر جمع شده بودند پاکستان هم همین طور در تمام برنامه ها مردم خیلى استقبال مى کردند.

س: اگر کدام خاطره جالب از سفرهاى تبلیغى که داشته اید دارید براى ما بیان نمائید؟

4ج: خاطره ى اى زیاد داریم مثلا در شهر لاهور در پادشاهى مسجد برنامه داشتیم که بعد از چند سوال و جواب یک نفر از اهل سنت بلند شد و گفت هرکس مثل آقاى سید مجتبى رضوى قرآن را حفظ کرده باشد من پنجاه هزار روپیه جائزه مى دهم چهار تا حافظ قرآن بلند شدند، اما بعد از چند سوال نشستند یک حافظ قرآن زیاد جواب داد اما وقتى که سوال از حروف قرآن بصورت حروف هجى شد نتوانست جواب بدهد آن وقت مردم خیلى خوشحال شدند و براى سلامتى اقاى مجتبى رضوى دعا کردند.

س: دارالقرآن را در چه سالى تأسیس نموده اید و فعلا چه برنامههائى در اینجا برگزار مى گردد.

ج: وقتى که خارج از کشور سفر کردیم مشاهده نمودیم که حفظ قرآن یک ضرورت است و بهترین تبلیغ است لذا با کمک دوستان در سال 1421 هـ ق دارالقرآن را تأسیس نمودیم که از 8 کشور صدها نفر مشغول حفظ کلام الهى و معارف اهل بیت (ع) هستند.

 

برای دسترسی به صفحه اصلی اینجا را کلیک کنید

 




تاریخ : دوشنبه 89/10/6 | 5:35 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

ارتباطات در یک خانواده قرآنی

 

همه ما آرزوی خوشبختی و سعادت در زندگی مان داریم و هر کدام به نوعی سعی داریم به آن خوشبختی و سعادتی که از جنبه های مختلف داریم، برسیم. بنابراین طبیعی است که هر یک از ما برای تحقق آمال و آرزوهایمان، ارتباطات و مناسبات انسانی خود را طوری تنظیم و طراحی کنیم که حداکثر مطلوبیت را برای مان به دنبال داشته باشد.
با این حال اغلب می بینیم که روابط خانوادگی، فردی، اجتماعی و... میان اعضای یک گروه بنا به دلایلی دچار انحراف و ناکامی شده و ما را از رسیدن به مقصود باز می دارد.
با نگاهی به آیات روح بخش و انسان ساز قران کریم و همچنین سیره و ابعاد شخصیتی اهل بیت(ع) در می یابیم که چقدر نکته های ارتباطی بسیار اثر گذار و سازنده در لابه لای مطالب آنان وجود دارد که حقیقتا توجه، تمرکز و عمل به آنها می تواند موفقیت و سر بلندی را در زندگی نصیب مان نماید.
اگر از ما بپرسند که ارتباطات در یک خانواده قرآنی، چگونه شکل می گیرد و چه ویژگی هایی دارد و اساسا خانواده قرآنی چیست، قطعا خواهیم گفت که یک خانواده قرآنی، الگو و شایسته، همانا زندگی سراسرعزت و سعادت و زیبای حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) می باشد که ارتباطات فردی و اجتماعی در چنین خانواده ای مبتنی بر رضایت و خشنودی خداست.

بنابراین، هرگاه بتوانیم زندگی و رابطه ومناسبات انسانی خود را بر پایه خوشنودی و رضایت حق داشته باشیم و بنا کنیم می توان انتظار داشت که خانواده ما و رابطه ما قرآنی باشد.
حال بیایید ببینیم که این خانواده نمونه قرآنی چگونه رفتاری با هم داشته اند؟
حتما خوانندگان عزیز استحضار دارند که ارتباطات عاطفی، صادقانه، مهرورزانه آنچنان عمیق و پر از شور و احساس معنوی میان پیامبر(ص) و دخترش زهرا(س)بوده که پیامبر هر وقت می خواستند به سفر بروند، آخرین نفری که با او خداحافظی می کرد حضرت زهرا(س) بود و در بازگشت، اولین نفری که توسط پیامبر ملاقات می شد باز هم زهرا (س)بودند.
و یادآور می شویم که به واسطه همین ارتباط زیبا و پر از معنویت است که به زهرا(س) می گوید: ام ابیها، یعنی مادر پدرش. معروف ترین نظریه های ارتباطی دنیا وقتی در مقابل شخصیت، منش، مناسبات و نوع برخوردهای اهل بیت با یکدیگر در خانواده یا با مردم قرار می گیرند، حرفی برای گفتن ندارند. فاطمه در زندگی، نوع رابطه و ارتباطش با همسر به گونه ای بود که امیرالمومنین علی(ع) می فرماید: وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم، تمام غم و اندوهم برطرف می شد. در واقع فاطمه سنگ صبور شوهر بود. او برای وصل کردن آمده بود. فاطمه دلدار علی، تسلی ده خاطر علی، مشاور و همراه علی، پناهگاه و امانتدار علی بود و مشکل گشای زندگی.
علی (ع) می فرمایند: من هیچ گاه از فاطمه کوتاهی ندیدم. برخی مردم می گویند: خوب شما که این همه از فضایل و کرامات و شخصیت اهل بیت می گویید، آخر ما که نمی توانیم علی و فاطمه باشیم. در جواب باید گفت که درست است که واقعا همچون علی و فاطمه نمی توان شد، اما می توان با الگو گرفتن از آنان زندگی سعادتمندانه ای داشت. ارتباطات در این خانواده قرآنی از بعد اجتماعی نیز بسیار زبانزد و درس آموز است. زهرا(س) زنانی را که تازه اسلام آورده بودند مورد ارشاد و آموزش و هدایت قرار می داد. او آسیاب می کرد و در منزل پشم ریسی می کرد تا به اقتصاد خانواده کمک کند و در مناسبات اجتماعی، بسیار مراقب محرم و نامحرم بود و حجاب خود را و ظاهرش را به گونه ای درست می کرد که کوچکترین طمع و حساسیتی در بین بیگانگان ایجاد نشود. فاطمه در منزل، رابطه و رفتارش با فرزندان به گونه ای بود که برای آنان سرگرمی درست می کرد. برای آنان مسابقه ترتیب می داد تا با هم رقابت سازنده داشته باشند. علی(ع) در حکمت ??? نهج البلاغه می فرماید: برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان زشت ترین اخلاق مردان است. همچون تکبر، ترس، بخل. چون هرگاه زنی متکبر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمی دهد و اگر بخیل باشد، اموال خود و شوهرش را حفظ می کند و چون ترسان باشد، از هر چیزی که به آبروی او زیان رساند، فاصله می گیرد.
بنابراین می توان با الگو گرفتن از نوع ارتباطات انسانی در این خانواده قرآنی، راز و رمز های فراوانی رادر جهت موفقیت و سربلندی دریافت که هر چند نکته و مطلب در این خصوص بسیار زیاد است اما در این مختصر به همین قدر اکتفا کرده و آرزو می کنیم که خداوند توفیق دهد تا بتوانیم رهرو خوبی برای راه حضرتشان باشیم. باشد که آحاد جامعه هر کدام به قدر جایگاه و موقعیت خود بهره وافی و کافی از این اقیانوس پاک و مفید ببرند.

 

برای دسترسی به صفحه اصلی اینجا کلیک بفرمایید




تاریخ : یکشنبه 89/10/5 | 9:44 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر

بانوی باهوش و سیاستمدار قرآن

خط سبا در دیواره کاخ بلقیس

علم و دانش و عقل و خرد دو موهبت الهی از جانب خداوند متعال به انسان است. انسان موجودی است که در آغاز آفرینش به سبب این دو ویژگی و تفضل الهی بر سایر موجودات برتری یافت. و از این روست که انسان به سبب تعلیم اسماء الهی بر ملائکه نیز فائق آمد و انسان مسجود ملائکه و جنیان شد. و به سبب ویژگیها و استعدادهایی که در اوست، خداوند او را بر موجودات بری و بحری برتری داد.

و خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «و سخّر لکم الشمس والقمر دائبین» (سوره ابراهیم، آیه 33) ؛

خداوند متعال در قرآن مجید به آن دسته از بندگان خود را که عقل و اندیشه خویش را به کار می گیرند و با دیدن آیات الهی به تفکر می پردازند، و به ایمانشان نسبت به خداوند افزوده می گردد اولوالالباب می نامد.

"لب" در لغت به معنای مغز است و مقصود آن در قرآن عقل است.

راغب اصفهانی "لب"  را به معنای عقل خالص و ناآلوده آورده است. زیرا عقل و خرد خالص کننده همه معانی است که در وجود انسان هست مانند مغزها و مغز و اهل هر چیز (همچون مغز بادام و گردو) مفهوم لب برتر و والاتر از معنی عقل است. 1

پس هر لبی عقل است ولی هر عقلی لب نیست. و از این جهت خدای متعال فهمیدن و درس احکامی که عقل های کامل و پاک آنها را می فهمند مربوط به اولوالالباب می داند. پس اولوالالباب یعنی فرزانگان و صاحبان عقل ها و خردهای کامل. 2

از آن جائی که انسان سرشار از استعدادهای بالقوّه است. جهت به فعلیت رساندن این استعدادها احتیاج به الگو و اسوه دارد. قرآن نیز با عنایت به این خواسته جهت تکمیل نقش تربیتی انسان به شرح حال کوتاه و گاهی بلند برخی از پیامبران و یا انسان هایی که مقارن با عصر آنها بودند می پردازد. از جمله در سوره نحل در ذیل داستان زندگی شگفت انگیز حضرت سلیمان(ع) به بانوی خردمند و با شکوه و سیاستمدار اشاره می کند، که با اقتدار و عظمت و تدبیر در سرزمین سبا حکومت می کرد.

سبأ:نام قوم و مملکتی است که در قسمت جنوب غربی عربستان که اکنون یمن نام دارد، قرار گرفته بود.آنان را نخستین قوم عربستان جنوبی برشمرده اند که در تاریخ در هزاره اول قبل از میلاد به آستانه تمدن گام نهاده اند. این سرزمین به جهت حاصلخیزی و نزدیکی به دریا و نیز قرار گرفتن آن بر سر راه هند مزیتی برای آن فراهم آورده بود3 داستان این ماجرا در زمان پادشاهی قوم بنی اسرائیل در دوران سلیمان نبی(ع) اتفاق افتاده است. حضرت سلیمان(ع) تصمیم گرفت بیت المقدس را از روی نقشه همان خیمه ای که موسی(ع) در بیابان سینا معروف به قبه الرمان بود بنا نماید و به سرعت هر چه تمام آن بنا را تمام کرد. ولی آرزوی دیگری نیز داشت و آن زیارت خانه خدا و ادای فریضه حج بود. پس از بازگشت از سفر حجّ به شهر صنعا آمد و تصمیم گرفت در آن سرزمین آبی جاری سازد. وقتی پستی و بلندی ها را وارسی کرد، اثری از آب ندید، ناراحت شد. درمیان پرندگان به جستجوی هدهد پرداخت تا او را به آب راهنمایی کند و بگوید در زیر چه قسمت از زمین و در عمق چند متری آب هست. 4 

ملکه با دور اندیشی خود می خواست ببیند اگر سلیمان پادشاه است که مانند سایر پادشاهان با دادن هدایا و خراج راضی می شود.  اما اگر پیامبر خدا باشد و قصدش هدایت مردم و تسلیم آنان در برابر پروردگار جهانیان باشد چه واکنشی نشان می دهد.

ملکه سبأ با تامل به این مسأله مهم که سرزمین و مردم وی را تهدید می کرد. به فکر فرو رفت آنگاه تصمیم گرفت با عده ای از بزرگان قوم به نزد سلیمان برود و از نزدیک بررسی کند سلیمان چه آئینی دارد. وقتی این خبر به سلیمان رسید تصمیم گرفت قدرت الهی سلطنت خود را به او و اطرافیانش بنماید. تا به اعجاز سلطنت او آشنا و در مقابل دعوتش تسلیم شوند. از این رو از دربار خود خواست تا تخت با شکوه او را به قصرش حاضر کنند و با تغییرات ظاهری در آن میزان عقل و درایت ملکه را بیازماید اینکار توسط مرد صالحی که از نیروی معنوی و صاحب ولایت تکوینی بود، و در روایات به آصف بن برخیا معروف است و وصی آن حضرت بود صورت گرفت. هنگامی که ملکه وارد قصر شگفت انگیز سلیمان شد. یکی از اهل قصر به او گفت: آیا تخت تو هم این گونه است؟ و او با زیرکی پاسخ داد. گویا خود آن تخت است. و بلافاصله ادامه داد. «ما پیش از این هم آگاه بودیم و اسلام آورده بودیم» یعنی اگر این مقدمه چینی ها برای اینست که ما به اعجاز دستگاه سلیمان پی ببریم ما پیش از این با نشانه های دیگر به حقانیت او آگاه شده بودیم. لذا در اطاعت و فرمان او سر فرود آورده ایم. فرازهای آخرین داستان را قرآن اینگونه بیان می دارد:

صفت حضرت سلیمان

«سلیمان دستور داده بود صحن یکی از قصرها را از بلور صاف و شفاف بسازند. و در زیر آن آب متلاطم و متراکم جاری کنند. هنگامی که ملکه به آنجا رسید به او گفته شد به حیاط قصر داخل شو. ملکه وقتی آن صحنه را دید گمان کرد باید از نهر آبی عبور کند تا به حضور سلیمان برسد.  لذا جامه های خود را از ساق پا بالا زد تا دامنش تر نشود. اما سلیمان نبی(ع) به او گفت:که حیاط قصر از بلور صاف ساخته شد و نیازی نیست که پاهای خود را برهنه کند و دامنش را بالا زند. هنگامی که ملکه سبا این صحنه و داستان هدهد و برگرداندن هدایا و سخنان فرستادگانش و آوردن تختش از سبا به دربار وی را به خاطر آورد. شکی برایش نماند که اینها همه معجزات و آیات نبوّت است» لذا گفت:«پروردگارا من به خود ستم کردم و همراه رهبرم سلیمان به درگاه تو آمدم»هر چند که ملکه سبا قبل از آن هم ایمان خود را در بدو ورود به قصر اعلام داشته بود ولی در اینجا اسلام او به اوج رسید. و با دیدن این نشانه های روشن با گذشته تاریک خود وداع گفت. و در مرحل تازه ای از زندگی که مملو از نور ایمان یقین بود گام نهاد. 5

و به این ترتیب با تدابیری که سلیمان نبی(ع) اندیشید. او را از خرافه پرستی و عبادت غیر خدا باز داشت.  و از ایمان اجمالی در جمله «ربّ انّی ظلمت نفسی» به توحید صریح انتقال یافت و چون اسلام خود را بر طریقه اسلام سلیمان دانست که همان توحید صریح است لذا جمله خود را از «اسلمت مع سلیمان» به «لله ربّ العالمین»(سوره ابراهیم، آیه 33) تأکید کرد. یعنی اقرار دارم که جز خدا در هیچ جای جهان ربّی نیست و این توحید در ربوبیت است که مستلزم توحید در عبادت نیز هست که مشرکین قائل به آن نیستند. 6

و به این ترتیب ایمان اجمالی او به ایمانی کامل مبدّل شد. و از اعماق وجودش با اعتقاد به خداوند متعال و در معیت پذیرش توحید ـ اعتقاد به ولایت پیامبر زمانش را نیز بر زبان جاری ساخت. و یکی از ده برترین بانوان خردمند جهان در طول تاریخ گردید 7 تا جائیکه خداوند متعال در معجزه جاویدان خویش از او و عقل و درایت او ستایش و یاد می کند. و هنگامی که به شیوه برخورد او در مسأله پذیرش توحید و دعوت سلیمان(ع) تأمّل می کنیم. به برتری او نسبت به کسانی که وضعیتی همچو او را در طول تاریخ داشتند مانند، فرعون و نمرود و یا مترفین اقوام دیگر نسبت به پیامبران پی می بریم. و عمل او را همچون همسر فرعون آسیه که در راه قدرت و شکوه بود می توان ستود که ایمان به خدا و سرای آخرت را به دنیا و زخارف آن ترجیح داد، و از این رو خدای سبحان می فرمایند:«وما الحیاة الدّنیا الاّ لعب ولهو وللدّار الآخرة خیر للذین یتقون افلا تعقلون» (سوره انعام، آیه32)

هوش معنویت
 

او که با دقت مراقب اوضاع حکومت و وضع کشور خود بود. درمیان سپاهیان هدهد را ندید. در جستجو برآمد و علّت را جویا شد.  و گفت اگر دلیل قانع کننده ای برای غیبتش نداشته باشد او را ذبح می کنم. اما غیبت هدهد چندان به طول نیانجامید که به حضور سلیمان(ع) حاضر شد. و هنگامی که آثار خشم را در چهره سلیمان مشاهده کرد. با صراحت و بی پرده و بدون تعارف به وی گفت: ای رسول خدا من به چیزی آگاهم که تو از آن آگاه نیستی. سپس به شرح حال سرزمین سبأ پرداخت که »من به سرزمین سبأ رفته بودم، زنی را در آنجا یافتم که بر آنها حکومت می کرد و همه چیز را در اختیار داشت خصوصاً اینکه تخت عظیمی هم داشت.  و مساله عجیب و ناراحت کننده ای که من در آنجا دیدم این بود که مشاهده کردم آن زن و مردمش در برابر خورشید، نه در برابر خدا سجده می کنند. و شیطان برآنها تسلط یافته و اعمالشان را در نظرشان زینت داده یعنی افتخار می کنند که در برابر آفتاب سجده می کنند. آن چنان در بت پرستی فرو رفته اند که فکر نمی کنم آنها هدایت شوند.

«سلیمان نبی(ع) فرمود:«ما تحقیق می کنیم ببینیم راست گفتی یا از دروغگویان هستی».

سپس نامه ای کوتاه و پر محتوی نوشت و به هدهد داد و گفت:«این نامه را ببر و نزد آنها بیفکن، سپس برگردد و در گوشه ای ببین آنها چه عکس العملی نشان می دهند. »

هدهد نامه را گرفت و به طرف سرزمین سبأ پرواز کرد و نامه را در حضور همه درباریان و دستگاه حکومتی در حالیکه ملکه در میانشان بود افکند، ملکه نامه را برداشت و از مضمون آن آگاه شد، و بدون آنکه در اصالت نامه احتمال جعل یا تردیدی به خود راه دهد رو به بزرگان دربار کرد و گفت: نامه با ارزشی دریافت کرده ام که این گونه آغاز شده است:این نامه از سوی سلیمان است و محتوایش اینست به نام خداوند بخشایش گر مهربان. به شما توصیه می کنم که برتری جوئی در برابر من نکنید و به سوی من آئید و تسلیم حقّ شوید. سپس رو به درباریان حکومتی کرد و گفت: صاحب نظران رأی خود را در این کار مهم بدهید من هیچ کار مهمی را بدون نظر و بی حضور شما انجام نداده ام. آنها گفتند: ما قدرت کافی داریم و مرد جنگ نیز هستیم. اما تصمیم نهایی با توست. ملکه با تأمّل در جواب سخن آنان گفت:پادشاهان هنگامی که وارد سرزمین آبادی می شوند آنجا را به فساد و تباهی و ویرانی می کشانند و خراب می کنند. عزیزان و بزرگان آن سرزمین را به اسارت و آوارگی می کشانند سپس با دور اندیشی به اطرافیان خود گفت:باید قبل از هر کاری سلیمان و اطرافیان او را امتحان کنیم و ببینیم او پادشاه است یا پیامبر خدا.

ملکه با دور اندیشی خود می خواست ببیند اگر سلیمان پادشاه است که مانند سایر پادشاهان با دادن هدایا و خراج راضی می شود.  اما اگر پیامبر خدا باشد و قصدش هدایت مردم و تسلیم آنان در برابر پروردگار جهانیان باشد چه واکنشی نشان می دهد. زیرا پیامبران جز به صلاح امتها نمی اندیشند و با خرافات به مبارزه بر می خیزند.  فرستادگان ملکه به همراه هدایا به سوی سلیمان رهسپار شدند. هنگامی که وارد بارگاه سلیمان شدند با صحنه های غیر منتظره ای برخورد کردند شکوه و جلال شگفت انگیز دربار سلیمان از یک طرف، استقبال نکردن وی و نپذیرفتن هدایا ـ از طرفی اعلام جنگ نیز با آنها کرد. و به آنان که دلگرم هدایای خود بودند گفت: خدا به من بهتر از آنچه را که آورده اید داده، به سوی قوم خود برگردید با لشکریان خود به سراغ شما می آئیم که قدرت مقابله را ندارید و به صورت خوار و ذلیل و حقیر از سرزمینتان بیرون می شوید. 

فرستادگان ملکه به سوی سرزمین خود برگشتند و ماجرا را برای او و اطرافیانش شرح دادند. و به توصیف بارگاه اعجاب آور سلیمان که بارگاهی عادی نبود پرداختند از این رو برای آنان روشن شد که قدرت مقابله با دستگاه سلیمان(ع) را ندارند. 

 هر لبی عقل است ولی هر عقلی لب نیست. و از این جهت خدای متعال فهمیدن و درس احکامی که عقل های کامل و پاک آنها را می فهمند مربوط به اولوالالباب می داند. پس اولوالالباب یعنی فرزانگان و صاحبان عقل ها و خردهای کامل.
برای دسترسی به صفحه اصلی اینجا کلیک بفرمایید



تاریخ : پنج شنبه 89/10/2 | 4:39 عصر | نویسنده : عشق الهی | نظر
       

  • paper | کورالین | آریس باکس